چكيده :
پژوهش حاضر، به منظور مقايسه هوش هيجاني و جرأت ورزي در دانش آموزان دختر و پسر نابينا و عادي مقطع متوسطه شهر تهران در سال تحصيلي 85-1384 صورت گرفته است. بدين منظور 180 دانش آموز دختر و پسر ( 120 دانش آموز عادي و 60 دانش آموز نابينا ) به روش نمونه گيري چند مرحله اي تصادفي انتخاب شدند و به پرسشنامه‌هاي هوش هيجاني ” بار – ان ” و جرأت ورزي گمبريل و ريچي پاسخ دادند. يافته‌هاي پژوهش نشان داد كه بين هوش هيجاني كلي دانش آموزان دختر و پسر عادي و نابينا تفاوت وجود دارد، به طوري كه هوش هيجاني دانش آموزان عادي بيشتر از دانش آموزان نابينا است و نمرات دانش آموزان نابينا در مولفه‌هاي خود آگاهي هيجاني، ابراز وجود، خود شكوفايي، استقلال، روابط بين فردي، ‌حل مسأله، انعطاف‌پذيري، تحمل استرس، كنترل تكانه و شادكامي پايين تر از دانش آموزان عادي است.

مقدمه
هوش هيجاني، شكلي از هوش اجتماعي و پيش‌بيني كننده مناسبي در كارآمدي كلي و كارآمدي در حيطه‌هاي خاص نظير عملكرد شغلي است و توانايي كنترل احساسات و هيجانات خود وديگران، تمايز ميان آنها و استفاده از اين اطلاعات براي هدايت تفكر و عمل فرد را در بر مي‌گيرد ( سالووي و ماير 1، 1990 ). هوش هيجاني با شناخت فرد از خودش و ديگران، ارتباط با ديگران، سازگاري و انطباق با محيط پيرامون كه براي موفق شدن در برآوردن خواست‌هاي اجتماعي لازم است، مرتبط است. هوش هيجاني، توانمندي تاكتيكي 2 در عملكرد فردي است (بار – ان، 2000 ). هوش هيجاني تأثير بسيار زيادي بر شادي و رضايت افراد دارد. كساني كه هوش هيجاني خود را به كار مي‌گيرند و با محيط اطراف خود سازگاري بيشتري دارند، اعتماد به نفس بالايي نشان مي‌دهند و از توانايي خود آگاهند. رابطه مستقيم بين هوش هيجاني و زندگي خوب و سالم نشان مي‌دهد كه توجه به هيجان ها، آگاه بودن و آگاه ماندن از آنها و استفاده از انها در راهنمايي كردن رفتار، اهميت زيادي دارد ( برادبري، گريوز 2005 ).
افرادي كه از هوش هيجاني بالايي برخوردارند، از توانش‌هاي اجتماعي موثرتري نيز برخوردارند و به واسطه ي آن روابط بين فردي مطلوبي را ايجاد كرده، مي‌توانند هيجانات خود را درك و ابراز كنند و توانايي درك هيجان‌هاي ديگران را نيز داشته باشند ( سالووي و ماير، 1990 ). با توجه به ا ينكه مهارت‌هاي هيجاني و اجتماعي در ارتباط با ديگران آموخته مي‌شوند و لازمه كسب بسياري از اين مهارت‌ها داشتن قدرت بينايي است، در نتيجه افراد نابينا به واسطه ي نقص بينايي خود، از به دست آودرن چنين تجربياتي محروم هستند. اين تجربيات مي‌توانند تأثير زيادي بر باليدگي هيجاني و تعامل اجتماعي افراد نابينا داشته باشند ( قمراني و جعفري، 1383 ).

فصل اول
كليات

بيان مسئله :
هوش هيجاني، شكلي از هوش اجتماعي در حيطه‌هاي خاص نظير عملكرد شغلي ايت و توانايي كنترل احساسات و هيجانات خود و دگيران، تمايز ميان آنها و استفاده از اين اطلاعات براي هدايت تفكر و عمل فرد را در بر مي‌گيرد معلوليت بينايي مي‌تواند عامل مؤثري در هوش هيجاني باشد، به طوري كه دانش آموزان نابينا، داراي هوش هيجاني پايين تري نسبت به همسالان عادي خود هستند. قابل توجه است كه معلوليت بينايي، برخي از مؤلفه‌هاي هوش هيجاني را بيشتر تحت تأثير قرار مي‌دهد، به طوري كه دانش آموزان نابينا در مؤلفه‌هاي خودآگاهي هيجاني ابراز وجود، خود شكوفايي، استقلال، روابط بين فردي، حل مسأله، انعطاف‌پذيري، تحمل استرس، كنترل تكانه و شادكامي نمرات پايين تري نسبت به دانش آموزان عادي كسب كردند.
دراين تحقيق نشان خواهيم داد كه معلوليت بينايي به طور يكسان دختران و پسران را تحت تأثير قرار نمي دهد و برخلاف عدم تفاوت در دانش آموزان عادي، هوش هيجاني دختران نابينا، كمتر از پسران است همچنين دانش آموزان عادي نسبت به دانش آموزان نابينا از ميزان جرأت ورزي بالاتري برخوردار بودند.
اهميت و ضرورت تحقيق:
با توجه به اهميت هوش هيجاني در سازگاري فردي و اجتماعي، به نظر مي‌رسد افرادي كه دچار نارسايي بينايي مي‌باشند، ‌مشكلاتي در ارتباط با سازگاري فردي و اجتماعي داشته باشند. چنين مشكلاتي ممكن است بر هوش هيجاني و مؤلفه‌هاي آن در افراد نابينا مؤثر باشند و موجب تفاوت هوش هيجاني در افراد نابينا و بينا گردند. به طور كلي مسأله اي اساسي پژوهش حاضر اين است كه آيا افراد نابينا و عادي از نظر هوش هيجاني و جرأت ورزي متفاوت هستند ؟ و آيا بين هوش هيجاني و جرأت ورزي رابطه وجود دارد ؟

اهداف نظري و عملي تحقيق:
مفهوم هوش هيجاني، توانمندي تاكتيكي در عملكرد فردي است ( بار – ان، 2000 ). هوش هيجاني تأثير بسيار زيادي بر شادي و رضايت افراد دارد.
كساني كه هوش هيجاني خود را به كار مي‌گيرند و با محيط اطراف خود سازگاري بيشتري دارند، اعتماد به نفس بالايي نشان مي‌دهند و از توانايي خود آگاهند. رابطه مستقيم بين هوش هيجاني و زندگي خوب و سالم نشان مي‌دهد كه توجه به هيجان ها، آگاه بودن و آگاه ماندن از آنها و استفاده از انها در راهنمايي كردن رفتار، اهميت زيادي دارد ( برادبري3، گريوز4 2005 ).
كساني كه قادر نيستند از مهارت‌هاي هوش هيجاني خود استفاده كنند، به احتمال زياد، براي مديريت روحيه و خلق خود از روش‌هاي ديگري كه كمتر اثر بخشي دارند، بهره مي‌گيرند. احتمال دارد كه آنها دو برابر بيشتر از ديگران مضطرب، افسرده يا معتاد شوند و حتي افكار خودكشي به سرشان بزند ( برادبري، گريوز 2005، ترجمه گنجي 1384 ).
چنين مشكلاتي ممكن است بر هوش هيجاني و مولفه‌هاي آن در افراد نابينا موثر باشند و موجب تفاوت هوش هيجاني در افراد نابينا و بينا گردد.

اهداف تحقيق :
هدف كلي :
مقايسه هوش هيجاني و جرأت ورزي در دانش آموزان دختر و پسر نابينا و عادي
اهداف فرعي :
1. بين افراد نابينا و عادي از نظر هوش هيجاني و جرأت ورز ي در مدرسه تفاوت وجود دارد.
2. بين افراد نابينا و عادي از نظر هوش هيجاني و جرأت ورز ي و عامل جنسيت تفاوت وجود دارد.
3. بين افراد نابينا و عادي از نظر هوش هيجاني و جرأت ورز ي عامل معلوليت بينايي تفاوت وجود دارد.
4. بين افراد نابينا و عادي از نظر هوش هيجاني و جرأت ورز ي تعامل جنسيت و معلوليت تفاوت وجود دارد.
فرضيه و سئوالات تحقيق :
1. بين افراد نابينا وعادي از نظر هوش هيجاني و جرأت ورزي ارتباط وجود دارد .
2. بين افراد نابينا وعادي از لحاظ عامل جنسيت ارتباط وجود دارد .
3. بين افراد نابينا عادي از نظر عامل معلوليت بينايي ارتباط وجود دارد .
4. بين افراد نابينا وعادي از نظر تعامل جنسيت و معلوليت ارتباط وجود دارد .
5. بين مشاركت در فعاليتهاي فرهنگي بين دانش آموزان نابينا وعادي ارتباط وجود دارد.
متغيرها :
متغيرها شامل :
1ـ هوش هيجاني 2ـ جرأت ورزي
3ـ دانش آموزان دختر4ـ دانش آموزان پسر
5ـ دانش آموزان نابينا6ـ دانش آموزان عادي

متغير مستقل : دانش آموزان نابينا و عادي
متغير وابسته : هوش هيجاني و جرأت ورزي
متغير تعديل كننده : شرايط خانوادگي ـ جنسيت ـ عامل معلوليت بينايي ـ موقعيت‌هاي اجتماعي و فرهنگي دانش آموز ـ موقعيت شغلي و اقتصادي جامعه

تعاريف نظري و عملياتي تحقيق
هوش هيجاني : هوش هيجاني عبارتند از تنظيم عواطف به گونه اي که رفتارمان را به سمت ارتباط موثر با ديگران و سازگاري با محيط و دستيابي به اهداف هدايت کند.
جرأت ورزي : يعني توانايي در بيان افكار، احساسات و عقايد خود به شكل مستقيم، صادقانه و متناسب به نحوي كه به حقوق خود و ديگران صدمه اي نرسانيم.
نابينا : فردي نابيناي قانوني ناميده مي‌شود که ميدان ديد وي نتواند فاصله زاويه اي بيشتر از 20 درجه را فراگيرد،اين تعريف،که بيشتر با واحد اندازه گيري همراه است،در تشخيص پزشکي مطرح است.
از نظرآموزشي، افراد نابينا به کساني اطلاق مي‌شود که نقص بينايشان به اندازه اي شديد است که مجبورند خواندن را بوسيله بريل يا با استفاده از روش شنيداري ياد بگيرند

ملاحظات اخلاقي و محدوديتها :
1. دانش آموزان علاقه ندارند اسم شان يا فاميل شان درج شود يا مورد توجه عده اي قرار گيرند.
2. خانواده‌هاي نابينايان دوست ندارند در همكاري‌هايي كه مسئولين مي‌كنند در مقابل ديگران شناخته شده باشند.
3. همكاري نكردن مسئولين و يا موسسات و مدارس

فصل دوم
پيشينه تحقيق

هوش هيجاني
با توجه به توانايي آزمونهاي هوش(آزمون وکسلر، SAT و…)،آنچه که امروزه در روانشناسي مطرح است، اين است که نمره‌هاي در سي، هوشبهر يا نتايج آزمونهاي هوش علي رغم ارزش و ابهتشان در ميان عموم، نميتوانند قاطعانه پيش بيني کنند که چه کسي در زندگي موفق خواهد شد. بر اين قاعده که هوشبهر پيش بيني کننده موفقيت است، استثناهايي وجود دارد. در بهترين حالت، هوشبهر حداکثر حدود بيست درصد در پيش بيني موفقيت در زندگي سهم دارد،در حالي که هشتاد درصد باقي مانده به نيروهاي ديگر مربوط ميشود.
تاثيرهيجانها بر ذهن
هيجانها علاوه بر اينکه راهنماي پاسخ‌هاي آني ما در موقعيت‌هاي مخاطره آميز هستند ( مثل عملکرد سريع انسان هنگام احساس ترس ) يعني جايي که لحظه اي تامل براي فکر کردن درباره کاري که بايد انجام شود، ممکن است به قيمت از دست دادن زندگي ما تمام شود،ذهن عقلاني و خردگراي ما را تغذيه مي‌کنند و براي عمل کردن آگاهي لازم را به آن ميدهند، و ذهن نيز درون دادهاي هيجاني را پالايش و گاهي نيز منع ميکند. با اين وجود نسبت کنترل عقلاني ذهن بر بخش هيجاني آن به اين صورت است که هر چه احساس شديد تر باشد ذهن هيجاني مسلط تر و ذهن خرد گرا بي اثر تر ميگردد..
اکنون با توجه به مطالب گفته شده قادر خواهيم بود به سوال بالا پاسخ دهيم.
از آنجا که آزمونهاي هوش تنها جنبه‌هاي شناخت ذهن را در بر ميگيرند، قادر به تضمين موفقيت فرد در زندگي نخواهند بود. زيرا جنبه ديگري از استعداد، يعني استعداد عاطفي و هيجاني را ناديده انگاشته اند. استعداد عاطفي يک توانايي عالي است
که مشخص مي‌کند چگونه مي‌توانيم از ساير مهارتهاي خود از جمله عقل خام به بهترين صورت استفاده کنيم. مي‌توان گفت که ما بايد هوش هيجاني (استعداد عاطفي) را به عنوان مجموعه صفاتي که بي اندازه در سرنوشت افراد اهميت دارند و عده اي نام منش به آن مي‌گذارند را در برآوردهاي هوشي مد نظر داشته باشيم.

تعريف هوش هيجاني
هوش هيجاني عبارتند از تنظيم عواطف به گونه اي که رفتارمان را به سمت ارتباط موثر با ديگران و سازگاري با محيط و دستيابي به اهداف هدايت کند.
مولفه‌هاي هوش هيجاني
هوش هيجاني مولفه‌هاي زير را شامل ميشود.
1.ادراک، ارزيابي و بيان هيجانها
– توانايي براي شناخت هيجان در حالت‌هاي جسمي و روانشناختي
– توانايي شناخت هيجان در ديگر افراد
– توانايي براي بيان هيجان بصورت دقيق و بيان نيازهاي مرتبط با احساسها
– توانايي براي تشخيص بين احساسات درست ونادرست
افرادي که نسبت به احساسات خود اطمينان بيشتري دارند بهتر مي‌توانند زندگي خويش را هدايت کنند. اين افراد در باره احساسات واقعي خود در زمينه اتخاذ تصميمات شخصي از انتخاب همسر گرفته تا شغلي که بر ميگزينند، احساس اطمينان بيشتري ميکنند.
2.تسهيل هيجاني تفکر
– توانايي براي باز جهت دهي تفکر بر پايه احساسهاي همخوان با اشيا،وقايع و افراد ديگر
– توانايي براي ايجاد هيجانها به منظور تسهيل قضاوت و خاطرات مرتبط با احساسات
– توانايي استفاده از نوسانات خلقي به منظور دستکاري ديدگاه
– توانايي براي استفاده از حالت‌هاي هيجاني به منظور مسئله گشايي و خلاقيت
قدرت تنظيم احساسات خود، توانايي است که بر حس خود آگاهي متکي است و مهارت عاطفي به ظرفيت شخص براي تسکين دادن خود، دور کردن اضطرابها، افسردگي يا بيحوصله گي‌هاي متداول و پيامد‌هاي شکست و استفاده صحيح از هيجانها در جهت موفقيت‌هاي فردي و اجتماعي ميپردازد.
3.فهم و تحليل اطلاعات هيجاني
– توانايي براي فهم چگونگي هيجانهاي مختلف ازبعد ارتباط
– توانايي درک علل و پيامد‌هاي احساسات
– توانايي براي تفسير هيجانهاي پيچيده نظير تعقلات عاطفي و حالتهاي هيجاني متناقض با آن
– توانايي فهم و پيش بيني احتمال گذر‌هاي بين هيجانها
خوشتن داري عاطفي -به تاخير انداختن و فرونشاندن تکانش‌ها -که زيربناي تحقق هر پيشرفتي است، مستلزم آگاهي از وقوع هيجانها و پيش بيني پيامد‌هاي آن مي‌باشد.
4. نظم بخشي هيجان
– توانايي براي پذيرش احساسات،هم احساسات خوشايند و ناخوشايند
– توانايي بازبيني و باز تابش هيجانها
– توانايي کنترل، بسط، انفصال از حالتهاي هيجاني بسته به قضاوتهاي اطلاعاتي فرد
– توانايي مديريت هيجانها در خود و ديگران
آگاهي از اطلاعات هيجاني ما را در زمينه مديريت هيجانها توانمند خواهد کرد و منظور از مديريت -کنترل هيجانها و نه سرکوب آن- جهت دهي هيجانها به منظور تحقق موقعيتهاي مناسب جهت هموار کردن راههاي پيشرفت مي‌باشد.
نکته آخر: با اينکه افراد از نظر توانايي‌هاي ذکر شده ممکن است با هم تفاوت داشته باشند – ممکن است برخي در يک مولفه و برخي در مولفه‌هاي ديگر توانمند باشند- اما آنچه زير بناي سطح توانايي ماست، اين است که مغز ما به طرز چشم گيري شکل پذير است و همواره در حال يادگيري است،پس امکان بهبود و ايجاد اين توانايي‌ها وجود دارد. و در اين راستا مطمئنا اراده و خواست ما ياراي اين تحول خواهد بود.

تعريف جرأت ورزي
يعني توانايي در بيان افكار، احساسات و عقايد خود به شكل مستقيم، صادقانه و متناسب به نحوي كه به حقوق خود و ديگران صدمه اي نرسانيم.

انواع رفتار جرأت مندانه
1 – رد جرأت مندانه
زماني كه با درخواست‌هاي نادرست و نامعقول ديگران مواجه مي‌شويمف مي‌توانيم با روش رد قاطعانه ( جرأت مندانه) به درخواست آنان پاسخ منفي بدهيم.
مثال :‌اگر به ميهماني دعوت شديم كه اعضاي شركت كننده در آن را نمي شناسيم و نمي خواهيم در آن ميهماني شركت كنيم، مي‌گوييم : متأسفم من در ميهماني اي كه اعضاي آن را نمي شناسم، شركت نمي كنم.
2- درخواست جرأت مندانه
از اين روش در مواقعي كه نيازمند كمك گرفتن از ديگران هستيم، استفاده مي‌كنيم. مثال : اگر براي حل يك مشكل بخواهيم از والدين يا دوستي كمك بگيريم، مي‌گوييم‌: من براي حل مشكلم نيازمند كمك و همفكري شما مي‌باشم،آيا مي‌توانيد به من كمك كنيد؟
3 – بيان جرأت مندانه
از اين روش براي بيان احساس و افكار خود در تقدير و تشكر از ديگران استفاده مي‌كنيم.
شما مي‌توانستيد بهتر به اين موضوع بپردازيد.
از دعوت شما سپاسگزارم.
غذايي كه درست كرديد فوق العاده خوش مزه است.
هدف‌هاي جرأت مندي
در مهارت جرأت مندي هدف، تغيير در خود ماست، نه تغيير در ديگران، تا بتوانيم نيازها و احساسات و افكار خود را ابراز كنيم و از آسيب‌هاي احتمالي در امان بمانيم.
در بعضي مواقع از رفتارهاي جرأت مندانه كه استفاده مي‌كنيم، ممكن است به هدفي كه مي‌خواهيم دست نيابيم ولي ازاين كه توانسته ايم اصول رفتار جرأت مندانه را اجرا كنيمف نشاط و اعتماد به نفس ما تقويت مي‌شود.
مثال : در درخواست جرأت مندانه ممكن است بگوييم : من به همفكري شما در حل مشكلم نيازمندم.
ولي فرد مقابل پاسخ منفي دهد. در اين جا هدف درخواست جرأت مندانه بوده است كه ما انجام داده ايم، حتي اگر به هدف نهايي نرسيم، در اين صورت درخواست جرأت مندانه را از شخص ديگري مي‌نماييم تا به حل مشكل دست يابيم.
مثال‌هايي براي درك بيشتر تفاوت رفتار جرأت مندانه با رفتار انفعالي و پرخاشگرانه :
1 – درصف خريد ايستاده ايم، فردي مي‌خواهد خودش را جلوي ما جا بزند به ما مي‌گويد : من عجله دارم اجازه مي‌دهيد زودتر از شما خريد كنم؟
پاسخ انفعالي : خيلي خوب
پاسخ پرخاشگرانه : به جهنم كه عجله داري برو آخر صف بايست.
پاسخ جرأت مندانه : متأسفم، نمي توانم، من هم عجله دارم.
2 – يكي از آشنايان ما را براي روز تعطيل امانت مي‌خواهد به ما مي‌گويد:
آخر هفته ماشينت را به من مي‌دهي ؟
پاسخ انفعالي : من خودم برنامه‌هايي داشتم، ولي باشد.
پاسخ پرخاشگرانه : خيلي پررو هستي كه يك دفعه از من چنين تقاضايي مي‌كني، فراموشش كن.
پاسخ جرأت مندانه : از قبل براي آخر هفته برنامه ريزي كرده ام، خوش حال مي‌شوم در آينده به شما قرض بدهم، به شرط آن كه زودتر خبر دهيد.
3 – يكي از اقوام قصد دارد شب به خانه ي ما بيايد ولي ما آمادگي نداريم زنگ مي‌زند و مي‌گويد : زنگ زدم ببينم هستيد، تا شب خودمتتان برسيم ؟
پاسخ انفعالي : خودمان برنامه اي داشتيم ولي باشد تشريف بياوريد.
پاسخ پرخاشگرانه : شما نمي توانيد هر وقت دلتان خواست به ديدن ما بيابيد، ما هم براي خود برنامه‌هايي داريم.
پاسخ جرأت مندانه : امشب براي ما وقت مناسبي نيست، اگر موافقيد وقت ديگري را تعيين كنيم.
نه مقدس
گفتن نه و يا بله در مقابل درخواست ديگران زماني كه به اختيار خود انسان باشد، جرأت مندي است. هر گاه در مقابل درخواست غيرموجه و نا به جاي ديگران به دليل رودربايستي يا ترس و يا هر دليل غيرمنطقي ديگري نتوانيم با جرات از كلمه ي “نه” استفاده كنيم، خود را مورد هجوم بسياري از آسيب‌ها و فشارها قرار خواهيم داد.
از جمله مواردي كه ضروري است از كلمه ي “نه” به عنوان يك ناجي مقدس ارتباطي استفاده كنيم، موقعيت‌هاي زير مي‌باشد :
1 – زماني كه از سوي ديگران خواسته اي نامعقول مطرح مي‌شود.
2 – زماني كه مشغول كار مهمي هستيم، شخصي كاري با اولويت كمتر را به ما پيشنهاد مي‌دهد.
3 – زماني كه براي “كار پيشنهادي” مهارت و دانش كافي را نداريم.
4 – زماني كه خيلي عصباني و ناراحت هستيم.
5 – زماني كه كار پيشنهادي را كس ديگري مي‌تواند به خوبي انجام دهد.
6 – زماني كه پيشنهاد دهنده، به هويت و حريم شخصي ما قصد تجاوز داشته باشد.
7 – زماني كه از ما بر خلاف علائق، معيارها يا اعتقادات ديني و ارزشي ما، چيزي را طلب نمايند.
مواردي كه رفتار جرأت مندانه توصيه نمي شود :
1 – زماني كه در موقعيت خطرناكي قرار داريم. مثلاً زماني كه شاهد صحنه ي تصادف در خيابان و مجروح شدن ديگران بوده ايم و از ما مي‌خواهند مجروحين را به مركز درماني برسانيم، رد جرأت مندانه به درخواست آنان مي‌تواند بسيار مشكل آفرين و خطر ساز باشد.
2 – زماني كه طرف مقابل ما در شرايط روحي مناسبي قرار ندارد. مثلاً شخصي با حالت خشم و عصبانيت تمام، با عجله وارد نانوايي شده و خارج از نوبت نان را بر مي‌دارد، در اين جا درخواست جرأت نمدانه به عمق مشكل مي‌افزايد.
3 – زماني كه ديگران مي‌خواهند با رفتارشان ما را تحريك كنند. مثلاً شخصي كه در حال كشيدن سيگار مي‌باشد، مي‌خواهند درباره مضرات مصرف سيگار با ما بحث كند.
مهارت‌هايي براي ابراز جرأت مندي :
براي عيني تر كردن كاربرد مهارت ها، فرض كنيم كسي ما را به ميهماني دعوت مي‌كند كه اصلاً ديگران و آن خانه را نمي شناسيم، در اين صورت از روش‌هاي بيان جرأت مندانه زير استفاده مي‌نماييم :
1 – نه گفتن :
نه نمي آيم.
من اهل اين جور ميهماني‌ها نيستم.
نه حتماً بايد بروم منزل
2 – تغيير دادن موضوع :
در اين روش موضوع صحبت را عوض مي‌كنيم.
راستي فيلم ديشب را ديدي ؟
فردا امتحان داريم ؟
فردا امتحان داريم؟
لباسي كه خريديف خيلي قشنگه !
3 – دليل آوردن :
رفتن به خانه اي كه نمي شناسم را اصلاً درست نمي دانم.
دليلي ندارد به جايي بروم كه راضي نيستم..
روحيه ام در اين جور ميهماني‌ها ضعيف مي‌شود.
4 – ايجاد احساس شخصيت مهم تر در طرف مقابل :
انتظار نداشتم اين پيشنهاد را به من بدهي !
من روي شما يك جور ديگر فكر مي‌كردم !
من شما را عاقل تر از اين‌ها مي‌دانستم!
5 – ارائه پيشنهاد بهتر :
حاضرم با شما سينما بيايم ولي ميهماني نمي آيم.
بيا برويم منزل ما.
6 – نشان دادن شأن بالا خانوادگي خود :
در خانواده ما رسم نيست كه در اين جور ميهماني‌ها شركت كنيم.
اگر اين موضوع را درخانواده ام مطرح كنم، آن‌ها خيلي تعجب مي‌كنند.
7 – بيان موضوع در قالب شوخي :
من هنوز بچه ام، بزرگ نشده ام.
من شب‌ها زود خوابم مي‌بره.
8 – پافشاري و اصار در رد درخواست:
گفتم كه اهل رفت و آمد با غريبه‌ها نيستم.
ديگر حرفش را نزن، به هيچ وجه نمي آيم.
9 – دور شدن از موقعيت :
در مواقعي كه مي‌بينيم شخص خيلي اصرار مي‌كند، بهتر است از ان محل و موقعيت دور شويم.
10 – ابراز همدلي :
شايد دلت مي‌خواست كه من با شما بيايم، اين موضوع را مي‌فهمم ولي متأسفانه در اين گونه ميهماني‌ها شركت نمي كنم.
11 – پيدا كردن راه حل مناسب با نظر خواستن از طرف مقابل :
موافقيد جاي غير از ميهماني برويم كه شما هم دوست داشته باشيد؟
12 – معذرت خواهي :
با عرض پوزش به هيچ وجه نمي آيد، اميدوارم مرا ببخشيد
13 – تشكر و قدرداني :
لطف كرديد مرا به ميهماني دعوت كرديد، ولي من دوست نداردم و نمي آيم.
منتظر بمان، اما معطل نشو / تأمل كن، اما توقف نكن / صريح باش، اما گستاخ نباش / بگو آري، اما نگو حتماً / بگو نه، اما نگو ابداً
پيشينه تحقيق :
تروسترو برومبرينگ 5 ( 1992 )، طي پژوهشي در باره ي رشد اجتماعي و هيجاني نوزادان نابينا، نشان دادند كه كودكان نابينا يا كم بينا محدوديت‌هاي زيادي در ابراز ژست‌هاي چهره اي دارند و به ندرت براي برقراري تماس و يا برآوردن تقاضاي ساده ي ديگران تلاش مي‌كنند. ” بار – ان ” ( 1997 )، مولفه‌هاي هوش هيجاني را شامل جرأت ورزي، حرمت نفس، خودشكوفايي، استقلال، همدلي، رابطه ي بين فردي، مسئوليت پذيري اجتماعي، حل مسأله، واقعيت سنجي، انعطاف‌پذيري، تحمل فشار، كنترل تكانه، شادكامي و خوش بيني مي‌داند. بنا به نظر ” بار – ان “، جرأت ورزي 6 يكي از مهارت‌هاي درون فردي است و يكي از مؤلفه‌هاي مهم هوش هيجاني را تشكيل مي‌دهد. رفتار جرأت ورزانه، يك اظهار بيان مناسب هيجانات و احساسات نسبت به ديگري مي‌باشد. وجود چنين رفتاري موجب مي‌شود كه فرد احساسات و هيجانات خود را در برابر رفتار ديگران كه مي‌تواند طيفي از تحقير تا تحريك را داشته باشد، بدون ترس و به شكل صحيح ابراز كند. پاسخ‌هاي فرد حتي در برابر عوامل تحريك كننده با بار هيجاني كمتري تظاهر خواهند يافت.
كساني كه قادر نيستند از مهارت‌هاي هوش هيجاني خود استفاده كنند، به احتمال زياد، براي مديريت روحيه و خلق خود از روش‌هاي ديگري كه كمتر اثر بخشي دارند، بهره مي‌گيرند. احتمال دارد كه آنها دو برابر بيشتر از ديگران مضطرب، افسرده يا معتاد شوند و حتي افكار خودكشي به سرشان بزند ( برادبري، گريوز 2005، ترجمه گنجي 1384 ). با توجه به اهميت هوش هيجاني در سازگاري فردي و اجتماعي، به نظر مي‌رسد افرادي كه دچار نارسايي بينايي مي‌باشند، ‌مشكلاتي در ارتباط با سازگاري فردي و اجتماعي داشته باشند. چنين مشكلاتي ممكن است بر هوش هيجاني و مؤلفه‌هاي آن در افراد نابينا مؤثر باشند و موجب تفاوت هوش هيجاني در افراد نابينا و بينا گردند

فصل سوم
روش تحقيق

جامعه آماري :
جامعه آماري در اين پژوهش شامل دانش آموزان دختر و پسر عادي و نابينا است كه در سال تحصيلي 85-1384 در مدارس آموزش و پرورش دولتي عادي و استثنايي شهر تهران در مقطع متوسطه مشغول به تحصيل مي‌باشند.

نمونه آماري :
نمونه ي آماري پژوهش حاضر شامل 180 دانش آموز دختر و پسر ( 120 دانش آموز عادي و 60 دانش آموز استثنايي ) مقطع متوسطه مدارس دولتي و اسثنايي ( نابينايان ) تهارن در سال تحصيلي 85-1384 است. كه به صورت نمونه گيري چند مرحله اي انتخاب شدند.

ابزار اندازه گيري :
ابزار اندازه گيري مورد استفاده در اين پژوهش، پرسشنامه ي هوش هيجاني ” بار – ان ” ( EQ-I ) و پرسشنامه جرأت ورزي گمبريل و ريچي 7 است.

پرسشنامه هوش هيجاني :‌
اين پرسشنامه شامل 133 سئوال كوتاه است و از يك مقياس ليكرت پنج درجه اي از ” هرگز در مورد من صثادق نيست ” تا ” هميشه در مورد من صادق است. ” تشكيل شده است و شامل 5 مقياس تركيبي و 15 خرده مقياس به شرح زير است :
* EQ درون فردي :‌ شامل خرده مقياس‌هاي حرمت نفس، آگاهي هيجاني، ابراز وجود و خود شكوفايي.
* EQ بين فردي : شامل خرده مقياس‌هاي همدلي، مسئوليت پذيري اجتماعي و روابط بين فردي.
* EQ مقابله با فشار : شامل خرده مقياس‌هاي تحمل فشار و كنترل تكانه.
* EQ سازگاري : شامل خرده مقياس‌هاي واقعيت آزمايي، انعطاف‌پذيري و حل مسأله.
* EQ خلق كلي : شامل خرده مقياس‌هاي خوش بيني و شادكامي.
لشكري ( 1380 )، در پژوهشي، پايايي و روايي، آزمون هوش هيجاني را در ميان دانشجويان دانشگاههاي تهران مورد بررسي قرارداد و ضريب آلفاي كرونباخ برابر با 92/0 را براي پايايي كل پرسش نامه به دست آورد.
پرسشنامه ي جرأت ورزي گمبريل و ريچي :
پرسشنامه جرأت ورزي براساس آزمون جرأت ورزي گمبريل و ريچي ( 1975) ، تهيه شده و داراي 40 ماده ي اصلي مي‌باشد به دليل عدم تطابق با فرهنگ ايراني، در برخي مواد آن تغييراتي داده شده است. هر ماده ي آزمون موقعيتي را كه مستلزم رفتار جرأت ورزي است، نشان مي‌دهد. از آزمودني خواسته مي‌شود كه براي پاسخ دادن به سئوالات، بر حسب يك مقياس درجه بندي 5 گزينه اي به دو صورت احتمال بروز رفتار و درجه ناراحتي عمل نمايد. قابل ذكر است كه در پژوهش حاضر، آزمودنيها فقط براساس دستورالعمل احتمال بروز رفتار به سئوالات پاسخ دادند. ضريب پاياني اين آزمون توسط گمبريل و ريچي برابر با 81/0 گزارش شده است. از نظر پايايي، همبستگي زيادي بين ماده‌هاي اين آزمون با يكديگر وجود دارد. ضرريب پايايي ماده‌هاي مختلف آزمون اصلي بين 39/0 تا 70/0 گزازش شده است. همچنين، همبستگي نمره‌هاي آزمون با نتايج ارزيابي افرادي كه ايفاي نقش اين افراد را مشاهده كرده بودند، 46/0 بوده است ( بهرامي، 1375 ).
روش تحقيق :
به منظور اجراي پرسشنامه‌ها روي گروه نابينا، ‌پرسشنامه‌ها به خطر بريل برگردانده شدند و به طور انفرادي در اختيار دانش آموزان نابينا قرار گرفتند. بعد از تكميل پرسشنامه توسط دانش آموزان، پاسخنامه‌ها با كمك يكي از معلمين آشنا به خطر بريل به خط نوشتاري عادي برگردانده شد. در مورد دانش آموزان عادي اجراي پرسشنامه‌ها به صورت گروهي بود. يعني در هر مدرسه دانش آموزان سه پايه به شكل گروهي (به تفكيك پايه ي اول، دوم و سوم ) در كلاس جمع مي‌شدند و به سئوالات در برگه‌هاي پاسخنامه ي مربوط به خود پاسخ مي‌دادند.

فصل چهارم
نتايج تحقيق

يافته‌هاي پژوهش
به منظور مقايسه هوش هيجاني كلي دانش آموزان نابينا و عادي دختر و پسر، از تحليل واريانس دو راهه استفاده شد ( جدول شماره ي 1 ) در مقايسه ميانگين ثمرات هوش هيجاني كلي براساس عامل جنسيت معنادار نيست. بنابراين بين دختران و پسران از نظر هوش هيجاني كلي، تفاوت معنادار وجود ندارد. در حاليكه F محاسبه شده ( 66/42 ) به منظور مقايسه ميانگين نمرات هوش هيجاني كلي براساس عامل معلوليت بينايي معنادار است. يعني هوش هيجاني كلي دانش آموازن عادي بيشتر از دانش آموزان نابيناست. از طرف ديگر اثر تعامل بين عامل جنسيت و معلوليت بينايي نيز با توجه به F محاسبه شده ( 21/7 ) معنادار است كه با توجه به ميانگين‌ها ملاحظه مي‌شود، هوش هيجاني كلي دختران عادي بيشتر از پسران عادي است، اما هوش هيجاني دختران نابينا كمتر از پسران نابينا است.

جدول شماره ي 1 : خلاصه نتايج تحليل واريانس دو راهه به منظور مقايسه ي هوش هيجاني كلي براساس متغيرهاي مستقل معلوليت بينايي و جنسيت
منبع تغييراتمجموع مجذوراتدرجه آزاديميانگين مجذوراتFسطح معناداريعامل جنسبت1261126117/0733/0عامل معلوليت بينايي44/46050144/4605066/42001/0تعامل جنسيت و معلوليت01/7779101/777921/7008/0خطا64/19001017661/1079جمع كل98/245247179
به منظور بررسي مؤلفه‌هاي هوش هيجاني دانش آموزان نابينا و عادي دختر و پسر، از روش تحليل واريانس چند متغيري ( MANOVA )، استفاده شد. با توجه به معني داري آزمون‌هاي MAMOVA، به منظور بررسي معني داري تفاوت متغيرهاي مستقل معلوليت بينايي و جنسيت و تعامل اين متغيرها بر هر يك از مؤلفه‌هاي هوش هيجاني ( متغيرهاي وابسته )، تحليل واريانس تك متغيري به عمل آمد. با توجه به ميانگين ها، ميانگين نمرات پسران در مؤلفه‌هاي خود آگاهي هيجاني، استقلال و خوش بيني، ‌بيشتر از دختران و ميانگين نمرات دختران در مؤْفه‌هاي ابراز وجود و انعطاف‌پذيري، بيشتر از پسران است.
همچنين F محاسبه شده، به منظور مقايسه ي ميانگين نمرات مؤلفه اي هوش هيجاني، براساس عامل معلوليت بينايي نشان مي‌دهد كه ميانگين نمرات دانش آموزان عادي بالاتر از دانش آموزان نابينا است. از سوي ديگر F محاسبه شده به منظور مقايسه ميانگين نمرات مؤلفه‌هاي هوش هيجاني براساس كنش متقابل بين عامل جنسبت و معلوليت بينايي حاكي از آن است كه دختران عادي در مؤْفه‌هاي ابراز وجود، استقلال، همدلي، روابط بين فردي و حل مسأْله عملكرد بهتري نسبت به پسران عادي دارند، اما به طور معكوس دختران نابينا در مؤْفه اي فوق الذكر، عملكرد پايين تري نسبت به پسران نابينا دارند. به منظور مقايسه ي ميزان جرأت ورزي دانش آموزان نابينا و عادي دختر و پسر از روش تحليل واريانس دو راهه استفاده به عمل آمد. ( جدول شماره 2 ).

جدول شماره ي 2 : خلاصه نتايج تحليل واريانس دو راهه به منظور مقايسه جرأت ورزي براساس متغيرهاي مستقل معلوليت بينايي و جنسيت
منبع تغييراتمجموع مجذوراتدرجه آزاديميانگين مجذوراتFسطح معناداريعامل جنسيت43/384143/38464/0426/0عامل معلوليت بينايي05/25173105/2517308/42001/0تعامل جنسيت و معلوليت بينايي35/415135/41569/0406/0خطا37/10529017624/598جمع كل80/131388179
با توجه به جدول شماره ي 2 ملاظه مي‌شود كه F محاسبه شده ( 64/0 )، به منظور مقايسه ي ميانگين نمرات جرأت ورزي، براساس عامل جنسيت معنادار نيست. بنابراين بين دختران و پسران از نظر ميزان جرأت ورزي، تفاوت معنادار وجود ندارد. اما F محاسبه شده ( 08/42 ) به منظور مقايسه ي ميانگين نمرات جرأت ورزي براساس عامل معلوليت بينايي معنادار است به طوري كه با توجه به ميانگين‌ها ملاحظه مي‌شود جرأت ورزي دانش آموزان بينا بيشتر از دانش آموزان نابينا است. F محاسبه شده ( 69/0 )، به منظور بررسي تعامل معلوليت و جنسبت بر نمرات جرأت ورزي، معنادار نيست.
براي بررسي رابطه هوش هيجاني كلي و ميزان جرأت ورزي دانش آموزان نابينا و عادي، از ضريب همبستگي پيرسون استفاه به عمل آمد. نتايج نشان مي‌دهد كه ضرايب همبستگي محاسبه شده در دانش آموزان نابينا ( 83/0 )، در دانش آموازن عادي ( 92/0 ) و در كل دانش آموزان ( 93/0 ) است كه همگي در سطح كمتر از 01/0 معنادارند. همچنين با محاسبه ضرايب تعيين، ‌ملاحظه مي‌وشد كه در دانش آ”وازن نابينا ( 89/68 درصد ) در دانش آموزان عادي ( 64/84 درصد ) و در كل دانش آموزان ( 49/86 درصد ) از واريانس نمرات جرأت ورزي، ناشي از نمرات هوش هيجاني كلي آنهاست.
به منظور بررسي رابطه ي هوش هيجاني كلي و پيشرفت تحصيلي دانش آموازن نابينا و عادي از روش ضريب همبستگي پيرسون استفاده كرديم. نتايج نشان دادند كه ضرايب همبستگي محاسبه شده در دانش آموزان نابينا ( 56/0 )، در دانش آموزان عادي ( 58/0 ) و در كل دانش آموازن ( 57/0 )، است كه همگي در سطح كمتر از 01/0 معنا دارند. با محاسبه ي ضرايب تعيين ملاحظه مي‌شود كه در دانش آموزان نابينا ( 36/31 درصد ) و در دانش آموزان عادي ( 64/33 درصد ) و در كل دانش آموزان ( 49/32 درصد ) از واريانس نمرات پيشرفت تحصيلي، ناشي از نمرات هوش هيجاني كلي آنهاست.
براي بررسي رابطه سطح جرأت ورزي و پيشرفت تحصيلي دانش آموازن نابينا و عادي از روش ضريب همبستگي پيرسون استفاده كرديم، نتايج نشان مي‌دهند كه ضرايب همبستگي محاسبه شده در دانش آموزان نابينا ( 42/0 )، و در دانش آموزان عادي ( 39/0 ) و در كل دانش آموزان ( 40/0 ) كه همگي در سطح كمتر از 01/0 معنادار است. بنابراين رابطه بين جرأت ورزي و پيشرفت تحصيلي دانش آموازن نابينا و عادي تأييد مي‌شود.
همچنين با محاسبه ضرايب تعيين، ملاحظه مي‌شود كه در دانش آموازن نابينا ( 64/17 درصد )، در دانش آموزان عادي ( 21/15 درصد ) و كل دانش آموزان ( 16 درصد ) از واريانس نمرات پيشرفت تحصيلي، ناشي از نمرات هوش هيجاني كلي آنها است.

فصل پنجم
بحث و نتيجه‌گيري

بحث و نتيجه گيري
به طور كلي، نتايج پژوهش حاضر نشانگر آن بود كه معلوليت بينايي مي‌تواند عامل مؤثري در هوش هيجاني باشد، به طوري كه دانش آموزان نابينا، داراي هوش هيجاني پايين تري نسبت به همسالان عادي خود هستند. قابل توجه است كه معلوليت بينايي، برخي از مؤلفه‌هاي هوش هيجاني را بيشتر تحت تأثير قرار مي‌دهد، به طوري كه دانش آموزان نابينا در مؤلفه‌هاي خودآگاهي هيجاني ابراز وجود، خود شكوفايي، استقلال، روابط بين فردي، حل مسأله، انعطاف‌پذيري، تحمل استرس، كنترل تكانه و شادكامي نمرات پايين تري نسبت به دانش آموزان عادي كسب كردند. اين يافته با يافته‌هاي حاصل از پژوهش‌هاي پزشكي ( 1383 )، در رابطه با تفاوت هوش هيجاني در دانش آموزان نابينا و عادي، ايرانمنش (1383)، در رابطه با پايين بودن هوش هيجاني در كودكان با معلوليت شنيداري، همخواني دارد. به طور كلي معلوليت‌هاي حسببه ويژه نقايص بينايي، مي‌توانند در رشد مهارت‌هاي اجتماعي به ويژه مهارت‌هايي كه لازمه ي آنها داشتن قدرت بينايي است، مؤثر باشند. تروستر و برومبرينگ 8 ( 1992 ) نيز نشان دادند كه كودكان نابينا به واسطه ي نقايص بينايي خود در ابراز ژست‌هاي چهره اي خود دچار محدوديت هستند و براي برقراري تماس حركتي و برآوردن تقاضاهاي ديگران تلاش كمتري مي‌كنند.
يافته‌ها نشان مي‌دهند كه معلوليت بينايي به طور يكسان دختران و پسران را تحت تأثير قرار نمي دهد و برخلاف عدم تفاوت در دانش آموزان عادي، هوش هيجاني دختران نابينا، كمتر از پسران است. يافته‌هاي ديگر پژوهش نشان دادند كه دانش آموزان عادي نسبت به دانش آموزان نابينا از ميزان جرأت ورزي بالاتري برخوردار بودند. نتايج حاصل از پژوهش نشانگر عدم تفاوت جرأت ورزي در دانش آموزان دختر و پسر مي‌باشد. با توجه به اينكه بنا به نظر آلبرتي و ايمونز ( 1983 )، جرأت ورزي در دختران و پسران ايراني، نشانگر عدم اهميتي باشد كه در فرهنگ‌هاي آسيايي و شرقي به مفهوم جرأت ورزي داده مي‌شود.
نتايج حاصل از پژوهش، با نتايج تحقيق مكتبي ( 1384 )، در رابطه با همبستگي مثبت بين جرأت ورزي و هوش هيجاني همخواني دارد. نتايج حاصل از پژوهش با نتايج پژوهش‌هاي متعددي نظير ليف ( 2003 )، زارع ( 1380 ) و حيدري و همكاران ( 1384 )، مبني بر وجود رابطه مثبت بين هوش هيجاني و پيشرفت تحصيلي همخواني دارد.
منابع
1. البرتي، رابرت. ايمونز، رايك ( 1983 ). روان شناسي ابراز وجود. ترجمه :‌ مهدي قراچه داغي ( 1374 ). تهران :‌ انتشارات علمي چاپ دوم.
2. امالي، شهره ( 1373 ). بررسي و مقايسه ي ميزان كارآيي روش جرأت آموزي توأم با بازسازي شناختي بر روي برخي از نوجوانان مضطرب اجتماعي پايان نامه ي كارشناسي ارشد. انيستيتو روانپزشكي.
3. ايرانمنش، مطهره ( 1382 ). مقايسه هوش هيجاني دختران عادي و ناشنوا مقطع دبيرستان شهر تهران. پايان نامه ي كارشناسي ارشد. دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي
4. برادبري، ‌تراويس و گريوز، جين ( 2005 ). هوش هيجاني، مهارت‌ها و آزمون ها. ترجمه ي مهدي گنجي. تهران : ساوالان ( 1384 ).
5. بهرامي، فاطمه ( 1375 ). تأثير



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید