-7619-2

به نام خداوند جان و خرد
مجله آموزش پرستاري
فصلنامه علمي – پژوهشي انجمن علم ي پرستار ي ايران دوره دوم – شماره 3 – بهار 1392

صاحب امتياز: انجمن علم ي پرستار ي ايران
مدير مسؤول و سردبير: دكتر فاطمه الحاني
مدي ر اجرايي: دكتر مجتبي ويس مرادي
شماره پروانه انتشار وزارت ارشاد اسلامي: 4823/94 مورخ 20/2/91
شماره استاندارد بين المللي: 2322-3812
شماره بين المللي نشريه الكترونيكي: 4428-2322 e-ISSN

شوراي نويسندگان (به ترتيب حروف الفبا):
دكتر محمد اسماعيل پور بندبني، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي گيلان
دكتر فاطمه الحاني، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر منير انوشه، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر زهره پارسا يكتا، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر حميد پيروي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدعلي چراغي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدعلي حسيني، استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر سيده فاطمه حق دوست اسكويي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدرضا حيدري، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر ناهيد دهقان نيري، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر ناهيد رژه، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر سادات سيدباقر مداح، استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر نعيمه سيدفاطمي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر آذر طل، دكتراي آموزش بهداشت و ارتقاي سلامت دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر عباس عبادي، استاديار دانشكده پرستاري دانشگاه علوم پزشكي بقيه اﷲ
دكتر عباس عباسزاده، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دكتر شهرزاد غياثونديان، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر علي فخرموحدي، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي سمنان
دكتر مسعود فلاحي خشكناب، دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر انوشيروان كاظم نژاد، استاد گروه آمار زيستي دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عيسي محمدي، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر ندا مهرداد، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر حسن ناوي پور، استاديار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عليرضا نيكبخت نصرآبادي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجتبي ويسمرادي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجيده هروي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر فريده يغمايي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

ويراستار انگليسي: دكتر مجتبي ويس مرادي
ويراستار فارسي: دكتر فاطمه الحاني
حروفچيني و صفحه آرايي: فرشته حيدري
طراح جلد: اصغر سوراني
ناشر: انجمن علم ي پرستار ي ايران
مشاوران علمي اين شماره (به ترتيب حروف الفبا):
دكتر محمد اسماعيل پور بندبني دكتر محمدرضا حيدري دكتر شراره خسروي دكتر ناهيد رژه محمدعلي سليماني دكتر رضا ضيغمي دكتر آذر طل دكتر طاهره طولابي دكتر علي فخرموحدي دكتر فرشته مجلسي دكتر بهرام محبي رضا مسعودي بتول نحرير رقيه نظري پوران فراهاني دكتر مجتبي ويس مرادي دكتر مجيده هروي دكتر معصومه همتي مسلك پاك دكتر فريده يغمايي
نشاني: تهران – ميدان توحيد – دانشكده پرستاري و ماما يي تهران
كدپستي: 1419733171، صندوق پستي: 398/14195، تلفن و نمابر: 66592535
e-mail: info@jne.ir , Website: http://jne.ir

آموزش پرستاري دوره 2 شماره 3 بهار 1392، 48-36
آسيب شناسي درس اصول و فلسفه تعليم و تربيت در برنامه درسي دكتري آموزش پرستاري: مطالعه كيفي

جمال صيدي، فاطمه الحاني، منيره انوشه

چكيده

مقدمه: فلسفه تعليم و تربيت به عنوان يكي از حوزههاي معرفت بشري، يكي از دروس مهم در اكثر رشتههاي تحصيلياز جمله رشته آموزش پرستاري در مقطع دكتري مي باشد. تضمين كيف يت آموزش پرستاري نيازمند بررسـي دورهاي برنامـههـ اي درسي اين مقطع مي باشد. در حقيقت نيازهاي حرف هاي پرستاران از عوامل مهم ايجاد تحول در اين واحد درسي مي باشد. بنابراين اين مطالعه با هدف آسيبشناسي درس اصول و فلـسفه تعلـيم و تربيـت در مقطـع دكتـري پرسـتاري مـي توانـد در ايـن راسـتاكمك كننده باشد.
روش: اين پژوهش يك مطالعه كيفي با روش آناليز محتوي است. با روش نمون هگيري مبتني بر هـدف بـا 11 دانـشجو مقطع دكتري و 2 مدرس واحد درسي اصول و فلسفه تعليم و تربيت از دانشگا ههاي تربيـت مـدرس، تهـران، علـوم بهزيـستي وتوانبخشي و تبريز در سال 1390 مصاحبه انجام شد . كليه مصاحبه ها روي كاغذ پياده شـد و بـه صـورت دسـتي مـورد تجزيـه وتحليل قرار گرفتند.
يافتهها: يافتههاي نهايي تحقيق از پنج طبقه شامل برنامهريزي آموزشي ، ارتقـاي اسـتراتژيهـ اي انگيـزهسـاز، اصـلاح فرآيندهاي ارزشيابي تعاملي، انطباق محتـوي بـا فلـسفه خـاص و عـام و انعطـاف پـ ذيري محتـوي بـا نيازهـاي دانـشجويان بـازيرطبق ههاي متعدد و يك درون مايه اصلي شامل اصلاح فرآيند مديريت آموزشي بود.
نتيجهگيري: نتايج نشاندهنده اهميت و ضرورت بازنگري برنامههاي درسـي مقطـع دكتـري پرسـتاري از جملـه درساصول و فلسفه تعليم و تربيت در پرستاري مي باشد. جهت بهبود كيفيت برنامه درسي اين واحد بهتـر اسـت محتـوي درسـي آنبراساس نيازهاي جامعه پرستاري و دانشجويان باشد تا بتوانند آن را به صورت عملي در آموزش، تحقيق و بالين به كار ببرند.

كليد واژه ها: آسيب شناسي، دكتري پرستاري، اصول فلسفه تعليم و تربيت، آناليز محتوي

تاريخ دريافت: 5/12/1391 تاريخ پذيرش: 24/2/1392

مقدمه

فلسفه تعليم و تربيت با دو قلمرو فلـسفه و تعلـيم و تربيت در ارتبـاط اسـت و تحـصيل آن نيازمنـد پيـشين ازمباني و مباحث فلسفه از يك سو و دانش و مباني تعلـيم و تربيت از سوي ديگر است (1). امروزه دانشجويان پرستاري نيازمند آشنايي با فلسفه هـاي اختـصاصي حرفـه خـود بـهصورت خاص از يك سو مي باشند (1و2) و از سـوي ديگـر به صورت عام دانشجويان در هر رشته و مقطـع تحـصيليمتناسب با نياز جامعه و علم و تكنولوژي روز نيازمند تعلـيمو تربيت هستند، تا آماده ارايـ ه خـدمات مـورد نيـاز خـود وجامعه بعد از فارغ التحـصيلي باشـند (3). بـي شـك لازمـهارزيابي وضـعيت موجـود دانـشجويان در حـال تحـصيل وايجاد تغييرات متناسب با نياز آن هـا و جامعـه ، انجـام يـكنيازسنجي آموزشي كارا و مبتني بر هدف است . با نگاه بـهتربيت در بهبـود و ارتقـاي ايـ ن عمـل، فيلـسوف تربي تـي، برنامهريز درس ي و معلم درصدد رفع محدوديت هـاي تف كـ ر متعارف و دستيابي به فضيلت عملشان از طر يـ ق تأمـل بـرعمل خود برمي آيند (4).
فلسفه تعليم و تربيت به عنوان يكـي از حـوزههـ اي معرفت بشري و تدريس آن در دانشگاههاي جهـان حـدودنيم قرن از آن مي گذرد. در عين حـال كـه ايـن رشـته درزمينه ارا يه محتوي نظام تعليم و تربيت مانند اهـداف و يـااصول تعليم و تربيت و غيره گامهاي مفيدي برداشـته، بـهعنوان پاي هاي براي بسياري از رشتههاي تحصيلي به شمارمي رود (5). ولي به دليـل نبـود ارتبـاط مـستقيم بـا رشـتهپرستاري، نمي توان از مزاياي گوناگون آن به بهترين شكلاستفاده نمود . وجود ارتباط بين فلـسفه تعلـيم و تربيـت بـااهداف و محتوي رشـته پرسـتاري كـه تحـت تـأثير سـايردسيپلينها و علوم مثل هنر، علوم انساني ، جامعـه شناسـي،روان شناسي، اخلاق و معرفـت و غيـره مـي باشـد (6) كـهمي تواند بر افزايش بازدهي يادگيرندگان و كاربرديتر شدن مطالب فراگرفته شده تأثير به سزايي داشته باشد.
از طرفي آسـيبشناسـي مجـزي دروس در برنامـهآموزشي مقطع دكتري مي تواند در تعيين موانع، نقاط ضعفو قوت و تعيين فرص تها و تهديدها و ارايه استراتژيهـ اي مناسـب كمـك كننـده باشـد (4). انجمـن دانـشكده هـاي پرستاري آمريكا اظهار نموده اسـت كـه هـدف از برنامـه دكتري پرسـتاري ترب يـت محققـين و دانـشمندان نقـاد و خلاق براي هدايت تحقيقات در سطح جامعه و دانشگاه و نهايتاً گسترش دانش است (5). بنابراين، برنامه هاي درسي دانشجويان بايد به گونه اي طراحي بشود كه بتواند بـراي آينده، متخصصاني را تربيت نمايـ د كـه قـادر باشـند ايـناهداف را پوشش دهند (6).
تضمين كيفيت در آمـوزش دكتـري پرسـتاري، از مهم ترين اولو يـت هـايي هـستند كـه در توسـعه و بهبـود برنامه هاي آموزشي تأثيرگذار خواهند بود اگر كيفيت برنامه دكتري به صورت سيستماتيك مورد بررسي قـرار نگ يـرد، علم و حرفه پرستاري توسعه نخواهد يافت. براي شناسايي نقاط قوت و ضعف برنامه ها، انجام پـژوهش هـاي متعـدد ضروري مي باشد. با توجه به حساس و مهـم بـودن نقـشبرنامه هاي درسي در ايفاي بهتر نقش ها و وظايف آن ها از يـك سـو و همچنـ ين تحقـق بخـشيدن بـه اهـداف و رسالت هاي آموزش عالي از سوي ديگر، متخصصين انجام پژوهش هاي متعدد را براي چگونگي بررسي و شناسـايي نقاط ضعف و قوت برنامه درسـي ضـروري مـي داننـد (7).
برنامه ها ي با كيفيت بالا، دانشجويان با ك فـايتي را بـراي امروز و پرستاران با كفايت ي را براي آينده ترب يـت خواهـد نمود. مؤسسات آموزشي براي اين كه بتوانند برنامه درسي با كيفيتي را ارايه نمايند، بايد آنهـا را مرتـب در معـرضبازنگري و اصلاح قرار دهند و به طور پويا در مقابل تغيير و تحولات عوامل بيروني عك سالعمل مؤثر نشان دهند تا بتوانند نقش مهم خود را به عنوان ابزار مهم رشد و تكامل يادگيرندگان براي دست يافتن به نتايج تربيتي ايفـا نماينـد(8). بر اين اساس برنامه درسي مورد نظـر، نحـوه تـدريسمدرسان و مربيان و نيز چگونگي يادگيري فراگيـران بهتـرشناخته ميشود.
دروسي همچون فلسفه و اصول تعليم و تربيت كه از ساير رشته ها وارد برنامه دكتري پرستاري شده اند، هنوز براي پرستاري نهادينه نـشده و ن يـاز بـه بـازنگري دارنـد.
اعضاي كميته دكتري پرستاري بايد واحـدهاي درسـي را كه از ساير رشته ها وارد برنامه دكتري پرستاري شـده انـد تعريف و مروري سيستماتيك كـرده و سـپس آن هـا را در علوم پرستاري ارايه نمايند (9).
فراهاني و احمدي دريافتند كه درس اصول فلـسفه و تعليم و تربيت درسي است كه نقش مهم و بنيادي را در مورد دروس ديگر نظير تحقيق كي فـي، تئـور ي سـازي و رساله دوره دكتري ايفا مينمايد، لازم است اين واحد، به
عنوان پيشنياز قبل از واحدهاي درسي نامبرده، ارايه شـود (10). ضرغام ي و بازقندي در مطالعـهاي كيفـي بـا عنـوان نمودشناسي تجربه تحـصيل در ك ارشناسـي ارشـد فلـسفهتعليم و تربيت در دانشگاه تربيت معلم دريافتند كه براساس تجربيات دانشجويان، ناكارآمدي و خـلاء برخـي واحـدها وموضوعهاي درس ي، روشهاي ارزشيابي نامناسب بود و بـرلزوم بازنگر ي درباره اهم يـت، جايگـاه و واحـدهاي درسـ ي رشته فلـسفه تعلـيم و تربيـ ت تأكيـد كردنـد و بـه برخـي تلويح هاي كاربردي اشاره كردند. بنـا براين آسـيبشناسـيدرس فلسفه تعليم و تربيت در رشتهها و مقاطع مختلـف ازجمله مقطع آموزشي دكتري تخصصي آمـوزش پرسـتاري
با روش مطالعات كيفي مي توانـد از تجـارب دانـشجويان و مربيان اين درس در راستاي شناخت نقاط ضعف و قـوت وبه كارگيري در راستاي برنام هريزي بهتر و ارتقاي كيفيت در آموزش پرستاري كمك نمايد (11)؛ چرا كه دانـشجويان ومربيان تعاملي مستقيم و بي واسطه با آمـوزش دارنـد (12).
يافتههاي اين مطالعه ما را در شناخت عوامل آسـيبرسـانكمك ميكند. شناخت اين عوامل مي تواند در برنامهريـزيبهتر در برنامه آموزشي مقطع دكتري پرستاري كمككننده باشد. اين مطالعه با هدف آسيبشناسي درس فلسفه تعليمو تربيت در مقطع تحصيلي دكتري پرستاري انجام شد.

روش مطالعه

با توجه به هدف مطالعه كه تبيين تجارب دانشجويانو اساتيد در مقطع دكتري پرستاري از تدريس فلسفه تعليم وتربيت در پرستاري به منظـور آ سـيبشناسـي ايـن درس درمقطع دكتري پرستاري بوده است، ايـن مطالعـه بـا رويكـردكيفي و روش آناليز محتـوي از نـوع مرسـوم اسـتفاده شـدهاست. تحليل محتوا ، نظرات زمين هاي متنا قض و مسايل حـلنشده در مورد معني و استفاده از مفـاهيم و مراحـل و تفـسير آن را نشان مي دهـد. بنـابراين مـيتوانـد روش مناسـبي درآسيبشناسي يك پديده از جمله جايگاه و نقش فلسفه تعليمو تربيت در رشته پرستاري باشد.
براساس الگوي تحليل محتـويGraneheim و Lundman پ س از م شخص ش دن واح د تحلي ل در زمينه، واحدهاي معنايي از زمينه استخراج مي شوند كه پساز تقليل، فشرده سازي و تخليص، واحـدهاي فـشرده شـدهمعنايي مشخص و براساس آنها كد ها مشخص مي شـوند . در مقايسه همزمان و مستمر كدها و تشابه و تفاوت آن هـا ، زيرطبقات و طبقات ايجاد شده و در نهايت منجر به ايجـادتم و يا درون مايه اصلي مطالعه مي گردد (13).
زمينه هميشه شامل معاني متعدد و درجاتي از تفسيركه نزديك زمينه است به صورت مداوم وجود دارد. يكي ازراههاي درك پيش فرض هاي نظـري زمينـه آنـاليز كيفـيمحتوي مربوط به روش نظريه ارتباطاتWatzlawick و همكاران (1967) است كه زمينهها براساس مصاحب هها ومشاهدات و تعامل بين محقـق و شـركتكننـدگان شـكلمي گيرد. تمها نشانگر عمق و زوايـاي پنهـان ايـن رابطـههستند (13).
واحد تحليل مي تواند فرد، برنامه، سـازمان، كـلاسدرس و يا درمانگاه، يك جامعه، دولـت و يـا ملـت باشـد .
مناسبترين واحد آناليز مصاحبه و يا پروتكلهاي مـشاهدهشده است . واحد معنايي ، كلمات يا عبـاراتي اسـت كـه بـه صورت مرتبط و مربوط به معنـي مركـزي واحـد محتـويهستند. كد به معني ابزاري براي فكر كـردن و كـاوش در عمق و غلظت معني واحد است و اجازه مي دهد كه دادههـ ا به شكل يك فكر در راه هاي جديد و متفاوت خود را نشاندهند و به عنوان مثال به اشياء پراكنده، رويـدادها و ديگـرپديدهها اختصاص داده مي شوند و بايد ارتباط آن بـا زمينـهدرك شود . خلق طبقات، بعد مركزي تحليل كيفي محتوياست. يك طبقه گروهي از محتوي است كه مـشتركات درآن سهيم اسـت. Patton (1987) طبقـات را بـه عنـوانهمگني داخلي و ناهمگني خارجي توصيف مي كنـد . طبقـهاشاره به محتوي است و شامل زيرطبقات است. تمها راهيبراي پيوند زدن معاني با هم در طبقات و زيرطبقات، يـكموضوع درون طبقات و يـا گـذر از معـاني درون طبقـاتي، موضوعاتي معن ادار از حوزهاي به حـوزه ديگـر، جنبـهاي ازساختار تجربه، پاسخ به »چگونگي موضوع و مت أثر از يـك واحد معني فشرده، كد و يا دسته ه ا هستند (13).
واحدهاي تحليل در اين مطالعـه، دانـشجويان مقطـع دكتري آموزش پرستاري ترم دوم بـه بـالا و اسـاتيد فلـسفهتعليم و تربيت بودند . دانشجويان واحد درسي اصول و فلسفهتعليم و تربيت را گذرانده بودند. اساتيد حداقل چهار دوره ايندرس را تدريس نموده بودند. مشاركتكننـدگان دانـشجويانپرستاري در مقطع دكتري پرستاري از درس فلسفه تعلـيم وتربيت به تعداد 11 دانشجو از دانشگاههـ اي تربيـت مـدرس، تبريز، تهران، دانشكده علوم بهزيستي و توانبخشي تهـران و دو مدرس از دانشگاه تربيت مدرس و تهران در سـال 1390 بودند كه با روش نمونـهگيـري هدفمنـد براسـاس نيازهـاياطلاعاتي و داشتن بيشترين تجارب غني در زمينـه تـدريساين واحد و هدايت داده ها انتخاب شدند. محـل مـصاحبه بـهانتخاب مشارك تكنندگان بـود و در محـل كـار و يـا محـلتحصيل مصاحب هها انجام شد . حداكثر تنـوع در نمونـه گيـري براساس محل تحصيل از دانشگاه هـ اي مختلـف و از هـر دو جنس زن و مرد رعايت شد.
راهنماي مصاحبه پس از مطالعه متون طراحي شـد. سپس براساس نظر متخصصين تعديل گرديد و به صـورت پايلوت در دو مصاحبه به كار گرفته شد و سؤالات محوريم صاحبه م شخص گردي د. در اي ن مطالع ه از م صاحبه انفرادي و نيمه ساختار استفاده شد و اقـدام بـه جمـعآوري توضيحات مشارك تكنندگان و ضبط مـصاحبههـ ا پيرامـوننحـوه ارايـه ايـن درس، مـشكلات و پيـشنهادات مـرتبط پرداخته شد . سؤال محوري و اساسي درس فلسفه تعلـيم وتربيت »لطفاً تجربه خودتان را از ايـن درس بگوييـد «: بـهعنوان راهنماي مصاحبه طراحي شد و هر جا كه لازم بـودبا سؤالات اكتـشافي نردبـاني پيگيـري انجـام شـد. پاسـخمصاحبه كنندگان، روند مصاحبه ها را هدايت مي كرد.
از ويژگ يهاي آناليز محتواي كيفي تـا حـد زيـادي،تأكيد بر موضوع و زمينه، تفـاوتهـ ا و شـباهتهـ اي بـيندرون كدها و طبقات دارد. در اين مطالعه كليه مصاحبه ها و بحث هاي ضبط شده نسخه برداري و چندين بار مرور شد تاواحدهاي معنـايي از زمينـه اسـتخراج شـدند و بـا تقليـل ، فشرده سازي و تخلـيص، واحـدهاي فـشرده شـده معنـاييمشخص و براساس آنها كدها مشخص شدند. در مقايسه
هم زمان و مستمر كدها و تشابه و تفاوت آنها، زيرطبقـات و طبقات ايجاد شده و در نهايت با مقايسه درون طبق هاي وبرون طبقهاي منجر بـه ايجـاد تـم و يـا درونمايـه اصـليمطالعه شد . اين كار چندين بار انجـام شـد تـا ثبـات قابـلقبول و رضايت مشترك بين محققـين حاصـل شـد (14).
مصاحبهها تا اشباع دادهها ادامه يافت؛ به اين صورت كه باتكرار مصاحب هها مفاهيم جديد و تازه به دست نيامد . بـراياطمينان از اشباع داده ها دو مصاحبه اضافي انجام گرديد.
تحليل داد هها به صورت دستي انجام گرديـد . بـرايبه دست آوردن حس و فهم از كـل مـصاحبه چنـدين بـارخوانده شد . سپس از زمينه در مورد تجارب شركتكنندگان از تدريس فلسفه تعليم و تربيت استخراج شد و با هم يـكزمينه در واحد آنـاليز در معنـي واحـد فـشرده و انتزاعـي ونشان دار شده با يك كد به دست آمد . در آناليز محتـوي بـا11 گفتگ وي ب ازخورد ش ده ب رروي كاغ ذ پي اده ش د و واحدهاي معنايي ، كدهاي اوليه ، زيرطبقات و طبقات و تـمبه دست آمد و چگونگي ارتباط متقابل بين چگونگي فرآيند آموزشي و تدريس فلسفه تعليم و تربيت در مقطع دكتـري پرستاري نشان داده شد. از مقايسه و دسته بندي كدها پـنجطبقه و زيرطبقات متعدد و از مقايسه طبقـات و زيرطبقـات تم اصلي به دست آمد . طبقات به وسيله دو محقق بررسـيشد و بازبيني شد.
جهت دستيابي به قابليت اعتماد يافته هـاي تحقيـقكيفي معيار هاي قابليت اطمينان، اعتبار مفـاهيم و قابليـتانتقال مهم هستند . اطمينان به چگونگي جمع آوري داده هـ ا و روش كار و آناليز دادهها اشاره دارد. نكته مهـم ديگـر دراطمينان نحوه انتخاب واحدهاي معنـايي، تمركـز مطالعـه،انتخـاب زمينـه، انتخـاب شـركت كننـدگان و رويكـرد بـه جمع آوري داده ها است. در ايجـاد اعتبـار مقـدار داد ه هـ اي لازم براي پاسخ به سؤال پـژوهش مهـم و حيـاتي اسـت.
براي انتخاب مناسب ترين واحد معني پاراگراف هاي وسـيعتكه تكه شدند. شباهتها و تفاوتهاي معاني با قـرار دادنگويهها در گيومه و مرتب كردن آنها تعيـين شـد . اعتبـاربخشي آناليز محتوي در تفسيرپذيري آن است و بعضيهـ ا آن را يك روش و ابزار در آناليز كيفي مي دانند.
در اين مطالعه به منظور تأييـد نتـايج و اسـتحكام و
دقــت تحقيــق (Rigor)، مقبوليــت (Credibility)، و هم خواني (Dependability)، و عينيت پـذيري داده هـا (Conformability) مورد بررسي قرار گرفـت (15). از روشهاي متنوعي مثل بررسي و مشاهده مداوم، تخصيصزمان كافي بـراي جمـعآوري داد ههـ ا و حـسن ارتبـاط بـامشاركتكنندگان و انجام مصاحبه در مكانهـ اي انتخـابشده توسط مشاركتكننـدگان جهـت افـزايش مقبوليـت واعتماد داد ه هـ ا اسـتفاده شـد. بـراي تأييـد اعتبـار محتـويدست نوشتههاي پياده شده از نوار و عبارات استخراج شـدهكـدها توس ط م شاركت كنن دگان و همچن ين دو نف ر از همكاران پژوهشگر مورد بازخواني قـرار گرفـت و در يـكجلسه مشترك نظرات مختلف جمع بندي گرديد . سـپس ازيك محقق خارجي و خبره و آشـنا بـه تحقيـق كيفـي بـهعنوان ناظر استفاده گرديد. با توجه به درك مشابه يافتهها، هم خواني مورد تأييد قرار گرفت.
يافتهها

واحدهاي تحليل در اين مطالعه، دانشجويان مقطـع دكتري آموزش پرستاري تـرم دوم بـه بـالا دانـشگاه هـ اي تربيت مدرس، تهران، تبريز، و علوم بهزيستي و توانبخشيبه تعداد 11 نفر و دو تن از اساتيد فلـسفه تعلـيم و تربيـت دانشگاه تربيت مدرس و تهـران بودنـد. دانـشجويان واحـددرسي اصول و فلـسفه تعلـيم و تربيـت را گذرانـده بودنـد.
اساتيد حداقل چهار دوره اين درس را تدريس نموده بودند.
يافت ه ه ايي نه ايي تحقي ق از پ نج طبق ه ش امل برنامهريزي آموزشي ، ارتقا ي اسـتراتژيهـ اي انگيـزه سـاز ، اصلاح فرآيندهاي ارزشـيابي تعـاملي، انطبـاق محتـوي بـافلسفه خاص و عام و انعطاف پذيري محتـوي بـا نيازهـايدانشجويان با زير طبقههاي متعدد و يك درونمايـه اصـلي شامل اصلاح فرآيند مديريت آموزشي بـود . خلاصـه رونـداستقرايي انتزاع درونمايـه و طبقـات اصـلي از واحـدهايمعني در جدول شماره 1 آمده و در هر طبقه اصـلي، فقـطبراي يك طبقه فرعي مثال آورده شده است. طبقه اول: برنامهريزي آموزشي
دانشجويان و مدرسين برنامـهريـزي آموزشـي را درزمينه بهبود جايگاه و كيفيت ايـن واحـد درسـي در مقطـعدكتري پرستاري را مهـم دانـستند بـه طـوري كـه شـامل زيرطبقات »زمان بندي مناسب ارايه واحد «، »اصلاح تعـدادواحد درسي«، »تطبيق با واحدهاي درسي مرتبط« بود.
الف: زمان بندي مناسب ارايه واحد
بـه اعتق اد م شارك ت كنن دگان م شكل عم ده در برنامهريزي آموزشي ايـن بـود كـه ايـن درس بـا دروسـيهمچون فلسفه پرستاري مرتبط و داراي مشتركات بودنـد.
همچنين پيش نياز نظريههـ اي پرسـتاري و دروسـي مثـلروش تحقيق بود كه لازم است از نظر ترم بندي قبـل و يـاهم زمان با اين دروس گذاشته شوند. يكـي از مدرسـين در اين باره مي گويد كه »اين درس در ترم اول و هم زمان بـاتدريس درس فلسفه پرسـتاري ارايـ ه گـردد بهتـر اسـت« (مدرس 1). همچنين نظر يكي از دانشجويان اين است كه:
»اين درس در ترم دوم و بعد از درس فلسفه و نظريههـ اي پرستاري ارايه شد . بهتر بود كه همزمـان و يـا قبـل از آنارايه مي شد تا بـا مكاتـب فلـسفي و زيربناهـاي فلـسفه وتئوريهـ ا در پرسـتاري آشـنا مـيشـديم « (دانـشجوي 4). مدرسي ديگر بيان نمـود كـه: »ارايـ ه ايـن درس براسـاس تقويم آموزشي دانشكده است و اگر درخواستهـ ا از طـرف مدرسين و دانشجويان در ترم بندي ارا يه گردد مورد بررسي قرار مي گيرد« (مدرس دوم).
ب: اصلاح تعداد واحد درسي
بعضي از مشاركتكنندگان بيان مي داشتند كه تعدادواحدها در واحدهاي فلسف ه و نظريههاي پرستار ي گنجان ده شود و بعضي ديگر پيشنهاد واحدهاي پيش نيـاز را دادنـد.
يكي از دانشجويان معتقد بود كه: »بهتر است در ادغام ايندرس با درس فلسفه و نظريـههـ اي پرسـتاري تجديـد نظر شود و مشتركاً در قالب يك درس 3 واحـدي (يـك و نـيمواحد فلسفه پرستاري و يك و نـيم واحـد فلـسفه تعلـيم و تربيت) با فلسفه و نظريات پرستاري به صـورت مجـزا و 3 واحدي ارايه گردد« (دانشجوي 6).
ج: تطبيق با واحدهاي درسي مرتبط
يكي ديگر از اظهارات مشاركتكنندگان اين بود كهاصول و فلسفه تعليم و تربيت با دروسـي همچـون فلـسفهپرستاري انطباق داشت و پيشنهاد دادند كه با هم ادغـام و در يك واحد درسي مشترك ارايه گردند . در اين رابطه يكدانشجو بيان داشت كه: »اين درس بهتـر اسـت در ترمـيتدريس شود كه همزمان با آن رويكرد هاي نوين تدريس وفلسفه و نظريههاي پرستاري تدريس مي شود چون از يـكطرف با مكاتب فلسفي و تئوريهاي پرستاري ارتبـاط داردو از طرفي ديگر با آموزش و تعلـيم دانـشجويان پرسـتاريارتباط دارد« (دانشجوي 2).
طبقــه دوم: اارتقــ ي اســتراتژي هــاي انگيزه ساز
ارتقاي اسـتراتژيهـ اي انگيـزه سـاز يكـي ديگـر ازطبقات اصلي بود كه شامل زيرطبقات »ويژگيهاي اسـتادو دانشجو« و »مشاركت دادن دانشجو در يادگيري« بود.
الف: ويژگي هاي استاد و دانشجو
بــه اعتقــاد مــشارك ت كننــدگان جــذابيت درس و علاقمندي دانـشجو بـه درس ناشـي از عـواملي همچـون پارامترهاي جذابيت استاد و ميزان مهارت و تسلط استاد برتدريس در كلاس بود. همچنين مدرسين اعتقاد داشتند كهويژگيهاي دانشجويان مي تواند در يادگيري آنها انگيزشايجاد نمايد . يكي از دانشجويان بيان داشـت كـه »مـن بـا توجه به اين كه اولين بار بود كـه واحـد درسـي را بـا ايـنعنوان مي گرفتم هرچند كه با آن ناآشنا بودم ولي براي منجذابيت خاصي داشت. يكي جذبه خود استاد بود كه بـسيارمحترم و مسلط به درس بودند. و تعهدش به مبـاني دينـيبود چون يك شخصيت در كسوت روحانيت بودند. پذيرش اين درس از جانب ايشان كه متعهد بـه مبـاني دينـي بـودبراي من بسيار جالب بود« (دانشجوي 4). همچنـين نظـريكي از مدرسين ايـن بـود كـه »گـروه پرسـتاري يكـي ازبهترين گرو ههايي بود كه من در طول تدريس ايـن واحـدداشته ام و اكثر دانشجويان با علاقه خاص در كلاس درس حاضر مي شدند« (مدرس 1).
ب: مشاركت دادن دانشجويان در يادگيري
به اعتقاد مشاركت كننـدگان علاقمنـدي دانـشجو بـه
ي ادگيري ب ستگي ب ه ع واملي همچ ون م شاركت فع ال دانشجويان در كلاس، علاقمندي دانشجويان به بحـث آزاد، نقد اصول ديني، آشنايي با مكاتب فلسفي از عوامل مـؤثر درموفقيت و رضايتمندي از تدريس بود. آنهـا پيـشنهاد دادنـدكه اين فاكتورهاي رضايتمندي از تدريس توسط استاد تبيين و به كارگيري شـود. يكـي از دانـشجويان تجربيـات خـود راچنين بيـان داشـت كـه: »يكـي ديگـر از جذبـههـ اي درسمشاركت دانشجوياني بود كه از لحاظ شـناختي افـراد خـوبيبودند و اهل مباحثه بودند و به كلاس غني مـي بخـشيدند وسوم نيازي بود كه در درون خودم بود. وقتي به كلاس رفتمدر روزهاي سرد زمستاني بود ولي حاضر نبودم سـر كـلاسغيبت و يا تأخير داشته باشم. فضاي آزاد با هر منظر عقيدتيو مباحثه و محدود نبودن بحث ها و باز كردن فضا براي ابرازعقايد دانشجويان و به نقـد كـشيدن اصـول دينـي از نكـاتمثبت كلاس بود« (دانشجوي 4).
ج: الگوهاي تدريس
توانمندي استاد در مهارتهاي تدريس و به كـارگيريالگوهاي تدريس يكي از مواردي بود كه مـشاركتكننـدگانبه آن اشـاره داشـتند و آن را عامـل موفقيـت در تـدريس ورضايتمندي از آن مي دانستند. به اعتقـاد مـشاركتكننـدگان بحث آزاد ، نقد اصول ديني، شـيوه تـدريس بـه روش بحـثگروهي، يادگيري مبتني بر خـود يـادگيري در مـورد فلـسفهخاص در پرستاري و تـدريس مـشاركتي از عوامـل مـؤثر در موفقيت و رضايتمندي از تدريس بود. مدرسي تجربه خـود راچنين بيان نمود كـه: »مـن براسـاس طـرح درسـي كـه بـهدانشجويان دادم در طول ترم براساس بحث گروهي و تعاملبا هم و به صورت انعطـاف پـذير كـلاس را اداره مـي كـردم . الگوي تدريس مـن بـه صـورت مـشاركتي و تعـاملي بـود « (مدرس 1). دانشجوي ديگر معتقد بود كه: »استاد در جلـسهاول اهداف درسي و طـرح درس را ارايـ ه داد . روش تـدريس استاد به صورت بحث گروهي خوب بود اما محتـوي درسـيشامل فلسفه عام بود و بهتر بود كه با فلسفه پرستاري يكـيشود و اختصاصي تر ارايه شود« (دانشجوي 1).
طبقه سوم: اصلاح فرآينـد هاي ارزشـيابي تعاملي
اين طبقه خود شـامل زيرطبقـات »شـناخت موانـعارزشيابي تعاملي« و »استراتژي هاي ارزشيابي تعاملي« بود.
الف: شناخت موانع ارزشيابي تعاملي
به اعتقاد مشاركتكنندگان موانع ارزشيابي مناسـبشامل حاشيه سازي، عدم مشاركت دانشجويان در ارزشيابيبود. يكي از دانشجويان تجربه خود را به اين صورت بيـاننمود كه : »اگر فعالي تهاي دانشجو فقط به ارايه سر كلاس خلاصه نمي شد بهتر بود. چرا كه بعضي از افراد سر كلاسدر هنگام ارايه مطالب وارد حاشيه مي شـدند و حـق آنهـا ضايع مي شد. اگر تك به تـك دانـشجويان ارايـ ه را تمـاممي كرد و سپس اسـتاد اجـازه بحـث و انتقـاد را بـه سـايردانشجويان ميداد حق آنها محفوظ مي مانـد و در حاشـيهقرار نمي گرفتند« (دانشجوي 4).
ب: استراتژي هاي ارزشيابي تعاملي
استراتژيهـ اي ارزشـيابي تعـاملي ، تعامـل اسـتاد و دانشجو در ارزشيابي بود به اعتقاد مشاركت كنندگان مشكل عمده در ارزشيابي ايـن درس ارزشـيابي بـه شـكل پـروژهمحوري فردي بود كه دانـشجويان تمايـل داشـتند كـه درارزشيابي پروژه ساير دانشجويان مشاركت گروهـي داشـتهباشند. آنها پيشنهاد دادند كـه 50% ارزشـيابي بـه شـكلتكليف كار گاهي و يا گروهي اختصاص داده شود. براساس تجربه يـك دانـشجو : »مـشاركت بچـههـ ا در بحـث هـايكلاسي و تعيين تكاليف خوب بود و استاد اين اجـازه را بـهدانشجويان مي داد اما در مـورد ارزشـيابي مـشاركت وجـودنداشت. اگر كارهاي بچ هها در اختيار هم قرار داده مي شـدكه آن را ارزيابي مي كردند به نقاط ضعف و قوت هـم پـيمي بردنـد بهتـر بـود و رضـايت بيـشتر حاصـل مـي شـد « (دانشجوي 10). نظر يكي از مدرسين هم به اين گونه بـودكــه »ارزشــيابي مــن براســاس پيــشنهادات دانــشجويان انعطافپذير و متنوع بود « (مدرس 2). و مدرس ديگر بيـانداشت كه »دانشجويان پرستاري بايد خودشان بـه صـورتفعال در بهكارگيري اصول فلسفي در حرفه خود مـشاركتنمايند و گزارش آن را به كلاس ارايه نمايند« (مدرس 1).
طبقه چهارم : انطبـاق محتـوي بـا فلـسفهخاص و عام
انطباق محتوي و برنامه درسي بـا فلـسفه خـاص وعام به صورت مشترك در يك واحد درسـي شـامل ادغـامفلسفه اختصاصي در پرستاري با فلسه عام تعلـيم و تربيـت بود كه خود شامل زيرطبقات: »تناسب فلسفه خاص و عامدر محتوي درسي« و »تـدريس مـشاركتي اسـاتيد فلـسفهخاص و عام« بود.
الف: تناسب فلسفه خاص و عـام در محتـويدرسي
به اعتقاد مشاركتكنندگان در سرفصلهاي درسـيمشكل عمده كم توجهي بـه فلـسفه خـاص پرسـتاري درتعليم و تربيت بود. علي رغـم ارايـه فلـسفه عـام و مكاتـبدرسـي اكثريـت دانـشجويان در يـادگيري فلـسفه خـاص پرستاري در تعلـيم و تربيـت مـشكل داشـتند. بـه اعتقـادمـشاركت كننـدگان مـشكل عمـده حـين تـدريس تنظـيم نامناسب طرح درس روزانه براي جلسات تدريس بـود كـهعمــدتاً بــه فلــسفه عــام اختــصاص داده شــد. بيــشتر مشاركتكنندگان پيشنهاد دادند كه جهـت تناسـب فلـسفهخاص و عام در محتوي درسي، طرح درس براساس فلسفه پرستاري و فلسفه تعليم و تربيت تهيه و تـدوين گـردد. در اين رابط ه يكي از دانشجويان بيان داشـت كـه: »محتـويدرسي بيشتر جنبه عمومي داشت و جنبه باليني و آمـوزشدر پرستاري نبود و انتظار مي رفت كه با توجـه بـه اهميـتمراقبت در پرستاري فلسفه اختـصاصي متناسـب بـا رشـتهپرستاري ارايه مي شد« (دانشجوي 11). يكـي از مدرسـين چنين بيان داشت كه: »تدريس فلسفه عام بـه عهـده مـناست و دانـشجويان در عمليـاتي كـردن فلـسفه خـاص درپرستاري به شكل انجام پروژه مشاركت داشتند« (مـدرس 1). دانشجوي دگير معتقد بود كه »اگـر تمـام جلـسات بـهفلسفه عام اختصاص پيدا نمي كرد بهتـر بـود. چنـد جلـسهاصول كلي فلسفه، چند جلسه فلـسفه آمـوزش، و جلـساتآخر فلـسفه اختـصاصي در پرسـتاري در بـالين و آمـوزشپرستاري مثل ارتبـاط فلـسفه اگزيستانسياليـسم بـا پديـدهمراقبت و كاربرد عملـي آن تـدريس مـي شـد بهتـر بـود« (دانشجوي 5).
ب: تدريس مشاركتي اساتيد فلسفه خاص و عام به اع تقاد مشارك تكنندگان ارا يـ ه درس توسـط اسـتادفلسفه تعليم و تربيت به تنهايي نمي تواند كاربرد فلسفه تعليم و تربيت را در پرستاري در دانـشجويان عمليـاتي نمايـد و ايـننيازمند مشاركت استاد فلسفه پرستاري در ارايه طـرح درس ومشاركت در تدريس مي باشد. مشارك تكنندگان بيـان داشـتندكه شيوه تدريس مشاركتي استاد فلسفه عام بـا اسـتاد فلـسفهپرستاري و دانشجويان مي توانـد در ارا يـ ه مباحـث تخصـصيفلسفي تعليم و تربيت در پرستاري كمـككننـده باشـد. يـكدانشجو چنين بيان نمود كه »اگر بعضي از اساتيد كه آشـنا بـافلسفه پرستاري هستند يك مشاركت با استاد فلسفه تعلـيم وتربيت در تدريس به ميزان 15% داشـته باشـند و در معيـت وهمكار استاد مباحث تخصصي فلسفي در پرستاري را هـدايتكنند و اگر در راستا و هم زمان با درس فلـسفه و نظريـه هـ اي پرس تاري اراي ه گ ردد بهت ر اس ت و پيام د بهت ـري دارد « (دانشجوي4). يكي از مدرسين بيان نمود كه »من از مشاركت اسـتاد فلـسفه پرسـتاري بـراي حـضور در كـلاس اسـتقبال مي كنم« (مدرس 2). مدرس ديگر اظهار نمودند كه »70% ازوقت كلاس را به تدريس فلسفه عام توسط خودم اختـصاصدادم و مابقي را به دانشجويان در مشاركت در تدريس فلـسفهخاص در پرستاري اختصاص دادم« (مدرس 1).
طبقه پنجم: انعطـافپـ ذيري محتـوي بـانيازهاي دانشجويان
دان شجويان و مدرس ين خواس تار انعط اف پ ذيري محتوي و برنامه درسي با نيازهاي دانشجويان پرستاري درقبل، حال و آينده حرفه پرستاري بودند كه اين طبقه خـودشــامل »نيازســنجي دانــشجويان « و »پيــشنهاد انطبــاق سرفصل ها با نيازهاي آموزشي دانشجويان« بود.
الف: نيازسنجي دانشجويان
مشاركتكنندگان اعتقاد داشتند كه تـدريس فلـسفهتعليم و تربيت بايستي براساس نيازهاي حرفه اي پرسـتارانباشد و اين نياز ها توسـط اسـتاد و دانـشجو قبـل از شـروعكلاس شناسايي شوند. تجربه يكي از دانشجويان اين بـودكه: »نياز آموز شي ما در مقطع دكتري آمـاده شـدن بـرايتربيت دانشجويان پرستاري است و اين درس اصول تربيتكلي و فلسفه عام را گفت و تعليم و تربيت در پرسـتاري رادر نظر نگرفته بود« (دانشجوي 7). دانشجوي ديگر اظهـارنمود كه : »ما در حرفه مان نياز به آشنايي با اصـول فلـسفهتعليم و تربيت براساس فلسفه خاص پرستاري داريم كه دراين واحد كمتر به آن توجه شد« (مشاركت كننده 11).
ب: پيشنهاد انطباق سرفـصل هـا بـا نيازهـايآموزشي دانشجويان
به اعتقاد مشاركتكنندگان نياز هاي قبلي دانشجو ونيازهاي باليني وآموزشي آنها در فلسفه پرستاري در ايـندرس در حد مورد انتظار بر آورده نشد . آنها پيشن هاد دادنـدكه محتوي درسي با نيازهاي آموزشي و باليني دانشجوياندر فلسفه تعليم و تربيت انطباق داده شود و محتوي درسيمتناسب با نيازهاي آموزشي پرستاري بازنگري شود . تجربهيكي از مدرسين اين بود كه: »سرفصلها خوب اسـت امـابرحسب نياز دانشجويان تا حدوداً 20% مي توان در كـلاسدرس تغيير داد. من براساس همـين سرفـصلهـ ا تـدريسمي كنم ولي نياز به بازنگري براساس نيازهاي دانـشجويانپرستاري در مقطع دكتري است «. دانشجوي ديگـر اعتقـادداشت كه: »بهتر است عنـوان ايـن درس فلـسفه تعلـيم وتربيـت در پرسـتاري باشـد كـه بحـث تعلـيم و تربيـت در پرستاري به صورت اختصاصي در راستاي نيازهاي فلـسفيپرستاري در امر تعليم و تربيت پرستاري ارايه گردد«.
تم اصلي: اصلاح فرآيند مديريت آموزشي از مقايسه مداوم طبقات شامل پـنج طبقـه اصـلي وزيرطبقات آنها تم اصلاح فرآيند مديريت آموزشـي واحـددرسي آشناي ي با اصول و فلسفه تعلـيم و تربيـت اسـتخراجگرديد اين تم نمايانگر آن است كه با برنامه ريزي آموزشـيمناس ب، ارتق ا ي اس تراتژي ه اي انگي زه س از و اص لاح فرآيندهاي ارزشيابي تعاملي مي توان محتـوي درسـي ايـنواحد را با فلسفه عام و خاص انطباق داده و محتوي درسي براســاس نيازهــاي حرفــهاي و آموزشــي دانــشجويان انعطافپذير تهيه و تدوين شـود كـه در نهايـت منجـر بـهاصلاح فرآيند مـديريت آموزشـي ايـن واحـد درسـي شـود (نقشه مفهومي).
در اين رابطه يكي از دانشجويان بيان مـي دارد كـه:
»آشـنايي بـا مكاتـب مختلـف فلـسفي بـراي مـن و هـم كلاسيهايم بسيار خوب بود به خـصو ص مكا تـب فلـسفيمثل اگزيستانسيال يسم و يا پراگماتيـسم و يـا سـاختارگرايي كه در بالين و آموزش پرستاري بسيار كاربرد دارند. اما اگـرفلسفه تعليم و تربيت متناسب بـا رشـته پرسـتاري در ايـنواحد درسي به صورت اختصاصيتر براي پرستاري تدريسمي شد بهتر بود. البته به نظر من دليلي عمـده ايـن ضـعفاين است كه مدرس پرستار نبود و بهتر است براي رفع ايننقيصه يك پرستار آشنا با اصول فلسفه تعليم و تربيـت بـهصورت مشترك واحد درسي را ارايـ ه بدهنـد« (دانـشجوي 10). تجربه يكي از مدرسين هم به اين صـورت بـود كـه:
»اين درس دانشجويان را با اصول و فلسفه تعليم و تربيـتدر حد نياز آنها در آموزش به دانـشجويان در آينـده آشـنامي كند اما بـه تنهـايي كـافي نيـست و بايـستي در رشـتهپرستاري به كار گرفته شود تا كـاربردي و در وجـود آن هـا نهادينه شود« (مدرس 2).
762777129662

نقشه مفهومي در مورد نتايج استخراج شده در آموزش درس اصول و فلسفه تعليم و تربيت در مقطع دكتري پرستاري

جدول 1- مثال كدگذاري واحدهاي معنايي و شكسته شدن به زيرطبقات، طبقات و تم
واحدهاي معني:
مثال واحدهاي فشرده شده: مثال كدها:
مثال طبقات فرعي طبقات اصلي تم اصلي
»بهتر است با دروس ديگر مثل رويكردهاي نوين تدريس در پرستاري در يك ترم باشند و واحد درسي پيش نياز آن مثل مباني
فلسفي در تعليم و تربيت پرستاري در برنامه درسي مقطع دكتري گذاشته شود.« ترم بندي مناسب و پيش نياز مباني
فلسفي در تعليم و تربيت پرستاري تعيين پيش نياز درسي در زمان مناسب زمان بندي مناسب ارايه واحد اصلاح تعداد واحد تطبيق با واحدهاي درسي مرتبط برنامه ريزي آموزشي اصلاح فرآيند مديريت آموزشي
»اين درس براي من جذابيت خاصي داشت.
يكي جذبه خود استاد بود و كه بسيار محترم و مسلط به درس بودند. جذابيت ديگر درس نيازي بود كه در درون خودم بود. وقتي به
كلاس رفتم لازم دونستم كه به دنبال ابعاد فلسفي تعليم و تربيت و ارتباط آن با پرستاري باشم.« شخصيت جذاب و تسلط استاد بر تدريس عامل جذابيت درس مهارت هاي
تدريس عامل
مؤثر در جذابيت درس ويژگي هاي استاد و دانشجو مشاركت دادن دانشجو در يادگيري الگوهاي تدريس ارتقاي استراتژي هاي انگيزه ساز »در مورد ارزشيابي مشاركت وجود نداشت.
اگر كارهاي بچه ها در اختيار هم قرار داده مي شد كه آن را ارزيابي مي كردند به نقاط ضعف و قوت هم پي مي بردند.« عدم مشاركت دانشجويان در ارزشيابي ارزشيابي مشاركتي شناخت موانع ارزشيابي تعاملي
استراتژي هاي ارزشيابي تعاملي اصلاح فرآيندهاي ارزشيابي تعاملي »روش تدريس استاد به صورت بحث گروهي خوب بود اما محتوي درسي شامل فلسفه عام بود و بهتر بود كه با فلسفه پرستاري يكي شود و اختصاصي تر ارايه شود.« پيشنهاد ادغام فلسفه اختصاصي در
پرستاري با فلسفه عام تعليم و تربيت ادغام فلسفه خاص و عام تناسب فلسفه خاص و عام در محتوي درسي تدريس مشاركتي اساتيد فلسفه خاص و عام
انطباق محتوي با فلسفه خاص و عام »بيشتر محتوي درسي دربرگيرنده مباني تعليم و تربيت در مكاتب فلسفي بود و اشاره كمي به تعليم و تربيت و مكاتب فلسفي در پرستاري شد و ما در حرفهمان نياز به
آشنايي با اصول فلسفه تعليم و تربيت داريم كه در اين واحد كمتر به آن توجه شد.« نياز به آشنايي با اصول و فلسفه تعليم و تربيت در پرستاري نيازهاي حرفه اي دانشجويان پرستاري در تعليم و تربيت نيازسنجي دانشجويان
انطباق سرفصل ها با نيازهاي آموزشي دانشجويان انعطاف پذيري محتوي با
نيازهاي دانشجويان
بحث

در اين مطالعـه تجربيـات دانـشجويان پرسـتاري ومدرسين درس اصول فلـسفه و تعلـيم و تربيـت در مقطـعدكتري آموزش پرستاري بيانگر آن بود كه فرآيند مـديريتآموزشي اين واحد درسـي نيازمنـد اصـلاحات متناسـب بـانيازهاي حرف هاي و آموزشي دانشجويان پرستاري مي باشد.
دانشجويان در هر مقطع تحصيلي متناسب بـا نيـاز جامعـهلازم است آموزش ببينند تا آماده ارايه خـدمات مـورد نيـازخود و جامعه بعد از فـارغ التحـصيلي باشـند (3). بـي شـكلازمه ارزيابي وضعيت موجود انجـام مطالعـه و يـا تحقيـقاست تا بر اين اساس برنامه درسي مورد نظر، نحوه تدريس مدرسان و مربيان و نيز چگونگي يادگيري فراگيـران بهتـرشــناخته شــود (4). در بحــث تعلــيم و تربيــت اكثــر اً بــه موضوعات ترب يتي، مانند تربيت اجتمـاعي، ترب يـ ت فـردي، تربيت اخلاق ي و مشكلات و موضوعات نظامهاي آموزش ي، پرداخته شده است (16). بر اين اساس شناخت مـشكلات، نيازهاي آموزشـي و آسـيبشناسـي درس فلـسفه تعلـيم و تربيت نيازمند بررسي تجارب دانشجويان و مربيان درگير بااين درس بود چـرا كـه تعـاملي مـستقيم و بـي واسـطه بـاآموزش و نيازهاي خود داشتند. يافتههاي اين مطالعه مـا را
در ش ناخت عوام ل آس يب رس ان كم



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید