بسمه تعالي

دانشگاه کشاورزي و منابع طبيعي ساري
تحصيلات تکميلي
تاريخ : ………………
شماره : ………………
پيوست : ……………..
فرم پيشنهاد پايان نامه دوره کارشناسي ارشد
مدير محترم گروه جنگلداري
سلام عليکم
اينجانب ندا اميري شماره دانشجوي 904245534 دانشجوي رشته مهندسي منابع طبيعي جنگلداري، دانشکده منابع طبيعي ساري مقطع کارشناسي ارشد ورودي نيمسال اول سال تحصيلي 91-90 که در حال حاضر 26 واحد درسي را با موفقيت گذراندهام ضمن پيوست فرم تعريف پاياننامه که به تاييد استاد راهنما رسيده است درخواست تصويب پاياننامه را با عنوان زير را دارم:
فارسي: ارزشيابي اقتصادي گونه .Myrtus communis L با استفاده از روشهاي قيمت بازاري، هزينه جايگزين و هزينه فرصت مطالعهي موردي شهرستان دوره استان لرستان
Economic Valuation of Myrtle (Myrtus communis L.) using market price, substitution انگليسي: cost and opportunity cost methods (Case study: Dooreh town, Lorestan Province)
اطلاعات مربوط به دانشجونام و نام خانوادگي: ندا اميريشماره دانشجويي: 904245534دانشكده: منابع طبيعي ساريرشته تحصيلي: مهندسي منابع طبيعيگرايش: جنگلداريسال ورود: 1390مإمور به تحصيل از : بورسيه ? آزاد ?آدرس و تلفن: لرستان – خرمآباد . 09351563484. amiri.neda90@yahoo.comامضا و تاريخ
1- مشخصات استاد راهنما و مشاور
رديفنام و نام خانوادگيسمت در پايان نامهمحل خدمتمرتبه علميامضا1اصغر فلاحراهنمادانشکده علوم کشاورزي و منابع طبيعي ساريدانشيار2سيد فضلاله عماديانراهنمادانشکده علوم کشاورزي و منابع طبيعي گرگاناستاديار3کامران عادليمشاوردانشکده کشاورزي و منابع طبيعي لرستاناستاديار
2 – تعريف مسئله
کارکردها، کالاها و خدمات اکوسيستم‌ها، اغلب ارزش بالايي دارند ولي به‌ندرت در بازار مورد معامله قرار مي‌گيرند. از اينرو به علت عدم امکان محاسبات کمّي و دقيق در تصميم‌گيري‌ها و سياست‌گذاري‌هاي کلان، توجه کافي به آن‌ها نمي‌شود. عدم درک صحيح از کارکردها و خدمات توليد شده توسط اکوسيستم‌هاي جنگلي باعث عدم استفاده بهينه جامعه از بخش قابل ملاحظهاي از خدمات آن، يعني توليدات غيرچوبي ميشود. در همين راستا، تلقي عاميانه از ارزش جنگل فقط براي ميزان توليد چوبي است که از آن بدست ميآيد و اگر جنگل فاقد اين نقش باشد، کاربري آن را در چارچوب آمايش سرزمين به زمين کشاورزي، ساخت و ساز و غيره محدود مينمايند (اللطيفي1، 2007). اين در حالي است که محصولات غيرچوبي جنگل با اينکه به دلايل متعددي حائز اهميت فراواني است، ولي کمتر مورد توجه و ارزشيابي واقع شده و لذا تنها سهم اندکي از فوايد و خدمات درآمدزاي جنگل را به خود اختصاص ميدهند (کرويتورو2، 2007). دادههاي آماري مربوط به ارزشيابي فرآوردههاي غيرچوبي در سطح بينالمللي معمولا ناقص، پراکنده و يا غيرقابلتعميم به ساير کشورهاست. همچنين، اطلاعات قابل اعتماد کافي راجع به محصولات غيرچوبي3 جنگل که در بازارهاي کمجمعيت محلي مبادله ميشوند، وجود ندارد و در اکثر موارد اين محصولات تنها براي گذران زندگي ساکنان محلي مصرف ميشوند. در هر صورت، تاکنون اکثر تلاشها براي برآورد اين فوايد تنها بر روي محصولات مبادله شده در جنگلهاي تجارتي و مهم متمرکز شدهاست، وليکن خوشبختانه در سالهاي اخير تلاشهاي جديدتري هم براي يافتن ارزش بعضي از محصولات غيرچوبي جنگلهاي غيرتجارتي و کماهميت که ساکنان روستايي جنگل از آنها براي امرارمعاش و يا مبادلات غيررسمي بهرهبرداري ميکنند، صورت گرفتهاست. بيشتر اين تلاشها بطور پراکنده و در سطح محلي انجام يافتهاست (کرويتورو، 2007).
با توجه به اهميت و ارزش اقتصادي استفاده از محصولات غيرچوبي، بدون ترديد در صورت برشمردن و مشخص کردن انواع آنها و سپس تدوين و اجراي روشهاي درست بهرهبرداري اين محصولات توسط مردم در چارچوب توسع? پايدار، ارزش و اهميت اقتصادي-اجتماعي اين منابع در جامعه برجستهتر خواهد شد. اين رويکرد، به علت ويژگي درآمدزايي مستمر آن، موجب اهميت يافتن فرآوردههاي غيرچوبي نزد روستاييان جنگلنشين خواهد شد و آنها را به حفاظت مستمر و بهتر منابع جنگلي خودشان ترغيب خواهد نمود. تحقق يافتن اين موضوع بدون شناخت و تفکيک ويژگيهاي منابع جنگلي و يافتن راهکار براي مشخص کردن ارزش آنها، امکانپذير نخواهدبود (مهدوي، 1385). ارزش فرآوردههاي غيرچوبي هر جنگل تنها بخشي از کل ارزش اقتصادي همان جنگل است و مي توان از آن به ‌عنوان يک ابزار مؤثر براي تصميم‌گيري با هدف تجزيه و تحليل و مقايسة سود و زيان گزينه هاي معين، بهره گرفت. به بيان ديگر، ارزشگذاري اقتصادي ابزاري است که اطلاعات مفيدي براي مديران جنگل جهت سياستگذاري و اخذ تصميم مناسب فراهم مي‌آورد. بنابراين ارزشگذاري اقتصادي اکوسيستم، با برجسته کردن ارزش کارکردها، خدمات و کالاهاي موجود در آن، برنامه‌ريزان و مديران اجرايي و اقتصادي منابع طبيعي را در امر حفاظت و بهره‌برداري پايدار و بهينه از منابع طبيعي، ياري مي‌دهد (دگروت و همکاران، 2002؛ ونکتاچالام،2003).
ارزش اقتصادي کل (TEV)4 منابع طبيعي را ميتوان به دو گروه کلي ارزش ابزاري يا مصرفي5 و ارزش ذاتي يا غيرمصرفي6 (يا بهرهبرداري غيرانفعالي) تقسيم کرد. ارزشهاي مصرفي، از مصرف واقعي که در محيط زيست صورت ميگيرد، مشتق مي شوند (مانند درآمدهاي حاصل از چوب جنگل و فعاليتهاي تفريحي-تفرجي در عرصة منابع طبيعي). ارزشهايي که از طريق انتخاب نوع بهرهجويي از محيط زيست (ارزشهاي انتخابي7) درآينده، بيان ميگردند، کمي پيچيدهتر ميباشند چرا که به عنوان شاخصي از تمايل به پرداخت مردم براي حفظ سيستمهاي زيستمحيطي در برابر استفادههاي احتمالي آينده، به شمار ميروند (مثل نوآوريهاي تفرجي که ممکن است آيندگان در منابع طبيعي ابداع کنند). ارزشهاي نسلهاي آينده براي ارزيابي کنوني يک ارزش مصرفي بالفعل به حساب نميآيد، اما ميتوان آنها را به منزله يک ارزش مصرفي بالقوه در آينده يا ارزشي غيرمصرفي براي نسلهاي آينده در نظر گرفت (مانند تفريح و تفرجاتي که نسلهاي آينده در محيط زيست فراهم خواهند آورد). اما ارزشهاي غيرمصرفي از پيچيدگي بيشتري برخوردارند زيرا مبادله نميشود، اين ارزشها از ماهيتهايي برخوردار هستند که هم درجه ترجيح افراد را نشان ميدهند (مثل تفريح و تفرجات جديد احتمالي در نسلهاي آينده)، و در عين حال رعايت حق حيات و رفاه ساير موجودات محيط زيست را نيز مورد توجه قرار ميدهند، مانند حفظ تنوع زيستي. اينگونه ارزشها کماکان توسط انسان تعريف و تعيين ميشوند، اما ممکن است شامل شناسايي ارزش وجودي گونههايي خاص يا تمامي بوم نظامها باشند (دهقانيان و همکاران، 1374). شناخت يک منبع طبيعي مستلزم برشمردن و طبقهبندي کارکردها، کالاها و خدمات مختلفي است که در ارزشگذاري دخالت دارند. کارکردهاي منابع طبيعي به 4 گروه اصلي تقسيم ميشوند؛ اين کارکردها شامل کارکردهاي تنظيمي، کارکردهاي زيستگاهي، کارکردهاي توليدي و کارکردهاي اطلاعاتي مي باشند. به طور کلي چهار رويکرد براي ارزشگذاري کالاها و خدمات منابع طبيعي وجود دارد که شامل قيمت بازار يا تمايل به پرداخت آشکار8، شواهد و ملاک ضمني يا تمايل به پرداخت انتسابي9، روش انتقال فايده10، بررسي و يا اظهار تمايل به پرداخت11 ميباشند (اميرنژاد، 1386).
نکته اصلي اين است: حال که جنگلهاي غرب ايران فاقد درآمد تجاري چوبياند و تنها ميتوان از محصولات غيرچوبي آنها بهره اقتصادي جست، کدام شيوه ارزشگذاري براي اين مجصولات مناسب ميباشد؟ و اينکه آيا ميتوان ارزش اقتصادي برخي از گونههاي جنگلي را براي ساکنين بومي، بطور کمي بيان کرد؟ با اين توضيحات، در پژوهش حاضر تصميم بر اين است که ارزش مصرفي يک گونه جنگلي با ارزش موجود در غرب ايران، يعني گونه مورد، در غالب هر چهار رويکرد ياد شده سنجيده شود.
تحقيق حاضر روي گونه مورد (Myrtus communis) صورت ميگيرد که در انگليسي به آن Myrtle و در عربي به آن مرسين گفته ميشود. محصولات مورد بعنوان فرآوردههاي غيرچوبي در برخي از مناطق جنگلي لرستان حائزاهميت ميباشد. محل رويش گونه مورد، نواحي شمال کشور از جمله گيلان ، لرستان و گيلان غرب ميباشد. اين گياه که بصورت بوته است، اغلب گرماپسند بوده و در مناطق نيمهمرطوب و نيمهگرمسيري ايران نيز ميرويد. ارزش اقتصادي مورد قابل ملاحظه است بطوريکه ميزان درآمد هر هکتار آن در سال جاري در ممسني 120،000،000ريال محاسبه گرديد. توليد دستکاشت اين گياه ميتواند در جهت قطع وابستگي به اين محصول، جلوگيري از خروج ارز، ايجاد اشتغال و رفع نياز صنايع دارويي داخلي و افزايش درآمد جوامع روستايي و جنگلنشينان زاگرس مرکزي نقش مهمي ايفا نمايد (ورهزردي، 1390).
3 – سابقه تحقيق (به طور مختصر):
مهدوي (1385)، در تحقيقي با عنوان بررسي محصولات فرعي جنگل و روشهاي بهرهبرداري از آنها در شهرستان کامياران که بر اساس روشهاي گردآوري اطلاعات به روش مردمنگاري با پيمايش تمامي روستاهاي مناطق جنگلي مورد مطالعه (بررسي ميداني) و استفاده از پرسشنامه براي جمعآوري اطلاعات پايه صورت گرفت، 16 محصول اصلي (شيره سقز، زالزالک، ميوه بنه، بادام، سماق، ميوه بلوط، عناب، آلوچه، گلابي وحشي، برگ بلوط، برگ بنه، گلبرگ نسترن، گزو، سنجد، ميوه نسترن و گردو) در منطقه شناسايي کرد. وي به اين نتيجه رسيد که مردمان محلي با توجه به اينکه بيشترين هزينه را متقبل ميشوند عوايد دريافتي آنها در حداقل ميزان ممکن است و در اين بين واسطهها و دلالان بيشترين منفعت را ميبرند.
معافي و همکاران (1387)، در بررسي ارزشگذاري اقتصادي بر عملكرد زيستمحيطي اكوسيستمهاي طبيعي با استفاده از “روش تابع خسارت” مشخص کردند که ارزش اقتصادي كاركردهاي زيست محيطي جنگلهاي كشور مانند كنترل سيلخيزي برابر 210/8 ميليارد ريال، كنترل كيفيت آب برابر 8630 ميليارد ريال و فرسايش خاك برابر 4743 ميليارد ريال كه در نهايت مجموع كل كاركردهاي زيست محيطي جنگلها بالغ بر 45 تريليون ريال ميباشد. بديهي است اعمال مديريت صحيح بر جنگلها و شناخت و معرفي كاركردهاي زيستمحيطي و اكوسيستمي آن ميتواند موجب پيشرفت در سيستم مديريتي كشور شده و تا حد زيادي از ميزان خسارتهاي ريالي وارده بكاهد.
احمدي لشكناري و همکاران (1388)، در معرفي اقتصاديترين محصولات غيرچوبي جنگلهاي زاگرس شمالي، كليه روستاهاي موجود در جنگل آرمرده شهرستان بانه كه بالغ بر 10 روستا و 44 خانوار است، را مورد بررسي قرار دادند و جامعه آماري مطالعه را تشكيل دادند. نتايج نشان داد که محصولات غيرچوبي منطقة مورد مطالعه به ترتيب اهميت عبارتند از گهلا، گزو، مازو و شيرهي سقز. ارزش اقتصادي كل محصولات برداشت شده توسط خانوارهاي نمونه در سال مطالعه، بالغ بر 665،812،600 ريال است.
ورهزردي و همکاران (1390)، در مطالعهاي روي ارزشهاي اکولوژيکي، دارويي و اقتصادي گونه مورد و توانمندسازي جوامع روستايي با هدف کسب اطلاعات براي شناسايي توانمنديها و پتانسيلهاي گونه مورد به منظور توسعة کاشت آن و بهرهمندي روستاييان جنگلنشين از ارزشهاي اقتصادي آن براي کسب درآمد اضافي، از مطالعات کتابخانهاي و تهيه پرسشنامه و مراجعه به منابع توليد آن استفاده کرد. نتايج نشان داد که اين گونه به عنوان يک گزينه قوي ميتواند در قطع وابستگي، جلوگيري از خروج ارز، ايجاد اشتغال، رفع نياز صنايع دارويي و توانمندسازي جوامع روستايي و جنگلنشين زاگرس مرکزي، نقش مهمي ايفا نمايد. همچنين با توجه به ارزشهاي اکولوژيکي، زيستمحيطي و اقتصادي بالاي اين گونه در جهت بسط و گسترش دامنه بخصوص در مناطق جنگلي غرب کشور با حفظ بهرهمندي اقتصادي روستاييان در ارتباط با جنگلهاي آن منطقه گردند و طبيعت جنگلهاي غرب از تواناييها و پتانسيلهاي اين گونه در حفظ پايداري استفاده نمايد.
بهمني و همکاران (1388)، به بررسي بهرهبرداري روستائيان و جنگلنشينان از محصولات غيرچوبي پسته وحشي در جنگلهاي شهرستان مرودشت پرداختند. براي بررسي ميزان محصولات غيرچوبي ابتدا اقدام به تهيه پرسشنامههايي در اين زمينه کردند. تكميل پرسشنامهها بصورت مشاركتي- مشاهدهاي صورت گرفت. بدين منظور 8 روستا انتخاب و در هر روستا نيز با توجه به جمعيت روستا تعدادي بهرهبردار بصورت تصادفي به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتايج نشان داد كه مهمترين محصول غيرچوبي منطقه، ميوه درختان پسته وحشي است كه بيشترين درآمد مردم محلي نيز از فروش اين محصول بدست ميآيد. همچنين علاوه بر ميوه ميتوان به صمغ حاصل از درختان پسته وحشي اشاره كرد. محققين مذکور بيان کردند که در صورت تهيه و اجراي طرحهاي بهرهبرداري متناسب با ظرفيت و پتانسيل منطقه در قالب قرارداد با رعايت اصول و ضوابط موجود ميتوان درآمد و سود قابل توجهي را از آن بدست آورد.
ميسرا12 و دش13 (2000)، در مطالعهاي تجربي روي فرآوردههاي غيرچوبي جنگلي در سه روستاي قبيلهاي واقع در شرق اوريسا، هندوستان نشان دادند که کل توليد سالانه محصولات غيرچوبي جنگل در هر روستا 55/ 253 گيگاژول و کل مصرف اين محصولات به ازاء هر روستا معادل 57/190 گيگاژول ولي مصرف هر خانوار به طور متوسط 9/6 گيگا ژول بوده است. ??مجموع صادرات سالانه از محصولات غيرچوبي جنگل در هر روستا 69/3 تن (معادل 47/61 گيگا ژول) بوده که در اين ميان سهم مشارکت مردان 3/37?، زنان 8/53?، و کودکان 9/8? در مجموع سه روستا بودهاست. مجموع انرژي انساني صرف شده در روستا براي توليد محصولات غيرچوبي جنگل 1/16 گيگاژول بودهاست. متوسط نرخ ورودي و خروجي انرژي براي توليد محصولات غيرچوبي جنگل 56/16 گيگاژول بودهاست. توسعه پايدار روستاهاي قبيلهاي، حفاظت و مديريت مناسب از جنگلهاي موجود و به حداقل رساندن ضايعات و افزايش ارزش محصولات از طريق پردازش الکترونيکي بسيار ضروري هستند.
کلنکا و پولکراب14 (2002) در مقاله خود به موضوع خدمات غيربازاري پرداختند. معضل مزمني که همواره تعيين مقدار يارانه به صاحبان جنگل را پيچيده ميکند، بازار براي خدمات غيربازاري جنگلي است. مساعدتهاي مالي براي خدمات را ميتوان اهداف اجراي مراحل زير قرار داد:
1- تعيين خدمات جنگلي غيربازاري که به تدريج به نوع بازاري آن تغيير مي يابند.
2- تعيين خدمات جنگلي غيربازاري که در فرآيند توليد نوعي فراورد? ثانوي بوجود ميآورند.
3- کمي کردن تقاضا براي اين نوع خدمات .
4- کمي کردن هزينههاي لازم براي پاسخگويي به تقاضاي فرآوردههاي مذکور.
5- کمي کردن زيانهايي که به صاحبان جنگلها بواسط? محدود کردن فعاليتهاي آنها وارد آمد .
دوي15 و همکاران (2005)، به بررسي فرصتهاي اقتصادي روستا و وابستگي آنها به جنگلها و معيشت روستايي در شرق کاليمانتان16 اندونزي پرداختند در اين مطالعه معيارهاي اقتصادي روستا، پوشش جنگلي، زمين مناسب براي کشاورزي و جنگلداري را مورد بررسي قرار دادهاند و به اين نتيجه رسيدند که افزايش دسترسي به بازار و نابودي جنگلها به شدت با تنوع اقتصادي در سطح روستاها در ارتباط است.
ماهاپاترا17 و همکاران (2005)، ارزش فعلي خالص درآمد حاصل از محصولات غيرچوبي جنگلهاي خزانکننده خشک هند را 1016دلار در هکتار در منطقه ساحلي و 1348 دلار در هکتار در منطقه داخلي برآورد نمودهاست که اين ميزان به طور قابل توجهي بالاتر از بازده جايگزين براي استفاده از اين زمينها ميباشد. ارزش جنگلهاي خزانکننده خشک بيشتر از مقدار قبلي تخمين زده شدهبود و در مقايسه با درآمد بالقوه چوب 268 دلار در هکتار مطلوب به نظر ميرسيد. نتيجه اين مطالعه دلالت بر ضرورت شکلدهي به يک تفاهم مقدماتي جديد ارزشيابي براي استفاده مديران جنگل دارد که منظور از آن تصميمگيري در مورد تبديل اراضي جنگلي براي مقاصد غيرجنگلي ميباشد.
کوانگ18 و همکاران (2006)، در مطالعهاي که درباره جمعآوري تجارتي محصولات فرعي به منظور کسب درآمد و امرار معاش خانوارهاي حاشيه جنگل در ويتنام انجام دادند، بيان نمودند که اينکار اغلب همبستگي با ويژگيهاي خانوار مانند شاخص کار (نام و نسبت وابستگي) و مشارکت نيروي کار زن داشتهاست. آنها بمنظور حفظ تنوع زيستي و بهرهبرداري تجارتي محصولات غيرچوبي، به بررسي وابستگي ساکنان روستا به محصولات غيرچوبي و شناسايي رابطه بين ويژگيهاي هر خانواده و درآمد توليد شده براي هر خانواده توسط محصولات غيرچوبي پرداختند. بهرهبرداري تجارتي محصولات غيرچوبي ارتباط منفي با وابستگي، سطح فقر، فاصله از مرکز شهر و ايجاد ارتباط مثبت جهت مشارکت دادن نيروي کار زن داشتهاست. در واقع بهرهبرداري تجارتي در خانوارهايي فقير و خانوارهايي که داراي نيروي کار زن بيشتري بودهاند، بيشتر بود. در انتها قوياً توصيه شد که دولت ويتنام بايد در زمان بکارگيري سياستهاي مربوط به حفاظت از محصولات غيرچوبي بطور آگاهانه نسبت به ايجاد تعادل جنسيتي، فاصله تا مرکز شهر، سطح فقر و ميزان وابستگي روستائيان اقدام نمايد. ضمناً اتخاذ سياستي مناسب جهت ايجاد انگيزه براي خانوارهاي فقير در راستاي وابستگي کمتر به محصولات غيرچوبي نيز ضروري به نظر مي رسد.
اللطيفي19 (2007)، درتلاشي براي ارزشيابي خروجيهاي جنگل مراکش نشان داد که توليدات چوبي در مراکش بندرت 3% ارزش اقتصادي کلي را به خود اختصاص ميدهند در حاليکه پنج جزء مهمتر ارزش اقتصادي نهايي جنگلهاي مراکش به چوب سوخت، چرا، آبخيزداري، فرسايش، سيل و زمين لغزش و نابودي جنگلها و به عبارت ديگر جنگلزدايي اختصاص دارد .
کرويترو20 (2007)، در مطالعهاي درباره آناليز و ارزيابي محصولات غيرچوبي جنگل در منطقه مديترانهاي نشان داد که محصولات غيرچوبي جنگل نقش مهمي در توسعهپايدار و زندگي خانوارها چه در سطح محلي و چه در سطح ملي داشته است؛ در اين مطالعه محصولات غيرچوبي مانند چوبپنبه، علوفه، قارچها، عسل و ديگر محصولات غيرچوبي مورد بررسي قرار گرفت. نتايج نشان داد که فوايد سالانه محصولات غيرچوبي در کل نواحي مديترانه بطور متوسط 39 يورو در هکتار و حدوداًً 4/1 ارزش اقتصادي کل اين جنگلها را شامل شدهاست که در اين ميان سهم کشورهاي جنوبي، شمالي و شرقي مديترانه اي به ترتيب 54، 41 و 20 يورو در هکتار بودهاست.
انگاندالاسي21 و همکاران (2007)، در مطالعهاي درباره برداشت محصولات غيرچوبي جنگل و مفهوم حفظ منابع طبيعي در جنگلهاي کوهستاني حفاظت شده آفريقا انجام تحقيقات روي پوشش گياهي از جمله تعيين موجودي، ميزان تأثير بهره برداري، و کنترل و نظارت رويشگاه را لازمة بهرهبرداري پايدار توسط جوامع روستايي مجاور مناطق حفاظت شدة جنگلي واقع در پايين صحراي آفريقا دانستهاند. در اين تحقيق استخراج محصولات گياهي در دو اکوسيستم جنگلي کوهستاني واقع در شرق آفريقا، يکي حفاظت نشده شامل روستاي جنگلي و ديگري منطقة حفاظت شده مجاور آن، مورد مقايسه و بررسي قرار گرفت. در روستاي جنگلي، از دادههاي نمونهگيري پوشش گياهي و نيز روشهاي ارزيابي مشارکتي روستايي (PRA)22 براي شناسايي و ثبت گياهان موجود در عرصه استفاده شد. از اين رويکرد، و نيز مصاحبه با مردم محلي براي درک جنبه هاي اکولوژيک و اقتصادي- اجتماعي مرتبط با بهره برداري محصولات غيرچوبي بهره گرفته شد. اين بررسي نشان داده شده است که تراکم هشت گونة درختي که معمولاً بعنوان تير در ساخت بنا مورد استفاده قرار ميگيرند، در منطقة تخريب شدة روستايي در حدود 4.5-2.4 برابر کمتر از منطقة حفاظت شدهبود. مصاحبه با 145 مرد و زن روستايي نشان داد که اکثر گونههاي بهرهبرداري شده براي استفادههاي دارويي (57 گونه) و استعمال در ساخت بنا (50 گونه) مورد بهره برداري قرار ميگرفتهاند. همچنين نتايج اين مطالعه تأثير منفي بهرهبرداري در منطقة روستايي غيرحفاظتشده در مقايسه با منطقة حفاظت شدة مجاور آن را نشان ميدهد. اين موضوع توسط گونة (Loeseneriella apocynoides) که در هر دو منطقة حفاظت شده و غيرحفاظت شده به منظور استفاده در سبدبافي مورد بهرهبرداري مردم محلي قرار ميگيرد، نشان دادهشدهاست. به اين معني که فراواني پايههاي ضخيمتر از 1 سانتيمتر در منطقة جنگلي حفاظت شده بطور معنيداري بيش از روستاهاي جنگلي حفاظت نشدة بودهاست. نکتة حائز اهميت ديگر تحقيق اينبودهاست که استفادة فرآوردههاي غيرچوبي حتي به مناطق حفاظت شده نيز کشيده شده بود، بطوريکه بهرهبرداري مفرط نهتنها گونههاي پرتقاضا را مورد تهديد قرار داده بود، بلکه ساختار و ترکيب جنگل را دچار تغيير کردهبود.
جنسن23 (2009)، در کشور دمکراتيک خلق لائوس چهار مورد زنجير? ارزش از منابع بسيار ارزشمند مشتقات )agarwood (Aquilara Malaccensis را بصورت کمي بدست آورد. وي اينکار را از طريق بررسي عوامل نقشآفرين و در مراحل مختلف بهره برداري اين محصولات تا عرض? آنها در خردهفروشي انجام داد که اين هر دو شکل از بهرهبرداريهاي قانوني و غيرقانوني را در برداشت. دادهها از مطالعه تجارت و بهرهبرداري ملي، بررسي بينالمللي بازار کشورهاي عربي و نيز از طريق مصاحبه جمعآوري شدند. نتايج اين مطالعه، ارزش جهاني عظيمي را در سطح خردهفروشي نشان ميدهد که مقدار آن بين 666 دلار و 2300 ميليون دلار برآورد شدهاست که در اين ميان سهم لائوس در حدود 2 درصد يعني 33 ميليون دلار بودهاست. اين در حالي است که ارزش صادرات به لائوس در قبال 931 تن فرآوردههاي چوبي و ساير محصولات مشابه در حدود 14 ميليون دلار برآورد شدهاست.
اسچافسما24 و همکاران (2012)، در زمينة توابع قابل انتقال براي استخراج محصولات غيرچوبي جنگل که شامل يک مطالعه موردي روي توليد زغال چوب در ضلع شرقي تانزانيا بودهاست از يک رويکرد مدلسازي شده براي ارزشيابي اقتصادي استخراج محصولات سالانه غيرچوبي جنگل در مقياس مکاني گسترده استفاده کردند. اين رويکرد داراي 4 نقطه قوت اصلي بود که شامل: 1) بر اساس توابع توليد خانوار با استفاده از دادههاي واقعي رفتار خانوار است 2) از نظر مکاني حساس و با استفاده از از طيف وسيعي از روستاييان دخيل در آماربرداري از جنبههاي جامعه-جمعيتشناسي، تراکم جمعيت و در دسترس بودن منابع انجام ميشود 3) ارزشيابي بر مبناي توليد واقعي زغال نه قابليت توليد اين محصول انجام ميشود 4) اين مدل کلي بوده و قابل تعميم براي مطالعات مشابه ولي با مقياسهاي متفاوت ميباشد. در اين تحقيق مجموعهاي از دادهها شامل 1100 مشاهده از 45 روستا استفاده گرديد و کل فوايد زغال چوب 14ميليون دلار در سال تخمين زده شد که اين يک منبع مهم درآمد براي خانوارهاي روستايي است که 11% زغال چوب دارالسلام و ديگر شهرهاي بزرگ را فراهم ميکند.
4 – فرضيات پژوهش:
1- روشهاي ارزشگذاري بر مبناي قيمت بازار، قيمت جايگزين و هزينه فرصت براي گون? مورد قابل استفاده است.
2- درآمد ناشي از گونه مورد نقش تاثيرگذاري در اقتصاد خانوارهاي روستايي شهرستان دوره دارد.
5 – اهداف پژوهش:
1- برآورد ارزش اقتصادي گونه مورد با استفاده از روشهاي ارزشگذاري بر مبناي قيمت بازار، قيمت جايگزين و هزينه فرصت صورت خواهد گرفت.
2- سهم درآمد حاصله از گونه مورد در اقتصاد خانوارهاي روستايي شهرستان دوره برآورد خواهد شد.
6 – خلاصه مراحل پژوهش (مواد و روشها):
مکان پژوهش مورد نظر از بين مناطق پراکنش اين گونه در استان لرستان واقع در شهرستان دوره مي باشد که بر مبناي برداشتهاي اوليه و گزينش بهترين فاکتورها انتخاب گرديد. اين شهرستان در شمالغربي به سمت مرکز استان لرستان و در 36 کيلومتري شهرستان خرمآباد قرار دارد که طول جغرافيايي، عرض جغرافيايي و ارتفاع از سطح درياي آن به ترتيب ?17?0248 ? ، ?39 ?56 33 ? و 1118 متر ميباشد و داراي آب و هوايي معتدل است.
در اين مطالعه براي برآورد ارزش اقتصادي گونه Myrtus communis در جنگلهاي غرب ايران از چهار رويکرد موجود براي ارزشگذاري اقتصادي منابع طبيعي استفاده ميشود. ابزار مورد استفاده براي اين چهار رويکرد سه روش قيمت بازاري، هزينههاي جايگزين و هزينههاي فرصت از دست رفته ميباشد. روش اول (قيمت بازاري) براي رويکرد اول، روش دوم (هزينههاي جايگزين) براي رويکردهاي دوم و سوم و بالاخره روش سوم (هزينههاي فرصت از دست رفته) براي رويکرد چهارم مناسب است.
روش قيمت بازاري معمولاً براي برآورد ارزش استفاده‌هاي مستقيم از كالاها و خدمات منابع طبيعي استفاده مي‌شود (پناهي، 1384). از آنجا که قيمت‌هاي بازاري نتيجة تعامل ميان مصرف‌کنندگان و توليدکنندگان، برمبناي عرضه و تقاضاي کالاها و خدمات مورد نظر مي‌باشند، اين روش مي‌تواند رکن اصلي براي ارزشگذاري محصولات و خدمات غيرچوبي جنگلي مبتني بر قيمت را تشکيل دهد.
روش هزينة جايگزين، از هزينة جايگزين نمودن يک اکوسيستم يا خدمات آن به عنوان يک برآورد براي ارزش يک اکوسيستم يا خدمات مشابه ديگر استفاده مي‌کند. به طور مشابه، روش هزينة جانشين نيز از هزينة فراهم‌سازي جانشين‌ها براي يک اکوسيستم يا خدمات آن به عنوان يک برآورد براي ارزش يک اکوسيستم يا خدمات آن استفاده مي‌کند(تورنر و همکاران، 1993).
در روش هزينة فرصت، مي‌توان ارزش غيربازاري توليدات جنگل را بر اساس دستمزدهاي قطعي و تابعي از زمان صرف شده براي برداشت چنين کالاهايي، برآورد کرد (عباسيفر، 1387).
همانطور که عنوان شد در اين پژوهش براي گونه مورد در جنگلهاي غرب ايران از چهار رويکرد موجود براي ارزشگذاري اقتصادي منابع طبيعي استفاده ميشود. مراحل انجام پژوهش بصورت زير است:
1- براي انجام ارزشگذاري با استفاده از دو رويکرد قيمت بازار و تمايل به پرداخت نسبت داده شده، از روش ارزيابي سريع و شيوه برداشتهاي مصاحبهاي ميداني استفاده خواهد شد. براي اين مرحله فرمهايي حاوي اطلاعاتي شامل مبداء و وسعت پراکنش، روشهاي مختلف بهرهبرداري، نوع استفاده روستاييان، ميزان حجم سالانه مورد استفاده هرفرد و هر خانواده روستايي، قيمتها و حجم مورد مبادله از هر قسمت گياه، پرداختهاي جايگزين موارد استفاده شخصي از گياه مورد و غيره اقدام ميشود. مخاطبين مورد بررسي بهرهبرداران و جنگلنشينان محلي از روستاهاي منطقه خواهند بود. علاوه بر موارد ذکر شده زنجيرهاي واسطهاي (بازار واسطهها) که نقش آنها وارد کردن اين گونه به بازار و فروش آن است، شناسايي و از کمک آنها استفاده خواهد شد. در اين مرحله در صورتي که جمعيتهاي جوامع محلي (جنگلنشينان) مورد استفاده از اين گونه گياهي در هر منطقه بيش از 100 خانوار باشيد، 20% جامعه آماري مورد مصاحبه قرار ميگيرند، اگر جمعيت بين 50 تا 100 خانوار باشد، 25% جامعه آماري و اگر کمتر از 50 خانوار باشد به صورت 35% مصاحبه خواهند شد (جوان، 1368). در مورد افراد انتخاب شده نيز سعي ميشود سرپرست خانوارها و افراد با درآمد مستقل انتخاب شوند. براي تکميل کار اين بخش با جنگلگردشي، بازديد و مشاهده نحوه استفاده مردم از اين گونه گياهي اطلاعات تکميلي در مورد آن جمعآوري خواهدشد.
2-اما براي ارزشگذاري از طريق دو رويکرد روش انتقال منافع و اظهار تمايل به پرداخت، پرسشنامهي در قالب دوگانه دوبعدي تهيه ميگردد که به صورت مشارکتي- مشاهدهاي در منطقه مورد مطالعه و مراکز جمعيتي عمده اطراف آن تکميل خواهند شد(پيوست 1). در اين روش، ابتدا پاسخگويان در مواجه شدن با قيمت پيشنهادي تحت يک موقعيت بازار فرضي فقط پاسخ بله يا خير ميدهند و سپس بر اساس جواب فرد، پيشنهاد اول و پيشنهادهايي ديگري مورد پرسش قرار ميگيرد؛ بعبارت ديگر، پيشنهاد بله يا خير يا عکسالعمل پاسخگو در پيشنهاد اوليه بستگي دارد (ونکاتاچالام، 2003).
3-در نهايت، محاسبات با استفاده از اصول روشهاي اقتصاد خرد و محاسبه بيلان مالي اين گونه ارزش اقتصادي اين گونه از طريق روابط رياضي محاسبه و گزارش نهايي تاثير اقتصادي گونه گياهي مورد در زندگي جوامع محلي منطقه کرکي و کولچپ تهيه و ارائه خواهد شد. در محاسبه بيلان مالي از تحليل روش هزينه-فايده استفاده ميشود.
4-در محاسبه ارزش اقتصادي به طريق روابط رياضي پس از انجام تست اوليه و جمعآوري دادهها از يکي از روشهاي رياضي(شامل روش AHP ، روش فازي، روش شبکه عصبي مصنوعي، روش برنامهريزي پويا، روش برنامهريزي توافقي، روش برنامهريزي آرماني و ……) استفاده ميشود.
7- زمان بندي اجراي پايان نامه:
زمان
فعاليت مهرآبانآذرديبهمناسفندفروردينارديبهشتخردادتيرمردادشهريورجمعآوري اطلاعاتعمليات صحراييتجزيه وتحليلهاي آماريجمع بندي ونتيجهگيريتنظيم پايان نامه
8 – منابع
1- احمدي لشكناري، ه. باقرزاده، ح. قهرماني، ل. مهدوي، ا. (1388). معرفي اقتصاديترين محصولات غيرچوبي جنگلهاي زاگرس شمالي (مطالعه موردي: جنگل آرمرده شهرستان بانه). سومين همايش ملي جنگل
2- اميرنژاد، ح. ???6. اقتصاد منابع طبيعي. چاپ اول، انتشارات جنگل جاودانه، ساري .295ص.
3- بهمني، ه. 1387. استفاده و توسعه محصولات غيرچوبي جنگل؛ مطالعه موردي شهرستان مرودشت استان فارس. پاياننامه کارشناسي ارشد، دانشکده منابع طبيعي، دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبيعي ساري.
4- بهمني، ه. لطفعليان، م. فلاح، ا. 1388. ارزيابي اقتصادي- اجتماعي بهرهبرداران محصولات غيرچوبي جنگلي (مطالعه موردي: شهرستان مرودشت). سومين همايش ملي جنگل.
5- پناهي، م. 1384. ارزش گذاري اقتصادي جنگلهاي خزري؛ مطالعات موردي در سه حوزه جنگلداري چوب و کاغذ مازندران، خيرود کنار و چوب و کاغذ گيلان. رساله دکتري، دانشکده منابع طبيعي، دانشگاه تهران.
6- جوان، ج. 1368. جمعيت ايران و بستر جغرافيايي. انتشارات دانشگاه مشهد، 170ص.
7- دهقانيان، س. کوچکي، ع و کلاهي اهري، ع. 1374. اقتصاد محيط زيست. چاپ اول، انتشارات دانشگاه فردوسي مشهد، 437 ص.
8- عباسيفر، ا. 1387. ارزيابي مالي و اقتصادي طرح جنگلداري نمخانه جنگل آموزشي-پژوهشي دانشکده منابع طبيعي خيرود. پاياننامه کارشناسي ارشد، دانشکده منابع طبيعي، دانشگاه تهران.
9- معافي، م. لطفعليان، م. حجتي، م. پارساخو، آ. 1387. ارزشگذاري اقتصادي بر عملکرد زيست محيطي اکوسيستمهاي طبيعي. دومين همايش منطقهاي منابع طبيعي و محيط زيست.
10- مهدوي، ا. 1385. بررسي محصولات فرعي جنگل و روشهاي بهرهبرداري از آنها در شهرستان کامياران. پاياننامه کارشناسي ارشد جنگلداري، دانشگاه تهران، 86ص.
11- ورهزردي، ز. 1390. ارزشهاي اکولوژيکي، دارويي و اقتصادي گونه (Myrtus communis L.) و توانمندسازي جوامع روستايي. همايش ملي جنگلهاي زاگرس مرکزي؛ قابليتها و تنگناها
a. Croitoru, L. 2007. Valuing the non-timber forest products in the Mediterranean rgion. Ecological economics, Vol. 63. pp: 768-775.
b. Croitoru, L. 2007. How much are mediterranean forests worth?. Forest policy and economics9, pp536-545.
c. De Groot, R. S. Wilson, M. A. Boumans, R. M. J. 2002. A typology for the
classification, description and valuation of ecosystem function, goods and services.
Ecological Economics, 41: 393-408.
d. Dewi, S. Belcher, B. Puntodewo, A. 2005. Village Economic opportunity Development vol33, No9, pp1419-1434.
e. Ellatifi, M. 2007. Morocco. In Merlo, M. and Croitoru L. (Eds.), Valuing Mediterranean Forests: Towards Total Economic Value. CABI. Publishing, Wallingford, Oxon, pp. 69-87.
f. Ndangalasi, H. Bitariho, R. B.K. Dovie, D. 2007. Harvesting of non-timber forest Products and Implications for Conservation in two Montane forest of East Africa. Biological Conservation Vol.34, pp: 242-250
g. Jensen, A. 2009. Valuation of non_timber forest products value chains. Forest policy and Economics vol110, 34-41
h. Kolenka, I. Pulkrab, k. 2002. The finacing of non_market forest services. Journal of forest science48, 11, pp508-511
i. Mahapatra, A. Tewari, D. 2005. Importance of non_timber forest products in the economic valuation of dry deciduous forests of India. Forest policy and Economics7, pp455-467
j. http://www.kalhor.mihanblog.com/post/44
k. Misra, M. Dash, S. 2000. Biomass and ergetics of non_timber forest resources in a cluster of tribal villages on the Eastern ghats of orissa. India. Biomass and Bioenergy18, pp229-247
l. Quang, D.V. Anh, T.N. 2006. Commercial collection of ntfps and households living in or near the forest, case study in Que, con cuong and ma, thong Duong, Nigh An, Vietnam. Ecological economics vol 60, 65-74.
m. Schaafsma, M. Morse-jones, S. Swetnam, R. D. Balmford, A. Bateman, I. J. Burgress, N.D. Chamshama, S. A. O. Fisher, B. Green, R. E. Hepelwa, A. S. Hernandez-Sirvent, A. Kajembe, G. C. Kulindwa, K. Lund, J. F. Mbwambo, L. Meilby, H. Ngaga, Y. M. Theilade, I. Terue, T. Vyamana, V. G. Turner, R. K. 2012. Towards transferable functions for extraction of non-timber forest products: a case study on charcoal production in tanzania. Ecological Economics 80, 48-62
n. Turner, R. K. Pearce, D. Bateman, I. 1993. Environmental economics: An elementary introduction Baltimore: The Johns Hopkins Universitty Press, USA.
o. Venkatachalam, L. 2003. The contingent valuation method: a review. Environmental Impact Assessment Review, 24: 89-124.
9- جمع هزينه هاي طرح
الف – هزينه هاي پرسنلي (ريال) 2000000ب – هزينه هاي وسائل و مواد (ريال)2000000پ – هزينه هاي مسافرت (ريال) 3500000ت- هزينه هاي تهيه نشريات و آماده سازي پايان نامه (ريال)2500000جمع کل هزينه ها (ريال)10000000
10- امضاء دانشجو امضاء استاد راهنما11 – نام و نام خانوادگي با قيد تاريخ:

نام و نام خانوادگي با قيد تاريخ

12- در تاريخ…………………………. تعريف پايان نامه در شوراي تحصيلات تکميلي دانشکده مطرح و مورد تصويب قرار گرفت.
امضاء اعضاي شوراي
امضاي اعضاي کميته:
امضاء توضيحات نام و نام خانوادگي رديف دکتر حسن اکبري 1 دکتر محمدرضا پورمجيديان 2 دکتر حميد جليلوند 3 دکتر سيد محمد حجتي 4 دکتر سيد عطاله حسيني 5 دکتر سيد محمد حسيني نصر 6 دکتر اصغر فلاح 7 دکتر مجيد لطفعليان 8
در تاريخ ………………………………. اين موضوع پيشنهادي پايان نامه در پايگاه اطلاعات پايان نامهها و رسالههاي تحصيلات -13
تکميلي کشور به آدرس:http/thesis.irandoc.ac.ir به ثبت رسيده است که کد رهگيري آن ………………………… بوده و کپي ثبت شده آن در اين پايگاه پيوست ميباشد.
امضاء کارشناس دانشکده
14- در تاريخ…………………………. تعريف پاياننامه در شوراي تحصيلات تکميلي دانشکده مطرح و مورد تصويب قرار گرفت.
امضاء اعضاي شوراي:
رديف نام و نام خانوادگي رتبه دانشگاهي امضاء 1 2 3 4 5 6 7 8 9
1 Ellatifi
2 Croitoru
3 Non-Timber Forest Products (NTFPs)
4 Total Economic Value
5 Use Value
6 Non-Use Value
7 Option value
8 Market Price or Revealed WTP
9 Circumstantial Evidence or Imputed WTP
10 Benefit Transfer
11 Surveys or Expressed WTP
12 Misra
13 Dash
14 Kolenka & Pulkrab
15 Dewi
16 Kalimantan
17 Mahapatra
18 Quang
19 Ellatifi
20 Croitoru
21 Ndangalasi
22 Participatory Rural Appraisal methods
23 Jensen
24 Schaafsma
—————
————————————————————
—————
————————————————————
2



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید