دانشگاه آزاد اسلامي
واحد اراک
دانشکده مديريت گروه حسابداري
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد
عنوان:
رابطه بين فرصتهاي سرمايه‌ گذاري با رشد داراييها در شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
استاد راهنما:
دکتر محمدرضا ساربانها
استاد مشاور :
دکتر اسماعيل اميري
نگارش:
عبدالله نوري
پاييز1388
چکيده:
دارايي در علم حسابداري دارايي عبارتست از کليه اموال و حقوقي که داراي ارزش پولي باشند. دارايي‌هاي يک واحد ممکن است پديده‌هاي عيني و مشهود باشند. رشد داراييها عبارت است از از تفاوت داراييهاي سال جاري و داراييهاي دورة قبل و براي نسبي كردن آن مابه التفاوت را برداراييهاي دورة قبل تقسيم مي كنيم . فرصتهاي سرمايه‌گذاري نيز در طي مراحل مختلف چرخه عمر شركت متفاوت است . شركتهايي که از اين فرصتها استفاده بيشتري مي کنند چشم انداز روشني از آينده آنها متصور مي شود . از جمله عوامل تأثير پذير نسبت به استفاده از فرصتهاي سرمايه‌گذاري رشد داراييهاميباشد.فرضيه اصلي اين پژوهش عبارتست ازاينکه فرصت سرمايه گذاري با رشد داراييها همبستگي مثبت دارد. جامعه آماري شامل تمام شرکت هاي پذيرفته شده در بورس مي باشد که از اين تعداد 98 شرکت با استفاده از روش نمونه گيري در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. براي آزمون فرضيه ها از روشهاي آماري تحليل رگرسيون ، معادله خطي ، ضريب پيرسون استفاده گرديد و يافته هاي پژوهش به اين شرح زير بيان مي گردد :
بين فرصتهاي سرمايه گذاري ورشد داراييهاهمبستگي مثبت وجود دارد، هم چنين بين نسبت ارزش بازارسهام به ارزش دفتري سهام و رشد داراييها همبستگي مثبت وجود دارد . بين نسبت ارزش دفتري داراييها به ارزش دفتري سهام عادي و رشدداراييها همبستگي مشاهده نشد و بين ورشد داراييها همبستگي مثبت وجود دارد.
واژهاي کليدي: سرمايه گذاري? فرصت? دارايي? رشد?ارزش دفتري سهام
مقدمه طرح:
در بيشتر مواقع سرمايه گذاران تصميم گيريهايي را در خصوص سرمايه گذاري خود انجام مي دهند و به دنبال حداكثر كردن بازده خود مي باشند. لذا هر گونه اطلاعاتي كه با استفاده از آن بتوان ميزان رشد شركت را پيش بيني نمود مور توجه سهامداران قرار مي گيرد. فرصتها ي رشد نيروي محركي است كه ايجاد انگيزه مي كند و پاداشي براي سرمايه گذاران محسوب مي شود. در اين ميان سرمايه گذاران هميشه بايد در تصميمات سرمايه گذاري خود ريسك را در نظر داشته باشند زيرا آنچه باعث موفقيت مي گردد استفاده بهينه از فرصتهاي سرمايه گذاري موجود است كه جهت اين امر مي بايست سياستهاي مالي موثر بر ايجاد فرصتهاي رشد را در واحدهاي تجاري شناسائي کرد. ارتقاي آگاهيهاي حرفه اي از دستاوردهاي جديد در زمينه سرمايه گذاري همراه با توسعه تكنولوژي ارتباطات باعث شده كه تامين كنندگان سرمايه وجوه خود را در شركتهايي سرمايه گذاري كنند كه امكان كسب سود بيشتري است ؛ از اينرو جريان وجوه (سرمايه) به صورتهاي مختلف تحركي بيش از پيش يافته و در سالهاي اخير انجام سرمايه گذاريها بشدت رشد يافته است و بيشترين تغييرات حسابداري نيز در همين سالها ايجاد شده است. ساده انگاشتن اين تغييرات به منزله عقب ماندگي و عدم موفقيت در صحنه رقابت امروزي مي باشد و بيش از حد گمراه كننده و تضعيف كننده است. آنچه باعث موفقيت مي گردد، استفاده بهينه از فرصتهاي سرمايه گذاري موجود است كه جهت اين امر مي بايست عوامل موثر بر فرصتهاي رشد شركتها را شناسايي كرد. ( واتس و زيمرمن ،1986،36) 1 .
پيشينه تحقيق:
1)تحقيقي توسط اقاي کاوه مهراني تحت عنوان چارچوبي براي تجزيه وتحليل سياستهاي تقسيم سود انجام داده اند . نتيجه :در شرکتهايي که جريان نقد آزاد سهامداران بزرگتر از سود تقسيمي باشد موجب ايجاد فرصتهاي سرمايه گذاري مطلوب در اين شرکتها مي شود زيرا بازده واقعي آنها بالاتر از بازده مورد انتظار سهامداران است.
2) تحقيقي توسط آقاي حميد جعفري و بکي جکي و فرديناند(1999) تحت عنوان (بررسي رابطه بين بدهي، جريانهاي نقدي و سود خالص با فرصتهاي سرمايه گذاري در شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران) انجام گرديد. نتيجه تحقيق به اين صورت است که بين فرصت رشد و سطح بدهي ارتباط معکوس وجود دارد و بين فرصت رشد و خالص جريان نقدي رابطه مستقيم و بين فرصت رشد و سود خالص رابطه مستقيم وجود دارد.
3) آقاي عليرضا زمانپور دانشجوي دوره كارشناسي ارشد حسابداري دانشگاه آزاد اسلامي واحد مشهد مقدس و ويدهان کنت لن و استانکو(2001) تحقيقي تحت عنوان ( ارتباط فرصتهاي سرمايه گذاري و سياستهاي مالي ) انجام داده اند. نتايج تحقيق به اين صورت ميباشد که بين فرصتهاي سرمايه گذاري و سياستهاي مالي رابطه معناداري وجود دارد.
4) آقاي جواد عين آبادي پژوهشي در زمينه ((مديريت نقدينگي در شرکتهاي بزرگ )) در دانشگاه تهران انجام داده اند . نتيجه : پژوهشگر در نتيجه گيري عنوان مي کند که با توجه به تشخيص درست فرصتهاي سرمايه گذاري اکثر مديران مالي در شرکتهاي بزرگ ترجيح مي دهند که مبالغ جريان نقد آزاد شرکت راصرف راه اندازي وسرمايه گذاري در طرحهاي سودآور کنند.
5) تحقيق ديگري توسط آقاي فرامرز شكيبايي تحت عنوان ( بررسي رابطه بين رشد سود و فرصتهاي رشد (فرصتهاي سرمايه گذاري ) در شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شد. نتيجه تحقحق به اين صورت است که بين فرصت سرمايه گذاري با رشد سود ارتباط مستقيم وجود دارد.
6) آقاي کريم رضواني راز پژوهشي تحت عنوان بررسي ارتباط بين جريانهاي نقد آزاد و ميزان بدهي در دانشگاه آزاد اسلامي واحد مشهد انجام دادند. نتيجه: پژوهشگر به اين نتيجه رسيده است که درشرکتهاي داراي فرصتهاي سرمايه گذاري پائين انتظار مي رود که جريان نقد آزاد شرکت در سطح بالا باشد زيرا که اين شرکتها فرصتهاي مناسبي براي استفاده از اين وجوه ندارند.
7)درتحقيقي که توسط فرديناند و بارچ انجام شد رابطه بين فرصتهاي سرمايه گذاري با ميزان بدهي و سياست تقسيم سود در شركتهاي كره اي مورد بررسي قرار گرفت. با توجه با اينكه تئوري اين فرضيه از وجود ارتباط منفي بين فرصتهاي سرمايه گذاري با بدهي و سياست تقسيم سود حمايت مي كند نتايج تحقيق نيز اين تئوري را تائيد كرد و مشخص شد شركتهايي كه داراي فرصتهاي سرمايه گذاري پايين هستند بدهي و تقسيم سود آنها بالا است.
8)در تحقيقي توسط سان جي و مارک(1999) رابطه بين فرصتهاي سرمايه گذاري و رشد تحقق يافته مورد بررسي قرار گرفت. در نهايت محققين به اين نتيجه رسيدند که بين فرصتهاي سرمايه کذاري با رشد تحقق يافته رابطه مثبت وجود دارد.
9)در تحقيقي توسط شلي ها و تون شاندها وتون پرفکت(1998) تئوري فرضيه تحقيق بدين صورت است كه تلفيق فرصتهاي سرمايه گذاري كم و وجد نقد بالا منجر به عكس العمل منفي بازار در برابر صدور بدهي مي گردد. نتايج پژوهش حاکي از اين است که بين جريان نقد آزاد و بازدهبطور كلي محققين به اين نتيجه دست يافتند كه عكس العمل بازار در قبال صدور بدهي بطور معكوس به سطح وجه نقد و فرصتهاي سرمايه گذاري شركت صادر كننده بدهي مرتبط است. غير عادي ارتباط معکوس وجود دارد.
10)در تحقيقي توسط فرديناندو تي سوي(1998) ارتباط بين جريانات نقد آزاد، ميزان بدهي و حق الزحمه حسابرسي با توجه به فرصتهاي سرمايه گذاري مورد بررسي قرار گرفته است. نتايج تحقيق نشان مي دهد كه شركتهايي، كه داراي فرصتهاي سرمايه گذاري پاييني هستند. ميزان بدهي آنها بالا است و در اين شركتها ارتباط بين جريان نقد آزاد و حق الزحمه حسابرسي نسبت به شركتهاي با بدهي آنها بالا است و در اين شركتها ارتباط بين جريان نقد آزاد و حق الزحمه حسابرسي به ميزان بدهي بستگي دارد و با كاهش ميزان بدهي ارتباط به طور تصاعدي افزايش مي يابد.
11) در تحقيقي توسط تسانگراکيس(1996) واكنش قيمت سهام به اعلام انتشار حق تقدم در يونان براي يك دوره 10 ساله از سال 1981 تا 1990 مورد بررسي قرار گرفت. نتايج تحقيق نشان داد كه اعلام انتشار حق تقدم سهام تاثير مثبتي روي قيمت سهام دارد و انتشار سهام مي تواند به عنوان اخبار خوب و مطلوب درباره فرصتهاي سرمايه گذاري آتي شركت تفسير شود.
مباني نظري:
فرصتهاي سرمايه گذاري (IOS)
آينده نگري گروه هاي استفاده كننده از صورتهاي مالي همواره حسابداران را به جستجوي روشهاي برتر تفسير اطلاعاتي مالي هدايت كرده است. مديران نتايج عمليات آتي يك واحد تجاري و توان جذب سرمايه را با اهميت مي دانند و رضايت سهامداران نيز در گرو سود مورد انتظار آنهاست. يكي از روشهاي برتر تفسير اطلاعات، بررسي فرصتهاي سرمايه گذاري است. فرصتهاي سرمايه گذاري در واقع توانايي بالقوه سرمايه گذاريهاي شركت را نشان مي دهد بدين معني كه هر چقدر توانايي انجام سرمايه گذاري شركت در آينده بيشتر باشد، شركت داراي فرصتهاي سرمايه گذاري بيشتري است. همه مردم به نوعي داراي ثروتي هستند كه ناشي از ارائه خدمات در بازار كار است. اغلب مردم در بيشتر مواقع تصميم گيريهايي را در خصوص سرمايه گذاري در زندگي خود انجام مي دهند. براي مثال برخي از كاركنان راجع به اينكه آيا وجوه مربوط به بازنشستگي خود را در سهام سرمايه گذاري كنند يا در اوراق قرضه، تصميماتي را اتخاذ مي كنند.
برخي ديگر از افراد به دنبال حداكثر كردن پس انداز خود از طريق سرمايه گذاري در گزينه هاي ديگر هستند.(فرديناند?برچ?1994?404) 1.
مطالعه دقيق فرصتهاي سرمايه گذاري و اصول مديريت پرتفليو مي تواند باعث مديريت بهتر و افزايش ثروت سرمايه گذار شود. به علاوه انتظار مي رود افراد با مطالعه اصول سرمايه گذاري تا آنجايي كه ممكن است از اشتباهات جلوگيري كرده و آگاهانه تصميم گيري نمايند. فرصتهاي سرمايه گذاري باعث ايجاد حرفه و مشاغلي نيز مي شود. كساني كه مي خواهند در اين زمينه به صورت حرفه اي مشغول شوند بايد به مطالعه و پژوهش در رابطه با فرصتهاي سرمايه گذاري بپردازند. كساني كه در زمينه سرمايه گذاري داراي مهارت هستند مي توانند نسبت به افراد عادي از سود بيشتري برخوردار باشند به عنوان مثال كساني كه در تجزيه و تحليل صورتهاي مالي شركتها تبحر دارند در خريد و فروش سهام و كسب سود از كساني كه فاقد اين مهارت هستند، موفقترند. مديراني كه در خصوص پرتفليو و تجزيه و تحليل اوراق بهادار مشغول هستند داراي فرصتهاي شغلي زيادي مي باشند. بسياري از موسسات مالي از قبيل شركتهاي كارگزاري و بانكهاي.سرمايه گذاري اعم از بانكها و شركتهاي بيمه به خدمات تجزيه و تحليل سرمايه گذاري نيازمند مي باشند. شركتهاي كارگزاري با استفاده از تجزيه و تحليل، به ارائه خدمات به مشتريان از طريق ارائه گزارشگري تحقيقي مي پردازند. بانكهاي سرمايه گذاري سعي مي كنند از طريق مشاوران مالي و سرمايه گذاري به فروش اوراق بهادار جديد و ارزشيابي شركتها براي كسب مشتريان جديد بپردازند. همه اين موسسات مالي كه درباره آنها در بالا بحث شد براي مديريت پرتفليو اوراق بهادار خود نيازمند مديران پرتفليو مي باشند. مديران پرتفليو مسئول اخذ تصميمات مناسب در خصوص پرتفليو و خريد و فروش اوراق بهادار هستند. آنها بايد به سوالاتي از قبيل چه چيزي بايد بفروشند، و چه موقع خريد و فروش نمايند پاسخ دهند. عملكرد اين مديران از روي وضعيت پرتفليو شركت برآورد مي شود و ميزان موفقيت اين مديران را مي توان از روي وضعيت پرتفليو آن شركت فهميد. (تهراني?نوربخش?1382?58)1.
فرآيند اجرايي و استفاده از فرصتهاي سرمايه گذاري (IOS) :
اصولاً يك فرصت سرمايه گذاري نشان دهنده مجموعه اي از سياستها و خط مشي ها است و با گذشت زمان همواره مورد تجديد نشر شركت قرار مي گيرد. حداقل پنج مرحله براي برنامه ريزي و كنترل فرصتهاي سرمايه گذاري مي توان بصورت زير مشخص نمود :
1)شناسايي فرصتهاي سرمايه گذاري
2)برآورد و ارزيابي جريانات نقدي فرصتهاي سرمايه گذاري
3)قبول يا رد فرصتهاي سرمايه گذاري بر اساس يك ضابطه پذيرش
4)تصويب اجراي فرصتهاي سرمايه گذاري پذيرفته شده
5)نظارت، كنترل وارزيابي فرصتهاي سرمايه گذاري در حين اجرا(اسماعيل پور?1381?58)2.
1)شناسايي فرصتهاي سرمايه گذاري (IOS) :
فرصتهاي سرمايه گذاري خود به خود اتفاق نمي افتند. بلكه آنها بايد شناسايي نمود و يا اينكه آنها را بوجود آورد. انواع مختلف فرصتهاي سرمايه گذاري ممكن است از سطوح مختلف بخشهاي شركت سرچشمه بگيرد. برخي از فرصتهاي سرمايه گذاري ممكن است توسط مديريت عالي سازمان يا هيئت مديره ارائه شود. مشاركت مديريت عالي در ارائه فرصتهاي سرمايه گذاري ، معمولاً به اقدامات استراتژيك نظير بسط و گسترش فعاليت شركت از طريق سياستهاي مالي كه باعث رشد سود شرکت شده و ورود به بازارهاي جديد محدود مي شود. نظر به اينكه فرصتهاي سرمايه گذاري موجب تخصيص منابع مالي شركت به منظور تحصيل درآمد يا كاهش هزينه ها مي شوند، لذا ممكن است سياستهاي مالي منظم و اصولي براي فرصتهاي سرمايه گذاري از سوي شركت به اجرا گذاشته شود.
2)برآورد و ارزيابي جريانات نقدي فرصتهاي سرمايه گذاري (IOS) :
براي هر فرصت سرمايه گذاري لازم است اطلاعاتي در مورد جريانات نقدي مورد انتظار آينده به دست آوريم تا بتوانيم تفاوت جريانات نقدي شركت را ( با توجه به قبول يا رد فرصت سرمايه گذاري مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم. اما برآورد جريانات نقدي ( جريانات نقدي مورد انتظار آينده ) يكي از مهمترين و از طرفي مشكل ترين كار در تجزيه و تحليل فرصتهاي سرمايه گذاري محسوب مي شود. چون پيش بيني دقيق هزينه ها و درآمدهاي مربوط به فرصتهاي سرمايه گذاري بزرگ دشوار است ، در نتيجه انحراف از برآوردهاي مربوطه نيز مي تواند تا حدودي قابل قبول باشد. در برآورد و ارزيابي جريانات نقدي ، كاركنان مالي داراي نقش مهمي هستند نقش كاركنان امور مالي در فرآيند برآورد و ارزيابي شامل سه مورد مي باشد :
1-هماهنگ كردن تلاشهاي ساير بخشهاي شركت نظير بخشهاي توليد، مهندسي ، خريد و بازاريابي
2-اطمينان يافتن از اين مطلب كه كليه افرادي كه در اين برآوردها دخالت دارند، مفروضات اقتصادي را در نظر گرفته اند.
3-اطمينان يافتن از اين نكته كه انحراف بالايي بين برآوردها وجود ندارد.
3)ارزيابي فرصتهاي سرمايه گذاري (IOS)
پس از بر آورد و ارزيابي جريانات نقدي ، لازم است به منظور تصميم گيري درباره رد يا قبول فرصتهاي سرمايه گذاري ، آنها را مورد بررسي قرار دهيم. ارزيابي فرصتهاي سرمايه گذاري غالباً توسط كارشناسان و متخصصين مالي صورت مي گيرد. افرادي كه فرصتهاي سرمايه گذاري را ارزيابي مي كنند مي بايست افرادي صادق و مستقل باشند و ديدگاه هاي شخصي و فردي خود را در فرآيند ارزيابي دخالت ندهند. شركتها براي ارزيابي فرصتهاي سرمايه گذاري از معيارها و روشهاي مختلف ارزيابي استفاده مي كنند بايستي توجه داشت براي ارزيابي يك فرصت سرمايه گذاري بايد از يك روش ارزيابي صحيح استفاده نمود. يك روش ارزيابي صحيح مي بايست خصوصيات و ويژگيهاي زير را داشته باشد :
1-بايد همه جريانهاي نقدي را براي تعيين سود دهي حقيقي پروژه در نظر داشته باشد.
2-بايد هدف و راهي بدون ابهام را براي تفكيك پروژه هاي خوب از بد ارائه دهد.
3-بايد بر طبق سود دهي حقيقي به دسته بندي پروژه ها كمك كند.
4-بايد اين حقيقت را تشخيص دهد كه جريانات نقدي خالص بزرگتر، از موارد بهتر است.
5-بايد اين حقيقت را تشخيص دهد كه جريان نقدي خالص زودتر، بهتر از جريان نقدي خالص ديرتر است. روش ارزيابي صحيح مي بايست بين فرصتهاي سرمايه گذاري تفاوت قايل شود. روش ارزيابي صحيح ، علاوه بر توجه به سود دهي پروژه ها ، بايستي به ريسك پروژه ها نيز توجه كند. بطور كلي ، روش ارزيابي صحيح بايد دست به انتخاب پروژه هايي بزند كه با سود آوري خوب، ثروت سهامداران شركت افزايش يابد. شركتها در عمل از روشهاي ارزيابي مختلفي براي ارزيابي فرصتهاي سرمايه گذاري استفاده مي كنند. اين روشها را بصورت زير مي توان طبقه بندي نمود :
الف) روشهاي تنزيلي :
-روش ارزش فعلي خالص
-روش نرخ بازده داخلي
-روش نرخ بازده داخلي تعديل شده
-روش شاخص سود آوري
ب)روشهاي غير تنزيلي :
-روش دوره بازگشت سرمايه
-روش معكوس دوره بازگشت سرمايه
-روش نرخ بازده حسابداري
ج) روشهاي تركيبي نظير دوره برگشت سرمايه تعديل شده :
از لحاظ علمي و تئوريك، روش ارزش فعلي خالص ، روش بسيار عالي و منطقي براي ارزيابي فرصتهاي سرمايه گذاري مي باشد. اين روش فرصتهاي سرمايه گذاري را بر حسب قدرت سود آوري رتبه بندي مي كند و از ميان فرصتهاي پيشنهادي ، آن فرصتي را انتخاب مي كند كه موجب افزايش ارزش شركت و ثروت سهامداران گردد.(اسماعيل پور?1381?58)1.
تصويب اجراي فرصتهاي سرمايه گذاري پذيرفته شده :
مشخص كردن فرآيند اداري استاندارد شده جهت استفاده از فرصتهاي سرمايه گذاري ممكن است در عمل امكانپذير نباشد. فرآيند غربال كردن و انتخاب فرصتهاي سرمايه گذاري ممكن است از يك شركت به شركت ديگر تفاوت كند. زماني كه مبلغ سرمايه گذاري در سطح بالا و قابل توجه باشد، در اين صورت ممكن است تعيين و تصويب نهايي فرصتهاي سرمايه گذاري به عهده مديريت سطح عالي گذاشته شود. مديران سطح حالي ممكن است خود افرادي را به عنوان نماينده تعيين كنند كه تعيين و تصويب فرصتهاي سرمايه گذاري بزرگ به عهده ‌آنان باشد. در بعضي مواقع نيز تعيين و تصويب فرصتهاي سرمايه گذاري بزرگ به عهده هيئت مديره يا مجمع عمومي شركت گذاشته مي شود. در بعضي مواقع كه مبلغ سرمايه گذاري در سطح پاييني باشد، مديران عالي به مديران اجرايي اجازه مي دهند تا سطح مبلغ معيني بدون نياز به تصويب مديريت عالي هزينه كنند. پس از اينكه فرصتهاي سرمايه گذاري انتخاب شدند وجوه مورد نياز جهت انجام سرمايه گذاري از سوي امور مالي تخصيص داده مي شود.
4)نظارت و كنترل فرصتهاي سرمايه گذاري :
يك جنبه بسيار مهم در فرآيند اجرايي فرصتهاي سرمايه گذاري نظارت و كنترل است. پيگيري و مقايسه بين عملكرد واقعي با انتظارات و كنترل است. پيگيري و مقايسه بين عملكرد واقعي با انتظارات و بر‌آوردهاي اوليه نه تنها به دستيابي انتظارات برآوردي كمك مي كند، بلكه به ما كمك مي كند تا از روشهاي دقيق تري جهت پيش بيني هاي آتي استفاده كنيم.(همان منبع?1381?58)1.
رشد دارائيها :
دارايي در علم حسابداري، عبارتست از کليه اموال و حقوقي که داراي ارزش پولي باشند. دارايي‌هاي يک واحد ممکن است پديده‌هاي عيني و مشهود باشند. مثل زمين، ساختمان، موجودي نقدي و موجودي کالا، يا به صورت حقوق مالي و امتيازات غير قابل رويت، مثل سرقفلي و مطالبات از اشخاص. دارايي‌ها عرفا از نقطه‌نظر اراده در ترازنامه به گروه‌هاي متمايزي تقسيم مي‌شوند. دو گروه که مورد استفاده بيشتري دارند عبارتند از دارايي‌هاي جاري و دارايي‌هاي ثابت. طبق تعريف جديدتري که در کتاب مباني نظري حسابداري از دارايي شده،دارايي مفهومي مالي است يعني اموال و حقوقي که منافع آتي قابل تقويم به پول دارند وبراثر معاملات، عمليات يا رويدادهاي مشخص به مالکيت يا تسلط مالکانه يک وا حد تجاري درآمده‌اند دارايي آن واحد محسوب مي‌شوند. دارايي يکي ازعناصرحسابداري نشان‌دهندة وضعيت مالي واحد انتفاعي است.(بختياري?1385?62)2.
رشد داراييها عبارت است از از تفاوت داراييهاي سال جاري و داراييهاي دورة قبل و براي نسبي كردن آن مابه التفاوت را برداراييهاي دورة قبل تقسيم مي كنيم .
فرضيه تحقيق:
در اين تحقيق براي نشان دادن و بررسي ارتباط بين فرصتهاي سرمايه گذاري و رشد دارائيها، يك فرضيه اصلي و سه فرضيه فرعي در نظر گرفته شده است كه به شرح ذيل مي باشد : فرضيه اصلي : فرصت رشد با رشد دارائيها همبستگي مثبت دارد. فرضيه هاي فرعي عبارتند از :
فرضيه اول : بين ارزش بازارسهام عادي به ارزش دفتري سهام با رشد دارائيهاي شركت همبستگي مثبت وجود دارد.
فرضيه دوم:بين ارزش دفتري داراييها به ارزش دفتري سهام شركت با رشد دارائيهاي شركت همبستگي مثبت وجود دارد.
فرضيه سوم :بين سود هر سهم به قيمت هر سهم با رشد دارائيهاي شركت همبستگي مثبت وجود دارد.
سرمايه گذاري در رشد داراييها:
رشد داراييها اينطوري تعريف ميشود سهام و اموال‚اين داراييها ميتواند در تملک قراربگيرد به طور مستقيم‚ در شرايطي که سهام يا مال را به اسم خودتان خريداري ميکنيد‚ نيزاز طريق سهام يا اژانس املاک واقعي.و به طور غير مستقيم‚ در شرايطي که سهام را در وجوه تحت مديريت خريداري ميکنيد که سپر در رشد داراييها براي شما محسوب ميشود.سهام و مال بخش بسيار مهمي از مجموعه اوراق بهادار را که به خوبي بسط يافته را تشکيل ميدهد.درصد مجموعه اوراق بهاداري که دررشد داراييها سرمايه گذاري مي کنند به تعداد سهام منتشر شده بستگي خواهد داشت‚از جمله(اما نه محدود به ان) مدت زماني را که شما خواهان سرمايه گذاري هستيد(گاهي اوقان افق زماني سرمايه گذاريتان مي ناميد)و ميزان ايستادگي شما در برابر خطر يعني اينکه به چه ميزان آماده خطر نوسان پذيري قيمت ميباشد.(WWW.50PLUS PTY LTD.COM?2009)3.
دلايل سرمايه گذاري در رشد داراييها:
دارايي هايي که در زمان بيشتري رشد و افزايش مي يابد ميتواند خريد و فروش تاميني با ارزش عليه تورم فراهم کند.اين بدين معني است که مقدار مجموع اوراق بهادار شما ممکن است تعدادي يا همه مقدارش را حفظ کند(گاهي اوقات به عنوان مقدار واقعي ان ياد ميشود)بعد از اينکه هزينه زندگي مورد بررسي قرار گرفته است.اگر مجموعه اوراق بهادار شما در نرخ کمتر از تورم افزايش يابد سپس مقدار واقعي سرمايه گذاري هاي شما کمتر خواهد بود‚که بدين معني است که قادر نخواهيد بود همان ميزان کالا و خدماتي را که در گذشته قادر به خريد بوده ايد خريداري کنيد.(WWW.SSRN.COM/ABSTRACT=415220?2009)1.
روش تحقيق:
پژوهش حاضر داراي يك فرضيه اصلي و سه فرضيه فرعي مي باشد. كه براي معيارهاي فرصتهاي سرمايه گذاري با استفاده از آمار توصيفي، ميانه، ميانگين را محاسبه نموده و سپس ماتريس همبستگي و مقادير بردار ويژه براي ايجاد فاكتور مشترك كه بيان كننده ارتباط بين معيارها است را محاسبه كرده ايم.
جهت فرضيه هاي فرعي اول و دوم و سوم براي هر يك از معيارهاي فرصتهاي سرمايه گذاري يك شاخص را بطور جداگانه محاسبه نموده و رابطه اين شاخصها را با استفاده از مدل آماري رگرسيون مورد بررسي قرار داده ايم. در نهايت با استفاده از نتايج آزمون فرضيه هاي فرعي و همچنين با استفاده از مدل آماري رگرسيون چندگانه در مورد فرضيه اصلي، كه در ‌‌آن ارتباط بين فرصتهاي سرمايه گذاري و رشد دارائيها مورد بررسي قرار مي گيرد نتيجه گيري شده است.
جامعه آماري:
با توجه به اينكه در ايران، بورس اوراق بهادار تنها سازماني است كه داراي اطلاعات در دسترس مي باشد و مراكز اطلاعاتي جامع و كامل ديگري كه بتوان از اطلاعات آن جهت مراكز تحقيقاتي و محققين استفاده كرد و جود ندارد در تحقيق حاضر شركتهاي عضو بورس اوراق بهادار تهران به عنوان جامعه آماري انتخاب شده اند. بر اين اساس با استناد به نشريه صورتهاي مالي كه توسط سازمان بورس به صورت سه ساله منتشر مي شود و همچنين با استفاده از نرم افزار دنا سهم كه حاوي اطلاعات مربوط به صورتهاي مالي شركتهاي عضو بورس مي باشد، جامعه آماري اين تحقيق شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مي باشند.
نمونه آماري:
با توجه به قلمرو زماني، شركتهاي انتخاب شده مي بايست براي دوره 6 ساله مورد بررسي تحقيق، صورتهاي مالي خود را به بورس ارائه كرده باشند. لذا با توجه به موارد مذكور نمونه بر اين اساس انتخاب شده است كه :
1.شركت قبل از سال 81 عضو بورس بوده و براي دوره زماني سال 81 الي 86 صورتهاي مالي را تهيه و بورس ارائه نموده باشد.
2. تعداد شرکتهايي که دوره مالي آنها به 29/12/ ختم نمي شوند.
3. تعداد شرکتهايي که اطلاعات آنها براي محاسبه متغيرها يا ناقص بودن و يا در دسترس نبودند .
در گاهي مواردانتخاب به صورت تصادفي يا غيرتصادفي مشکل و حتي در بعضي موارد غيرممکن است در چنين شرايطي پژوهشگر از نمونه گيري در دسترس استفاده ميکند(دلاور?1385?98)2.
بدليل اينكه تأثير رشد دارائيها در طي يك دوره بلند مدت قابليت تشخيص بيشتري دارد و نتايج تحقيق نيز در يك دوره بلند مدت واقعي تر مي باشند، دوره تحقيق حاضر يك دوره شش ساله مي باشد.
در نهايت پس از بررسي صورتهاي مالي، تنها با اطلاعات 98 شركت دسترسي پيدا كرده و همين تعداد شركت انتخابي به عنوان نمونه تحقيق مورد بررسي قرار گرفت. نام شركتهاي نمونه در جدول پايان اين فصل ارائه شده است.
نتايج تحقيق:
نتايج حاصل از آزمونهاي آماري بطور خلاصه در جدول زيرارائه گرديده است:
فرضيهمتغيرتعداد نمونهضريب همبستگيسطح معني دارنتيجه آزموناصليفرصت هاي سرمايه گذاري و رشد دارائي ها98مقدار آماره آزمون
10.65F=0.0063قبول1نسبت ارزش بازارسهام بهارزش دفتري سهام و رشد دارائي ها980.2820.033قبول2نسبت ارزش دفتري دارائي به ارزش دفتري هر سهم و رشد دارائي ها980.06-0.555رد3نسبت سود به قيمت هر سهم و رشد دارائي ها7840.1510.035قبولجدول: خلاصه نتايج حاصل از آزمونهاي آماري
استنتاج نتايج:
در ادامه به بررسي نتايج حاصل از آزمون فرضيات مي پردازيم.
فرضيه اصلي:
در اينجا ميزان رشد دارائي ها را متغير وابسته دانسته و مي خواهيم ارتباط بين شاخص هاي فرصت هاي سرمايه گذاري را به عنوان متغيرهاي مستقل با آن دريابيم.نتايج تحقيق نشان داد که بين فرصتهاي سرمايه گذاري با رشد داراييها ارتباط مثبت وجود داردو با توجه به اينکه تحقيق تحت همين عنوان زمينه انجام نشده است ولي تحقيق مشابه در اين زمينه وجود دارد و اگر ما رشد سود و رشد تحقق يافته و سياستهاي مالي واندازه شرکت وميزان بدهي را متغير وابسته و مشابه با رشد داراييها در نظر بگيريم يافتهاي تحقيق ما نتايج تحقيق حميد جعفري(1382)وفرامرز شکيبايي(1382)وفرديناند و بارچ(1999)و ويدهان?کنت لن و استانکو(2001)وسان جي و مارک(1999)وبي کي جکي و فرديناند(1999)و فرديناند و تي سوي(1998)راتاييد مينمايد.
فرضيه فرعي اول:
ضريب همبستگي بين دو متغير نسبت ارزش بازارسهام به ارزش دفتري سهام با رشد دارائي برابر با 0.282مي باشد.
يافته هاي آماري مؤيد اين نکته است که بين نسبت ارزش بازارسهام به ارزش دفتري سهام با رشد دارائي ها رابطه معناداري وجود دارد و فرضيه پژوهشي تاييد است و نتايج اين فرضيه با تحقيق اقاي شکيبايي(1382)مغايرت دارد ولي با فرضيه اقاي سان جي و مارک(1999)و فرديناند و تي سوي(1998)وفرديناند و بارچ(1999)و ويدهان و کنت لن و استانکو(2001)مطابقت دارد.
فرضيه فرعي دوم:
ضريب همبستگي بين دو متغير نسبت ارزش دفتري داراييها به ارزش دفتري سهام با رشد دارائي برابر با 0.06-مي باشد.
يافته هاي آماري مؤيد اين نکته است که بين نسبت ارزش دفتري داراييها به ارزش دفتري سهام با رشد دارائي ها رابطه معناداري وجود ندارد و فرضيه پژوهشي رد شده است ونتايج فرضيه سان جي و مارک(1999)راتاييد ميکند.
فرضيه فرعي سوم:
ضريب همبستگي بين نسبت سود هر سهم به قيمت هر سهم در شرکت هاي مورد بررسي پژوهش برابر 0.151 مي باشد.
يافته هاي آماري مؤيد اين نکته است که بين نسبت سود هر سهم به قيمت هر سهم در اين پژوهش رابطه مثبت وجود دارد و رابطه بين اين دو متغير مثبت مي باشد و فرضيه پژوهشي تاييد مي شودو با نتايج تحقيق شکيبايي(1382)سان جي ومارک(1999)وفرديناند و بارچ(1999)و ويدهان? کنت لن و استانکو(2001)وفرديناند و تي سوي(1998)مطابقت دارد.
پيشنهادها:
در طي انجام پژوهش، با بررسي منابع اطلاعاتي در ارتباط با موضوع پژوهش و با توجه به نتايج و دستاوردهاي پژوهشي حاضر، پيشنهاداتي مورد توجه محقق قرار گرفته که به دو دسته تقسيم مي گردند. دسته اول پيشنهاداتي در ارتباط با موضوع تحقيق و يافته هاي آن و دسته دوم به پيشنهاداتي جهت تحقيقات آتي مي باشد.
پيشنهاداتي در ارتباط با موضوع تحقيق:
1) با توجه به اينکه نتايج تحقيق نشان مي دهد بين فرصت هاي سرمايه گذاري و رشد دارائي ها رابطه وجود دارد به استفاده کنندگان صورت هاي مالي از جمله سرمايه گذاران پيشنهاد مي گردد که قبل از اتخاذ هرگونه تصميمي مبني بر اينکه در چه شرکتي سرمايه گذاري کنند فرصت هاي سرمايه گذاري شرکت را مورد تجزيه و تحليل قرار دهند و شرکت هايي را انتخاب کنند که داراي فرصت هاي سرمايه گذاري بيشتري باشند.
2) به مديران شرکت ها پيشنهاد مي شود براي افزايش رشد دارائي ها با بررسي دقيق فرصت هاي سرمايه گذاري و استفاده از اين فرصت ها مثلاً با خريد به موقع دارائي هاي بلند مدت و استفاده از تکنولوژي جديد و استفاده از ظرفيت بلا استفاده زمينه رشد مطلوب دارائي هاي شرکت را فراهم کنند.
پيشنهادات در ارتباط با تحقيقات آتي:
1) در اين تحقيق رابطه بين فرصت هاي سرمايه گذاري و رشد دارائي ها مورد بررسي قرار گرفت، پيشنهاد مي گردد رابطه بين فرصت هاي سرمايه گذاري و عملکرد شرکت مورد بررسي قرار گيرد.
2) پيشنهاد مي شود،بررسي بين فرصت رشدباسودخالص بعد ازكسرماليات انجام شود.دراين تحقيق مي توان ازسه نسبت زيرجهت اندازه گيري فرصت رشداستفاده كرد:
الف) نسبت ارزش بازار دارايي ها به ارزش دفتري داراييها
ب)نسبت ارزش بازاركل سهام به جمع ارزش دفتري كل سهام
ج)نسبت ارزش دفتري ناخالص اموال ماشين الات وتجهيزات به ارزش بازار شركت
3)بررسي رابطه بين فرصت رشدورشدتحقق يافته انجام شود.دراين تحقيق مي توان ازمعيارهاي كه سان جي ومارك (1999)بعنوان معيارهاي فرصت رشددرتحقيقات خوداستفاده كرده اندبشرح زيراستفاده شود:
الف)نسبت هزينه استهلاك به ارزش بازارداراييها.
ب)نسبت مخارج سرمايه اي به ارزش دفتري داراييها.
ج) نسبت مخارج سرمايه اي به ارزش بازار داراييها.
دراين تحقيق مي توان جهت اندازه گيري رشدتحقق يافته ازارزش دفتري داراييها به رشدفروش، نسبت به يك سال پايه براي يك دوره مالي 10ساله استفاده شود.
4)پيشنهاد مي شود که تأثير روابط فرصتهاي سرمايه گذاري و پاداش هيئت مديره در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس تهران مورد مطالعه قرار گيرد .
5) يکي از پيشنهادها در زمينه پژوهشي حاضر، بررسي رابطه بين فرصت هاي سرمايه گذاري و رشد فروش مي باشد که جهت اندازه گيري فرصت هاي سرمايه گذاري از شاخص هاي متعددي از جمله نسبت ارزش دفتري دارائي ها به ارزش بازار دارائي ها، نسبت هزينه استهلاک به ارزش بازار دارائي ها و نسبت هاي به کار برده شده در تحقيق حاضر مي توان استفاده نمود و براي محاسبه رشد فروش ابتدا فروش دوره قبل را از فروش سال جاري کسر نموده سپس حاصل را بر فروش دوره قبل تقسيم مي کنيم و در نتيجه با استفاده از شاخص هاي مذکور مي توان ارتباط بين فرصت هاي سرمايه گذاري و رشد فروش را مورد بررسي قرار داد.
فهرست منابع فارسي:
1.اسماعيل پور،م،1383،”استراتژي هاي موفق معامله گري در بازار بورس ،مجله بورس ، شماره 38،29تا32″ .
2.اسلامي بيدگلي ،غ ،بيگدلو،م.،1385،”همسنجي بازده و ريسک فرصت هاي جايگزين سرمايه گذاري در ايران” ،بررسي هاي حسابداري ،سال چهاردهم،شماره 44،دانشکده مديريت تهران ، 149تا 175.
3. بختياري،پ،???? ،”حسابداري دارايي‌ها”، “انتشارات سازمان مديريت صنعتي”،62 .
4.بزرگ نيا، ق،وار قامي، ن ،1370 “آمار چند متغيره كاربردي”،76..
5. تهراني، ر،1382،نوربخش عسگر “مديريت سرمايه گذاري”، انتشارات نگاه دانش،54.
6.جمشيدي،ق،1382، “بازار سرمايه “،انتشارات شركت سرمايه گذاري توسعه صنعتي ايران،58 .
7.دلاور،غ،1385،”روش حقيق”،98.
8.رضازاده،ج،1382،”تأخيراعلام عرضه سهام جديد بر قيمت سهام شرکت هاي عرضه کننده سهام ،پايان نامه کارشناسي ارشد “، دانشکده مديريت تهران ،45تا53.
9.رضواني راز،ک،1383،”بررسي ارتباط بين جريانهاي نقد آزاد و ميزان بدهي،پايان نامه کارشناسي ارشد ، دانشگاه آزاد اسلامي واحد مشهد” ،59تا73.
10.زمان پور،ع ،1381،”بررسي رابطه بين فرصتهاي سرمايه گذاري و سياستهاي مالي در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” ، پايان نامه کارشناسي ارشد ،دانشگاه آزاد اسلامي واحد مشهد،46تا52.
11.عين آبادي،ج، 1382،”مديريت نقدينگي در شرکتهاي بزرگ” ،پايان نامه کارشناسي ارشد ، دانشکده مديريت تهران ، 47تا69.
12.مهراني ،ک ،1381،”چارچوبي براي تجزيه و تحليل سياستهاي تقسيم سود” ،رساله دکتري ،دانشکده مديريت تهران ،57تا69.
13.نظري ،ر،1384،”حسابدراي سرمايه گذاري بلندمدت ،سازمان حسابرسي” ،نشريه 117 ، 41.
14. نيرومند، ح،1382، “آمار چند متغيره كاربردي”،بي نام،82.
فهرست منابع انگليسي :
1)Bikki Jaggi-Ferdinand A Gul” Ananalysis of joint effects of investment opportunity set, Free cash flow and size on corporate Debt policy” reviewe of Quantitative Finance and Accounting 12(1999): P371.
2)Ferdinand A Gul-Judy S.L.T sui” A test of the free cash flow and debt monitoring hypotheses: Evidence from audit princing” Journal of Accounting and Economics 4-1998 P 219.
3)Ferdinand A . Gul-Burch T . Kealey ” Nivestment Opportunity Set and Corporate Debt And Dividend Policies Of Koreancompanies review of Quantitative Finance and Accounting,P10-401(1999).
4)FERDINAND A.GUL, BURCH T.KEALEJ, Review of Quntitative Finance and accounting 2 Quntitative (1999 ).
5).Hasen,J.,Chaplinskj,D.,1993,An Analysis of Liability assertion at Market Rraction, Journal of Finance ,Vol. 22.p.19
6).Partch ,B.,Mikkeision,J.,1998,Correlation issuance Liability and price stock , Journal of Finance , Vol.24 P.18
7)Sanjay Kallapur-Mark A. tromBley” The association between investment opportunity set proxies and realized growth” Journal of business Finance and Accounting 26(3),(4) April/may 1999.
8)Shyam,Sunder (1997) theary of accounting and control” South- Western Publishing
9)Sawn D. Howton-Shelly Howton-StevenB. Perfect “The market Reaction to straight Debt issues: the effects of free cashFlow” Journal of Finance research vol xxl, No 2 ,P219, summer (1998).
10)Titman.A.,opler ,B.,1993,Correlation into investment opportunities to Free Cash Flow in Company Leveraged Buyouts, Journal of Accountig,Vol.45,9.28.
11)Lang,L.H.P.,Ofek, E., 1995, Why do firms invest in Eastern European Financial Management 1,PP.147-171
12)Vidhan k. Goyal- Kenneth Lehn-stanko Racic “grow opportunity and corporate Debt policy: the case of the U.S. Defence industry” Hong kong university of science and technology, may 2001.
13)Watts , and Zimmerman.J.1986.Positive Accounting Theory , Prentic Hall Inc. (1997).
1 -Whats & Zimermand,1986,36
1FERDINAND A.GUL, BURCH T.KEALEJ
—————
————————————————————
—————
————————————————————
2



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید