00

به نام خداوند جان و خرد
مجله آموزش پرستاري
فصلنامه علمي – پژوهشي انجمن علمي پرستاري ايران
دوره دوم – شماره 3 (پياپي 5) – پاييز 1392

صاحب امتياز: انجمن علمي پرستاري ايران
مدير مسؤول و سردبير: دكتر فاطمه الحاني
مدي ر اجرايي: دكتر آذر طل
شماره پروانه انتشار وزارت ارشاد اسلامي: 4823/94 مورخ 20/2/91
شماره استاندارد بين المللي: 2322-3812
شماره بين المللي نشريه الكترونيكي: 4428-2322 e-ISSN

شوراي نويسندگان (به ترتيب حروف الفبا):
دكتر محمد اسماعيلپور بندبني، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي گيلان
دكتر فاطمه الحاني، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر منير انوشه، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر زهره پارسا يكتا، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر حميد پيروي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدعلي چراغي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدعلي حسيني، استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر سيده فاطمه حق دوست اسكويي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدرضا حيدري، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر ناهيد دهقان نيري، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر ناهيد رژه، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر سادات سيدباقر مداح، استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر نعيمه سيدفاطمي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر آذر طل، دكتراي آموزش بهداشت و ارتقاي سلامت دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر عباس عبادي، استاديار دانشكده پرستاري دانشگاه علوم پزشكي بقيه اﷲ
دكتر عباس عباس زاده، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دكتر شهرزاد غياثونديان، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر علي فخرموحدي، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي سمنان
دكتر مسعود فلاحي خشكناب، دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر انوشيروان كاظم نژاد، استاد گروه آمار زيستي دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عيسي محمدي، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر ندا مهرداد، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر حسن ناويپور، استاديار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عليرضا نيكبخت نصرآبادي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجتبي ويسمرادي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجيده هروي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر فريده يغمايي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

ويراستار انگليسي: دكتر مجتبي ويس مرادي – علي رضا قريب
ويراستار فارسي: دكتر فاطمه الحاني
حروفچيني و صفحه آرايي: فرشته حيدري
طراح جلد: اصغر سوراني
ناشر: انجمن علمي پرستاري ايران
نشاني: تهران – ميدان توحيد – دانشكده پرستاري و مامايي تهران
كدپستي: 1419733171، صندوق پستي: 398/14195، تلفن و نمابر: 66592535
e-mail: info@jne.ir , Website: http://jne.ir

آموزش پرستاري دوره 2 شماره 3 (پياپي 5) پاييز 1392، 37 -28 تأثير آموزش همتا بر اضطراب بيماران كانديد عمل جراحي پيوند عروق كرونر ؛ يك م طالعه كارآزمايي باليني

شكوه ورعي1، محمدعلي چراغي2، نعيمه سيدفاطمي3، ميترا طالبي4، ناصر بحراني5، علي دهقاني6، مرتضي شمسيزاده7

چكيده

مقدمه: بيماري هاي قلبي عروقي شايع ترين علت مرگ در سراسر جهان مي باشند و علي رغم درمان هاي دارويـي ، عمـلجراحي پيوند عروق كرونر در برخي از بيماران همچنان به عنوان اولين و بهترين انتخاب در درمـان آنـان شـناخته شـده اسـت.
اهميت كاهش اضطراب در بيماران تحت جراحي قلب باعث شد مطالعه اي با هدف تأثيرآموزش همتا بر اضـطراب ا يـن بيمـارانانجام شود.
روش: در اي ن كارآزمايي باليني تصادفي، تعداد 60 بيمار مراجعه كننده به بيمارستان امام خميني و دكتر شريعتي تهران بـا روش نمونه گيري آسان وارد مطالعه شده و به صورت هفتگي، به دو گروه كنترل و مداخله تخصيص يافتند. اضطراب بيماران هر دو گروه در روز بستري اندازه گيري شد. سپس گروه كنترل آموزش روتين بخش و گروه مداخله، علاوه بر آموزش روتين بخـش، توسط همتايان نيز آموزش ديدند. مجدداً اضطراب بيماران قبل از عمل، پنج روز و چهار هفته بعد از عمل نيز سنجيده شد. ابـزارگردآوري داده ها، پرسشنامه اطلاعات دموگرافيك و پرسشنامه اضطراب آشكار اشپيل برگر بود. اطلاعات جمعآوري شده با كمك نرمافزار SPSS v.22 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. سطح معناداري براي تمام آزمو نها 05/0 در نظر گرفته شد.
يافته ها: ميانگين اضطراب در هر دو گروه در روز بستري اختلاف آماري معنا داري نداشتند (8/0=p). ميانگين اضـطراببيماران گروه مداخله در مقايسه با گروه كنترل در قبل از عمل، پـنج روز و چهـار هفتـه بعـد از عمـل تفـاوت معنـاداري داشـت(001/0<p).
نتيجه گيري: با توجه به يافته هاي اين پژوهش به نظر مي رسد، آموزش همتا براي بيماران كانديد عمـل جراحـي پيونـدعروق كرونر، روشي مؤثر در جهت كاهش اضطراب بيماران مي باشد. لذا توصي ه مي شود جهت آموزش بيمـاران، از ايـ ن رويكـ رد آموزشي در بخشهاي جراحي قلب استفاده شود.

كليد واژه ها: آموزش همتا، اضطراب، عمل جراحي پيوند عروق كرونر

تاريخ دريافت: 2/6/1392 تاريخ پذيرش: 9/9/1392

– استاديار، عضو هيأت علمي دانشكده پرستاري و مامايي، دانشگاه علوم پزشكي تهران، تهران، ايران
– دانشيار، عضو هيأت علمي دانشكده پرستاري و مامايي، دانشگاه علوم پزشكي تهران، تهران، ايران
– دانشيار، عضو هيأت علمي دانشكده پرستاري و مامايي، دانشگاه علوم پزشكي تهران، تهران، ايران
– كارشناس ارشد پرستاري، مربي، دانشكده پرستاري و مامايي، دانشگاه علوم پزشكي شاهرود، شاهرود، ايران
– مربي گروه آمار، دانشكده پرستاري و مامايي، دانشگاه علوم پزشكي تهران، تهران، ايران
– دانشجوي دكتراي پرستاري، عضو هيأت علمي دانشكده پرستاري و مامايي، دانشگاه علوم پزشكي جهرم، جهرم، ايران
– كارشناس ارشد پرستاري، مربي، عضو هيأت علمي دانشكده پرستاري و مامايي، دانشگاه علوم پزشكي شاهرود، شاهرود، ايران (نويسنده مسؤول)
Shamsizadeh@shmu.ac.ir :پست الكترونيكي
مقدمه

بيماري هاي قلبي عروقي، بيماري هايي هسـتند كـهباعث درگيري قلب و عـروق خـوني شـده و علـت اصـليمرگ در ايالات متحده، (1و2) و در حال حاضر شايع تـر ين علت مرگ در سراسر جهان محسوب مي شوند (3). سازمان بهداشت جهاني از اين بيماري به عنوان همه گيـري دوراننوين ياد مي كند (4). طبق گزارش انجمـن قلـب آمريكـا،بيماري هاي قلبي عروقي، علت يك مرگ از هر سه مـرگدر ايالت متحده مي باشـد و بـه طـور ميـانگين در هـر روز2150 آمريك ايي ب ه عل ت بيم اري ه اي قلب ي عروق ي مي ميرند كه تقريباً يك مرگ در هر 40 ثانيه است. بـيشاز 83 ميليون آمريكايي به يك، يـا بـيش از يـك بيمـاريقلبي مبتلا هستند كه از اين تعداد، نزديك به 17 ميليـوننفر بـه بيمـاري عـروق كرونـر مبـتلا هسـتند (5). شـيوع بيماري هاي قلبي عروقي مخصوصاً بيماري عروق كرونـر،به شدت در چين، هند، پاكستان و خاورميانه نيـز در حـالافزايش است به طوري كه علت 40% از مرگ و ميرهـا رادر خاورميانه به خود اختصاص مي دهـد (3). در ايـران نيـزاولين عامل مرگ و مير، بيماري قلبي عروقي اسـت و نيـزعنوان شده است كه بيش از 3/39% تمام مرگ و ميرها در ايران ناشي از بيماري هاي ايسكميك قلـب اسـت. ميـزانمرگ و مير بيماري هاي قلبي عروقي، 4/171 نفـر در هـر
100 هزار نفر در كل جمعيت مي باشد (6و7).
امــروزه عمــل جراحــي پيونــد عــروق كرونــر (Coronary Artery Bypass Graft=CABG) بـه
عنوان اولين و بهتـرين انتخـاب در درمـان برخـي از ايـ ن بيماران شناخته شده اسـت (8) و ايـ ن عمـل، نظيـر سـايراعمال جراحي، با تجربه اضطراب همراه مي باشـد (9)؛ امـابيماراني كه تحت اين عمل قرار مي گيرند، نسبت به سـايربيماران مضطرب تر و وحشت زده تر هسـتند (10)، چـرا كـهقلب در ارتباط مستقيم با مرگ و زندگي مي باشد (11). بـااين كه اضطراب شايع ترين اختلال روحـي روانـي، و يـكاختلال ذهني بوده كه همه انسـانهـا بارهـا آن را تجربـهكرده اند (12)، اما شايع ترين واكـنش روانـي در پاسـخ بـهتغييرات و تجربيات جديد نيز مي باشـد (13). آثـار آن نيـزمي تواند به صورت مشكلات جسمي و حركتي، تأثير آن بر تفكر و ادراك نيز نمـود پيـدا كنـد (14). مطالعـات متعـددنشان داده است، در صـورتي كـه اضـطراب بيمـار قبـلعمل جراحي كنترل نشود، مي تواند موجب طـولاني شـدندوره بهبـــودي در بيمـــار شـــود (15). طبـــق مطالعـــه Krannich و همكاران، 34% از بيماران قبـل و 7/24% بعد از عمل جراحي CABG اضطراب را تجربه كرده انـد (16). Tsushima و همكــاران نيــز در مطالعــه خــوددريافتند كه به طور ميـانگين 29/40% از بيمـاران كانديـدعمل جراحي CABG، داراي علايـ م اضـطراب هسـتند
.(17)
بيمـاراني كـه در انتظـار عمـل جراحـي CABG هستند مي بايست به صورت روتين از نظر اضطراب بررسي شوند و متعاقب آن اقـداماتي در جهـت كـاهش اضـطراببراي آنان انجام گردد. يكي از اين اقدامات، دادن اطلاعات و آموزش به بيمـاران در زمينـه بيمـاري و عمـل جراحـيمي باشد. آموزش به عنوان حقوق اوليه انسـان هـا شـناختهشده است (18) چرا كه انسان ها براي خوب ماندن و خوب شدن به آن نياز دارند (19). در اين بين نقش آموزش قبل از عمل به بيماران بسيار مهم شناسايي شـده اسـت (11)، زيرا موجب كوتاه شدن طول اقامت در بيمارسـتان، خـروجسريع تر از تخت و آمادگي براي گذراندن دوران نقاهـت در منزل مي شـود (20). يكـي از انـواع آمـوزش بـه بيمـارانآموزش توسط همتا مي باشـد كـه در تسـهيل و پيشـرفتبهداشت و ايجاد محيطي براي يادگيري تأثير بسيار زيادي را دارا مي باشد (21) آموزش همتا تبادل اطلاعات، نگـرشو رفتار به وسيله كساني است كه به طور تخصصـي در آنمورد تربيت نشده باشند اما تجارب مشـتركي دارنـد (22).
همچنين، آموزشي مفيـد اسـت كـه بـا افـزايش انگيـزه وآمادگي، به درمان كمك مي كند و بازگشت بـه رفتارهـايپرخط ر را ك اهش م ي ده د (23). مطالع ات زي ادي ب ر سودمندي رابطـه بـين بيمـار و همتـا صـحه گذاشـته انـد .
آموزش همتا نوعي حمايت بشر دوسـتانه و نـوع دوسـتانهاست (24). آموزش همتا سبب بهبـود تعامـل بـين فـرديمي شود چرا كه عنوان يك ميـانجي بـين بيمـار و پرسـنلدرماني اعمل مي كند بين تربيت و آموزش همتـا براسـاساين اصل است كه انسان ها براساس تجارب زنـدگي خـودماهر و ورزيده مي شـوند و اطلاعـات خـود را بـا همـديگر تقسيم مي كنند (25و26). آموزش همتا يك رويكرد مـداوم است كه در آن همتا با بيمار ارتبـاط دوسـتانه، صـميمي وطولاني برقـرار نمـوده و اطلاعـات خـود را بـا او تقسـيممي كند (48). در آموزش همتا، به علـت عضـويت همتـا وبيمار در يك گروه، حس همدلي و هويت اجتماعي را قوت بخشيده و موجبات افزايش دانش را فراهم مي سـازد (27). در اي ن حال ت بيم اران اطلاع ات همتاي ان را راح ت ت ر مي پذيرند و رازهاي خود را با آنان در ميان مي گذارند (28).
حمايت توسط همتايان موجب آمادگي بيشـتر بـراي عمـلجراحي قلب و افزايش انگيزه براي بازتواني قلبي مي شـود(14). آموزش به بيماران قلبـ ي هميشـه مـؤثر نبـوده و درمطالعه اي كه توسط Asilioglu و Celik انجـام شـدهاست، آموزش موجب بيشتر شدن ميانگين نمـره اضـطراب در بيماران گروه مداخله شده است (47).
حمايت همتايـان در بيمـاران بـا رويـدادهاي قلبـيموجب رعايت رژيم غذايي، ارتقـاء خودكارآمـدي، كـاهشاضطراب، انجام ورزش، كاهش مصـرف سـيگار و تعـديلاس ترس (29و30) و ني ز موج ب اف زايش انگي زه ب رايبازتواني و آمادگي بيماران براي عمل جراحـي قلـب شـدهاست. همتايان در موقعيت هاي پراسترس به كمك بيماران رفته و حس مشاركت را در آن ها تقويت مـي نماينـد (31).
بخش عمده اي از زمان همتايان در نقش حمايـت عـاطفي جلوه مي كند چرا كه قبل از عمل، همتـا تـلاش مـي كنـدترس و اضطراب بيمار را نسـبت بـه عمـل جراحـي قلـبكاهش دهد و او را براي عمل جراحـي آمـاده نمايـد (14). بيماري هاي قلبـي عروقـي بي شـترين علـت مـرگ و م يـ ر بيماران معرفي شده و همچنين آمـوزش همتـا بـه عنـوانآموزشي مفيد بيان شده است، اما تاكنون در كشور ما تأثير آموزش همتا بر اين بيماران مورد توجه پژوهشـگران قـرارنگرفته است. از سوي ديگر به نظر مي رسـد همتايـان بـهدليل داشتن تجربه عمـل جراحـي قلـب، بتواننـد بـا بيـانتجارب قبلي و موفق خود سهم بسـيار بزرگـي در كـاهشاضطراب اينگونه بيماران داشته باشند. تجربه پژوهشگر در رويارويي با مسايل و مشك لات بيمارات تحت عمل جراحي قلب و همچنين اهميت موضوع و عدم وجود تحقيقـات درزمين ه آم وزش همت ا در اي ن بيم اران، موج ب طراح ي پژوهشي با هدف تأثير آموزش همتا بر اضـطراب بيمـارانكانديد عمل جراحي CABG شد.

روش مطالعه

اين پژوهش، مطالعـ ه اي از نـوع كارآزمـايي بـالينيدوگروهي اسـت . جامعـه مـورد مطالعـه شـامل 60 تـنبيماران تحت عمل جراحي پيوند عروق كرونر (CABG) بوده است كه در سال 1391 به بيمارستان امامخميني(ره) و بيمارست ان دكتر شريعتي تهران مراجعه مـي نمودنـد. تعـدادبيماران در هر گروه كنترل و مداخله 30 نفر بود. واحدهاي پژوهش با روش نمونـ ه گيـري در دسـترس، از بيمارسـتانامام خميني(ره) و شـريعتي انتخـاب شـدند؛ معي ارهـاي ورود بيماران به اي ن پژوهش شامل: كانديد عمل جراحـي قلـب بـراي اولـين بـار، نداشـتن مشـكلات شـناختي، معلوليـت جسمي و تحصـ يلات مـرتبط بـا پزشـكي، عـدم مصـرفداروهاي ضد اضطراب و افسردگي، محدوده سني بـين 40 تا 70 سال و توانايي صحبت كردن به زبـان فارسـي بـود . معيارهاي خروج نيز شامل اين موارد بود كه بيمار در طول مطالعه فوت كند يا دچار مشكلات جسمي جد يـدي شـودكه توانايياش را در مراقبت از خود از دست بدهد، بيمار در طي مطالعه از همكاري با محقق تجديدنظر كرده و راضي به همكاري نباشد، حادثه ناگواري مانند فوت بستگان پيش بيايد كه بر اضطراب بيمار بيافزايد. سپس، تخصيص آن هـا به دو گروه، جهت جلوگيري از تداخل گروه هاي كنتـر ل و مداخله، به طور هفته اي تصادفيسازي شـدند. بـه صـورتتصادفي در هفته اول گروه كنتـرل و در هفتـه دوم گـروهمداخله مورد بررسي قرار ميگرفتند. اين روش آن قدر ادامه پيدا كرد تا به تعداد نمونه لازم رسيديم. براي جلـوگيري ازآلودگي اطلاعات (Data Contamination) و ايجـادتورش (Bias)، شروع نمونه گيري در هر هفته منـوط بـهترخيص تمام واحدهاي مورد پژوهش در هفته گذشته بـودو در صــورت عــدم تــرخيص حتــي يكــي از واحــدها، نمونهگيري تا زمان ترخيص او انجام نميشد.
بـراي تعيـين حجـم نمونـه ميـانگين گـروه مـورد، ميانگين گروه شاهد، واريانس گروه مورد و واريانس گـروه
ش اهد از مقال ه نوشـته ش ده توس طParent and
Fortin, 2000 اسـتخراج گرديـد و در فرمـول تعيـين حجم نمونه گذاشته شد و حجم نمونه تعيين گرديد:

مداخلـه مـوردنظر در ايـ ن پـژوهش آمـوزش توسـط همتايان بوده اسـت. بـه منظـور انتخـاب همتايـان، ليسـتبيماراني كه در طي سال هاي گذشـته تحـت عمـل جراحـيCABG قرا گرفته بودند و نيز به مركز بـازتواني قلبـي دربيمارستان مراجعه مـي نمودنـد، بررسـي شـد . بـدين منظـورهمتاياني كه داراي شرايط زير بودند از بين همتايان انتخـابشدند: همتا براي شركت در پژوهش داوطلب باشد، از حداقل سطح تحصيلات با مدرك ديپلم برخوردار بوده، حداقل يـكسال از تجربه عمل جراحي آن ها گذشـته باشـد، و براسـاسپرسشنامه اضطراب اشكار اشپيل برگر اضطراب نداشـته و يـ ا اضطراب در حد خفيف داشته باشد. در نهايت دو همتا كه تـامراحل آخر آموزش با پژوهشـگر هم كـاري كردنـد، انتخـابش دند. همتاي ان ه ر دو مــذكر، سـاكن ته ران، كارمنــد، تحصيلات ديپلم، 46 و 42 ساله بوده و تاريخ عمل جراحـ ي آن ها نيز در سال هاي 1387 و 1388 بوده است.
به همتايان طي سه جلسه آموزشي توسط پژوهشـگرآموزش داده شد. موارد مورد آموزش بر طبق اهداف پژوهش تعيين گرديد به طوري كه در جلسـه اول پيرامـون مفـاهيم،اهميت و مزاياي آموزش همتا، مهارت هـ اي ارتبـاطي ماننـدتوجه به رفتارهاي غيركلامي، توانايي گـوش دادن فعالانـه،توانايي دريافت و ارسال پيامهاي واضح ارتباطي، راهكارهاي كاهش اضطراب مانند تنفس عميق، موسيقي، خواندن ادعيه و قرآن كريم، جلسه دوم در مورد مقدار فعاليت بدني، كنترل تنگي نفس، خستگي، درد قفسه سـينه، وزن، رژيـم غـذايي،سطح فعاليت معمول و اجتمـاعي، پيگيـري درمـان و رابطـهزناشويي با همسـر و جلسـه سـوم در مـورد سـاير نيازهـايبيماران كانديد CABG ماننـد مراقبـت از زخـم، مصـرفداروها و تغذيه (32) آموزش داده شد. در خاتمه هـر جلسـه، پيرامون موارد آموزش داده شده بحث مي شد. روش آموزشي پژوهشگر به صورت سخنراني، پرسش و پاسخ با اسـتفاده ازاسلايد، فيلم، عكـس و وايـتبـرد بـود. بعـد از هـر جلسـهآموزش، گروه همتايـان آمـوزش تجـارب خـود را بـه روشايفاي نقش در حضور پژوهشگر با يكـديگر تمـرين كردنـد.
پس از آمـو زش همتايـان، بـه منظـور اطمينـان از آمـادگيهمتايان و يكسان سازي آموزش آنان پژوهشگر با اسـتفاده ازيك چك ليست موارد را بررسي مي نمود و در صـورتي كـههمتا كليه موارد آموزش ديده در طول سه جلسـه را رعايـتمي كرد به او اجازه وارد شدن به مرحله بعد داده مـي شـد . در خاتمه كتابچه اي از كليه مطالب عنـوان شـده در كـلاس دراختيار همتايان قرار داده شد. مكان برگزاري اين جلسـات دربيمارستان امام خميني(ره) و بيمارسـتان شـريعتي بـود. بعـد
اتمام آموزش همتايان، اضطراب آشكار بيماران با اسـتفاده ازپرسشنامه اشپيلبرگر سطح اضطراب بيماران هر دو گروه در روز بستري مورد بررسي قرار گرفت. سپس به بيماران گـروهمداخله، آموزش همتا بـه اجـرا گذاشـته شـد؛ بـدين منظـوربيماراني كه در گروه كنترل قرار مي گرفتند از آموزش روتين بخش (شامل آموزش توسط پزشك، پرستار و يا پوسـتر هاي داخل بخش) و بيمـاران گـروه مداخلـه عـلاوه بـر آمـوزش روتين، آموزش همتا را دريافت نمودند. اين آموزش طـي دوجلسه و هر جلسه به مدت يك ساعت در دو روز به صـورتجداگانه توسط همتايان با نظارت پژوهشـگر از روز پـذيرشبيمار تا يك روز قبل از عمل به بيماران داده شد. سپس هـردو گروه، روز قبل از عمـل و پـنج روز بعـد از عمـل سـطح اضطراب آن ها مجدداً مورد بررسـي قـرار گرفـت. اضـطرابهفته چهارم از طريق تماس تلفني با بيمـار و خـانواده آن هـا مورد بررسي قرار گرفت.
ابزار جمع آوري اطلاعات، پرسشنامه اي سه قسـمتيشامل اطلاعات فـردي، مشخصـات بيمـاري و پرسشـنامهاضطراب آشكار اشپيلبرگر بود. براي تعيين روايي قسـمتاول و دوم پرسشنامه، از روايي محتوا اسـتفاده شـد. بـدينصورت كه پرسشنامه تهيه شده در اختيار 10 تن از اعضاي هيئت علمي متخصص در اين زمينه قرار گرفت و پـس ازدريافت پيشنهادات آنـان، اصـلاحات لازم بـه عمـل آمـد. روايي و پايايي پرسشنامه اشپيل برگر قبلاً مورد بررسي قرار گرفته بود. اعتماد علمي آن در جامعه هنجار 9452/0 و در جامعه ملاك 9418/0 بود به دسـت آمـده اسـت (33). در اين پژوهش نيز از روش سنجش پايايي دروني و با استفاده از روش آلفاي كرونباخ ضريب اعتبار 938/0 به دست آمد. اين پرسشنامه حاوي 20 سؤال چهار جوابي با گزينـ ه هـ اي اصلاً، كمي، زياد و خيلي زيـاد اسـت. حـداقل نمـره ايـنپرسشنامه 20 و حداكثر 80 است.
ايــــ ن ك اارآزمــــ يي بــــاليني بــــا شــــماره IRCT201205029623N1 در سايت مركـ ز ثبـت
كارآزمايي بـاليني ثبـت شـده و مجـوز كميتـه اخـلاق در
پــژوهش دانشــگاه علــوم پزشــكي تهــران را در تــار يخ 6/12/1390 با شماره 2329/130/د/90 اخذ نمـوده اسـت. جهـت كليـه واحـدهاي مـورد پـژوهش شـركت كننـده در مطالعه، فرم رضايت نامه كتبي آگاهانه اخذ گرديد.
ملاحظات اخلاقي در ايـ ن پـژوهش شـامل كسـباجازه از مسؤولين مربوط، معرفي خود بـه واحـدهاي مـورد
پژوهش و يا اعضـا ي خـانواده آن هـا و تشـر يح اهـداف وماهيت پژوهش، كسب رضايت نامه كتبي از بيماران و جلب مشاركت آنان در پژوهش، ارايه نتايج مطالعه به مسـ ؤولين بيمارس ـتان م ورد مطالعـه و خـانواده بيم ـاران و در آخ ر اطمينان خاطر دادن به بيماران كه اطلاعات شخصي آن ها به صورت محرمانه باقي مي ماند. از محـدود يت هـاي ايـ ن مطالعه مي توان به وجود نداشتن همتاي خانم و هم چنـين احتمال اين كه نمونه ها از منابع ديگري اطلاعـات كسـبكننـد خـارج از دسـترس محقـق بـود. اطلاعـات پـس از جمع آوري از طريق نرم افزار SPSS v.20 مورد ارز يـابي قرار گرفته و آناليز نهايي بـرروي 60 بيمـار در زمـان هـاي موردنظر انجام شـد . بـراي همسـاني دو گـروه در قبـل ازمداخلــه، آزمــون كولمــوگروف اســميرنوف دو نمونــه اي
(Two-Sample Kolmogorov-Smirnov)
انجام شد و توزيع داده هـ ا نرمـال بـود (8/0=sig). جهـتتوصيف فرارواني داده ها از آمار توصـ يفي و بـرا ي مقايسـهداده ها از آزمون تي مستقل، آزمون كـاي دو، بـراي فرضـيه متفاوت بـودن م يـانگين نمـرات اضـطراب در دو گـروه از تحليــل واريــانس دو طرفــه بــا انــدازه گيــري مكــرر (Repeated measures analysis of variance) و از آزمون بونفروني (Bonferroni) براي تفاوت ميانگين نمرات بين گروهها استفاده گرديد. سـطح معنـاداري بـرايتمام آزمون ها 05/0 در نظر گرفته شد.

يافتهها

يافته هاي اين پژوهش نشان داد كه بيماران دو گـروهكنترل و مداخله از نظر مشخصات فردي همگن مـي باشـند (جدول شماره 1)، به طوري كه اكثريت بيماران گروه مداخله و گروه كنترل در محدوده سـني 55 تـا 70 سـال و از نظـرجنسيت مذكر بودند. بيشـتر بيمـاران هـر دو گـروه متأهـل ، داراي شغل آزاد و تحصيلات ابتدايي بودنـد (جـدول شـماره1). ميانگين اضطراب بيمـاران گـروه كنتـرل و مداخلـه بـهترتيــب 57/46 و 47 بــود و بــا يكــديگر اخــتلاف آمــاريمعناداري نداشتند (8/0=p). همچنين آزمون تحليل واريانس دو طرفه با اندازه گيري هاي مكـ رر بـا لحـاظ كـردن آزمـونبونفروني نشان داد كه بين ميانگين نمره اضـطراب بيمـاران گروه كنترل و مداخله در روز قبل از عمل، 5 روز بعد از عمل و چهار هفته بعد از عمل اخـتلاف آمـاري معنـاداري وجـودداشت (001/0<p) (جدول شماره 2 و شكل 1). براي متغير اضطراب، هـم اثـر گـذر زمـان (001/0<p)، هـم اثـر بـينگروهــي (001/0<p) و هــم اثــر متقابــل زمــان و گــروه(001/0<p) معنادار شد (جدول شماره 3).
جدول 1- مشخصات جمعيتشناختي بيماران كانديد عمل جراحي CABG در دو گروه مداخله و كنترل
متغير گروه تعداد(دمداخله رصد) تعداد(كنتدرل رصد) نتيجه آزمون
40 تا 55 سال (7/36)11 (3/23)7 3/0=p* سن 55 تا 70 سال (3/63)19 (7/76)23 871/0=t
ميانگين (انحراف معيار) (33/8)90/58 (96/7)7390/60 58=df
470157-769125

جنس مزرند ((37//2376))237 ((37//2376))237 000/1=p** وضعيت تأهل همسر فومتأهلت شده ((1090))273 ((37//1386))264 5/0=p** كارمند (3/23)7 (7/26)8
وضعيت اشتغال آزاد (7/56)17 (50)15 8/0=p** خانهدار (20)6 (3/23)7 بيسواد (7/46)14 (7/36)11
سطح تحصيلات ابتدايي (50)15 (7/46)14 2/0=p** ديپلم و بالاتر از ديپلم (3/3)1 (7/16)5
مصرف دخانيات عدم مصرف مصرف دخانيات دخانيات ((4060))1218 ((4060))1218 000/1=p**
بيمه درماني بدونداراي بيمهبيمه درماندرمانيي ((73//2673))228 ((2080))246 5/0=p** وزن طبيعي (7/26)8 (3/23)7
شاخص توده بدني اضافه وزن (3/53)16 (3/43)13 5/0=p** چاقي متوسط (20)6 (3/33)10
آزمون تي مستقل، ** آزمون كاي دو
جدول 2- توزيع فراواني ميانگين و انحراف معيار نمره اضطراب در دو گروه كنترل و مداخله
سطح معناداري 4 هفته بعد از عمل 5 روز بعد از عمل قبل از عمل روز بستري روزهاي بررسي گروه ها
(<0/001) * 31/80 35/53 41/17 46/57 ميانگين كنترل
9/18 8/77 7/17 10/01 انحراف معيار (<0/001) * 21/10 24/30 28/47 47 ميانگين مداخله
1/39 6/79 5/48 12/29 انحراف معيار تحليل واريانس دو طرفه با اندازه گيري مكرر

جدول 3- مقدار آماره و p ـ اثر زمان، اثر گروه، اثر متقابل زمان و گروه براي اضطراب در آناليز واريانس با اندازه هاي تكراري

متغير

آزمون

بيمار

اضطراب
ان

آماره

مقدار

مقدار
p
value

زمان

اثر

4
/
109

)
001
/
0
<
(

گروه

اثر

6
/
58

)
001
/
0
<
(

گروه

و

زمان

متقابل

اثر

6
/
12

)
001
/
0
<
(

متغير

آزمون

بيمار

اضطراب



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید